بایگانی

بایگانیِ اکتبر 2009

آقای خامنه ای ، با » شریف » ی ها نپلکید !

اکتبر 31, 2009 9 دیدگاه

بازی وبلاگی به دعوت مسیح علی نژاد و حمایت از محمود وحید نیا

منبع : جرس نویسنده : سارا زرتشت

اول  : مراحل ِ ثبت نام  در دانشگاه کمتر ازنیم ساعت  طول کشید .  آن روزها  پای کامپیوترهای شخصی به ایران باز نشده بود  و از اتوماسیون  هم خبری نبود  و در آن شرایط  ،  نیم ساعت  ، زمان بسیار کمی برای ثبت نام بود  .  نظم و کیفیت مراحل ِ ثبت نام  در کنار ِ دیدن تالار های  «  شش گانه دانشگاه  شریف «   خاطره خوشی  را از روز اول ِ  دانشگاه  در ذهن ها   ثبت  می کرد  .  هنگام خروج از هال تالارها ،   بولتنی را هم در خصوص معرفی دانشگاه  توزیع می کردند . نرسیده به سلف سرویس ، تاریخچه تاسیس دانشگاه را خوانده بودم . این که نام سابق دانشگاه «آریامهر » بوده است و این که شخص شاه تولیت دانشگاه را به عهده گرفته و ابلاغش را برای دکتر مجتهدی نوشته است . این که شاه خواسته است با تاسیس این دانشگاه  ضمن تاسیس یک مرکز معتبر علمی- دانشگاهی  با استفاده  از برجسته ترین نخبگان ایرانی ، پایگاهی را هم برای خود در میان دانشگاهیان و نخبگان داشته باشد .  در خصوص  بودجه  مستقل دانشگاه  و نقش ِ  دربار و  فرح هم چیزهایی نوشته  شده بود . انتقال دانشگاه به اصفهان و درگیر شدن اساتید با  شاهنشاه و چیزهایی از این قبیل . اما جالب تر از همه برایم سابقه ی نامگذ اری  دانشگاه بود .  یک سال پس از انقلاب 57 نام  دانشگاه در یک همه پرسی  انتخاب می شود و از میان سه نام پیشنهادی نام  » شریف  «  بیشترین رای را می آورد  . نامی بر گرفته از نام ِ  «شریف واقفی» دانشجوی دانشگاه آریامهر که از سران مجاهدین بوده و در یک ماجرای پر ابهام ترور می شود .. به هرحال یکی از نخبگان شریف توانسته بود  دانشگاه» آریامهر»  را به نام خود ثبت کندSharif_University_Avicenna_Building

دوم : سالن تربیت بدنی دانشگاه صنعتی شریف ، میهمان ِ علی اکبر هاشمی رفسنجانی بود .  آن روزها هاشمی رفسنجانی در اوج قدرت بود و اگر چه شخص دوم ِ مملکت بود اما  مخالفانش به طعنه او را  «اکبر شاه «  می نامیدند .   آن روزها  سالن تربیت بدنی  دانشگاه تنها سالنی بود که می توانست  پذیرای  دانشجویان ِ برای مراسم ِ پرسش و پاسخ باشد . نشستن بر روی کفپوش ِ سالن ِ تربیت بدنی  ،  در کنار ِ  پروفسور مهری و دکتر  منصوری ودکتر  صالحی و دکتر شهشهانی و … خالی از لطف نبود ! . هاشمی رفسنجانی باهوش بود و اکثر وقتش را با سخنرانی گذراند و در آخر به چند سوال گزینشی نخبگان ِ گزینشی  پاسخ داد . ظریفی – شاید به طعنه – از  کمبود ِ توپ ِ پینگ پنگ در دانشگاه  گلایه کرده بود تا رئیس جمهور  با خونسردی ،  از اقدامات خود در خصوصِ ساخت کارخانه  های  توپ سازی  ! آماری بدهد  . این خونسردی در جواب ،  سبب شد تا یکی از  نخبگان ِ شریف  با صدای ِ  بلند  به هاشمی اعتراض کند که  «  چند نفر از دانشجویان را به سالن راه نداده اند و آنها را  به خاطر مخالفت با سیاست های او ، دارند از دانشگاه اخراج می کنند  ،  اما او دارد در مورد توپِ پینگ پنگ حرف می زند …«   اما هاشمی رفسنجانی  خود را مستغنی تر از آن می دانست تا به آن نخبه  اعتنا کند و نماز هم بهانه ی خوبی بود تا  جلسه ی پرسش و پاسخ تمام شود و  حراست ِ دانشگاه  هم برای آن نخبه  کافی بود  تا از سالن بیرون رفته شود  و  دیگر در دانشکده ی برق هم دیده نشود  . دکتر علی اکبر صالحی و دکتر اعتمادی بی شک  در صدد ِ تکذیب ِ این موضوع بر نخواهند آمد و دانش آموختگان برکلی و ام آی تی   با حافظه خوبی که دارند ، قطعا ً  این صحنه را به یاد می آورند .

سوم : تاریخ آن روزها را نمی توانم به یاد بیاورم ! اما  میدانم که  در همان ایام  مادر ِ محمود وحید نیا ، از این که خداوند پسری را به او عطا کرده است ، خوشحال بود و  بی شک اگر می دانست   روزگاری  فرزندش  نام دانشگاه  صنعتی شریف را در صدر اخبار قرار می دهد و مفهوم ِ  نخبه گی  و انتقاد را  به ارباب ِ قدرت  گوشزد می کند   از تولدش  بیشتر خوشحال می شد .  خبرِ  انتقادات صریح و واضح ِ محمود وحید نیا از مقام رهبری  به گوش ِ  عالم و آدم رسیده است و استدلال ها و  نماز نخواندن ِ مقام عظمای ولایت و ولی امر مسلمین جهان  در جمع ِ نخبگان را همه شنیده اند . ..

ادامه دارد …

منبع : جرس نویسنده : سارا زرتشت

آقای الف ! نگران جان ِ «محمودِ ما » نباشید ،نگران ِ محمود جان ِ خودتان باشید .

اکتبر 31, 2009 3 دیدگاه

آقای الف ، آقای توکلی

زحمت نکشید . محمود وحید نیا را به ما معرفی نکنید . نگران خنده های ِ محمود ما نباشید . خنده های محمود همه ی ما را شاد می کند . نگران کسانی باشید که از خنده های محمود و از نظرات محمود و  از حرف های محمود  ، به گریه افتاده اند . اصلا بهتر است شما همان نگران محمود خودتان باشید . همان کارهای خودتان را ادامه دهید و سراغ معاون های نخبه ی محمود خودتان بروید و حساب تان را با  رحیمی و کردان و هاشمی تسویه کنید .حتی لازم  نیست نگران جان ِ محمود ما باشید . شما همان نگران ِ محمود جان ِ خودتان باشید .

آقای الف ،

این روزها خنده زیاد شده است . همه خنده شان می گیرد . البته نه از فرط شادی . از اخبار شما . از اخبار رسانه میلی . از تحلیل های شما . از ادای بی طرفی شما همه خنده شان می گیرد .خدا خیرتان دهد که  این گونه خلق الله را می خندانید .  اصلا اگر ما شما را نداشته باشیم به که بخندیم .

آقای توکلی ،

خداییش فکر می کنید ما شما را نمی شناسیم . یعنی  توقع دارید جر زنی  شما  پسر خاله ها از چشم نخبه های این ملت پنهان بماند . یعنی شما هنوز فکر می کنید با نخبه هایی مانند کردان و رحیمی و مشایی و توکلی روبرو هستید …

آقای الف ، نه آقای توکلی

ماهم از اخباری که شما منتشر می کنید خنده مان می گیرد ... اخبارتان مستدام

——-

پی نوشت : الف نوشت :  به دنبال انتشار اخباری درباره برخورد با محمود وحیدنیا، نخبه جوانی که روز چهارشنبه بدون هماهنگی با مجری مراسم و به دعوت رهبر انقلاب، پشت تریبون قرار گرفت و شجاعانه انتقاداتی مطرح کرده بود؛ خبرنگار الف روز جمعه صحت و سقم اخبار منتشره توسط تلویزیون­ها و سایت­های فارسی زبان خارجی را از وی جویا شد.
وحیدنیا با تاکذیب اخبار منتشره درباره برخورد با وی، گفت: تمایلی برای مصاحبه و حاشیه سازی رسانه ای ندارم و وقتی مطالب برخی سایت‏های خارج نشین در مورد حرفهایم و نحوه برخورد رهبری و کل این ماجرا را که می‏شنوم ‏خنده‏ام می‏گیرد. وی افزود: انتظارم هم از جامعه و نخبگان این است که بیش از این شایعات پخش نشود و در جهت بهتر شدن اوضاع تلاش کنیم. وی تاکیدکرد: فکر می‏کنم آن‏چیزی که از حواشی این جلسه در سایت‏های مختلف روایت شده، آنچه در سایت الف منعکس شد ، بیشتر به واقعیت نزدیک است.
این دانشجوی ریاضی دانشگاه شریف با رد هماهنگی قبلی با برگزار کنندگان مراسم، گفت: من متنی آماده کرده بودم ولی نتوانستم متن‏ام را داخل ببرم چون کلا» اجازه نمی‏دادند نامه‏ای به داخل برده شود ولی من، آن‏چیزی که از متنم به خاطر داشتم به زبان آوردم….

خلاصه بیانیه شماره 14 مهندس موسوی

اکتبر 31, 2009 15 دیدگاه

کلمه:  مهندس میرحسین موسوی  در آستانه ی یوم الله سیزدهم آبان بیانیه ای خطاب به ملت شریف ایران صادر کرد .

نکات اصلی و خلاصه بیانیه  :

13 آبان یک قیام بود …سیزدهم آبان روز رهبران سیزده ساله است ..

آنک سیزدهم آبان، این ســــــــبــــــزتــــــــــــــــریـــــــــن روز سال دوباره از راه می‌رسد.

آیا امروز قابل‌تصور است که حرکت مردم بر اثر بازداشته شدن همراهی  ، از همراهی خاموش شود؟ اگر اینگونه باشد دستاوردهای چهل و پنج سال تاریخ معاصر خود را از دست داده‌ایم .

حرکت ما از واگذار کردن اسلام به جبهه خرافه‌پرستان و سپردن انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان، از ناچیز شمردن میراث و میوه مبارزات یک‌صدساله مردم ایران و جایگزین کردن آن با تصوراتی گنگ، و از جدایی و بیگانگی نسبت به ریشه‌های تاریخی‌اش نفع نمی‌برد،

همین که خواسته‌ای در جامعه متولد می‌شود دیگر هیچ کس قادر نیست از برآورده شدن آن ممانعت کند و دولت‌ها تنها می‌توانند بر مقادیری چون زمان و میزان و شکل تحقق آن تاثیر بگذارند.آیا ما هم می‌توانیم بر این مقادیر اثر داشته باشیم؟ آری. المعروف بقدر المعرفه؛ کما این که در این چند ماه مردم ما بیش از آن که از رنج‌های خود گنج به دست آورده باشند از برکات خردمندی خود بهره‌مند شده‌اند.

راه سبز ما یک مسیر عقلانی است و این یک بشارت است، زیرا نشان می‌دهد که ما تا انتها بر سر خواسته‌های خود مستحکم خواهیم ایستاد. اگر دچار تندروی و رفتارهای افراطی بودیم شک نکنید که با دستانی خالی از نیمۀ راه باز می‌گشتیم، زیرا افراط راه را برای تفریط باز می‌کند.

دولتمردان نه مشکلات جهان را حل کردند و نه بر حقوق تردیدناپذیر ملت خود تاکید نمودند، که با گشاده‌دستی از این حقوق عقب نشستند. آنها نشان دادند که حتی در تسلیم شدن و کرنش کردن افراط‌گرند.

دیر یا زود – بلکه به امید خدا بسیار زود مخالفان مردم صحنه را ترک می‌کنند. آیا آن روز باید کشوری تخریب شده برای ملت باقی بماند؟ آن چیزی که امروز باید نگران آن باشیم مصالح کشور است، زیرا کشور جز صاحبان اصلی‌اش کسی را ندارد که در این باره ابراز نگرانی کند.

تاکید بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک راهبرد کلیدی برای ساختن فرداست. با چنین راهبردی ما در تاریکی قدم نمی‌گذاریم و میراث‌های به جا مانده از مبارزات نسل‌های پیشین را به هیچ تقلیل نمی‌دهیم.

سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند. این روز عزیز را به ملت ایران تبریک می‌گویم و برای گروهی از آفرینندگان این مناسبت که اینک در بندند و دیگر اسیران نهضت سبز از خداوند آزادی، شکیبایی و پاداشی متناسب با نیت‌های بلندشان آرزو می‌کنم.

محمود وحید نیا …کاوه ی آهنگرما

اکتبر 29, 2009 104 دیدگاه
محمود وحید نیا .. کاوه ی آهنگر ما

بدو گفت مهتر به روي دژم .. كه بر گوي تا از كه ديدي ستم ؟ (صحنه ای که رهبری به محمود وحید نیا اشاره می کندبیاید)

(تکمیلی 1و2و3 را هم بخوانید)

توضیح  مهم : عکس واقعی است و دقیقا ً  مربوط به همان صحنه و لحظه ای است که  محمود وحید نیا را صدا می زند و به هیچ وجه نمادین نیست !
..
كــه بــر گــوي تـــا از كـه ديـــدي ستـم
بــــدو گفـت مـهتـر بــه روي دژم
كـــه شـاهـا مـنـم كــاوه ي دادخـــواه
خـروشـيد و زد دسـت  بـــر سر ز شـاه
ز شاه آتـش آيـد هـمي بـر سـرم
يـكي بي زيان مـرد آهـنگـرم
بـبايـد بــديـن داسـتان داوري
تـــو شـاهي و گر اژدها پـيـكـري
چـرا رنـج و سـخـتـي هـمه بهر مــاست
كه گر هـفت كشـور بـه شاهي تراست
..
..
—————————————–

اصل خبر  : در پایان خامنه ای پرسید کس دیگری صحبتی نداره؟ تعدادی دست بلند کردند و یک نفر بلند شد ایستاد که خامنه ای گفت برود صحبت کند. این دانشجو سخنان شدیدا انتقادی را شجاعانه و درکمال خونسردی بر زبان راند. وی خود را دانشجوی رشته ریاضی دانشگاه شریف ( محمود وحید نیا ) معرفی کرد و در ابتدای صحبت گفت که این کسانی که از طرف نخبگان آمدند و از روی کاغذ حرفهایی زدند نماینده تمام نخبگان نبودند و ما آنها را انتخاب نکرده بودیم. این حرف با تشویق شدید و استقبال حضاری که قبل از آن با صحبتهای خواب آور کسل شده بودند همراه شد. سپس وی حرفهای خود را به این شکل ادامه داد( که من سعی می کنم تا جای ممکن عین جملات وی و در غیر این صورت نقل به مضمون بیاورم) :

«حرفهای من در زمینه متفاوتی نسبت به آنچه که دوستان مطرح کردند می باشد و صحبتهای خود را در 3 بخش ارایه می کنم.

 عکس محمود وحید نیا  هنگام اعتراض

محمود وحید نیا : كـــه شـاهـا مـنـم كــاوه ي دادخـــواه

1- متاسفانه صداوسیمای ما بازتاب دهنده ی آنچه که درکشور ما میگذرد نیست. آیا به نظر شما صدا وسیما وقایع اخیر را به همان شکلی که در جامعه ما وجود داشت نشان داد ؟ یا خلاف واقع بود؟ درسته که حرفهای من به صورت سوالی هست اما منظور بنده از لحنم کاملا مشخصه . متاسفانه زمانی که رسانه مادرو مهمترین عنصر اطلاع رسانی مردم بدین شکل رفتار میکند انتظاری از دیگر رسانه های خرد نمی رود. صدا وسیما یی که زیر نظر شما کار میکند و رییس آن را شما تعیین می کنید ، دو حالت دارد : یا به دستور شما این گونه عمل میکند و یا نظارتی بر آن ندارید. این سوال مطرح است که در این 30 سال آیا واقعا جامعه ما به سمت اسلامی شدن و اخلاقی بودن پیش رفته؟ اگر ذره ای هم جواب به این سوال منفی باشد باید به عملکرد خود در این 30 سال شک کنیم.

2 – مساله دوم را من با مثالی در یک مقیاس کوچکتر مطرح می کنم. در یک خانواده زمانی که دو برادر با یکدیگر مشکل دارند اگر پدر خانواده با برادر کوچکتر برخورد خشنی کند ، برادر بزرگتر هم به خود این اجازه را می دهد که با برادر کوچکتر رفتار خشونت آمیز داشته باشد. شما که مقام پدری دارید وقتی با مخالفان خود آن گونه برخورد می کنید عوامل پایین تر نیز به طبع آن رفتاری دارند که همه میدانند درزندانها چه گذشت. در مورد وقایع زندانها من به یاد دارم که در یکی از سخنرانی ها فرمودید که با مسببان این گونه وقایع و متخلفان زندانها به شدت برخورد می شود اما.. من خودم در یک تظاهرات سکوت در تاریخ (…) حضور داشتم. اونجا لباس شخصی ها و افراد لباس دار ریختن و همه ما رو زدند.

3- من نمیدانم چرا در این کشور اجازه ابراز هیچ گونه انتقادی در مورد شما داده نمی شود؟ من دراین 5 سالی که روزنامه ها را مطالعه می کنم ندیدم که کسی نقدی به شما وارد کند حتی یک جمله مجلس خبرگان که وظیفه آن نقد و نظارت بر عملکرد رهبری است عملا مشاهده می شود که این کار را انجام نمی دهد. »

محمود وحید نیا
محمود وحید نیا

دربین صحبتها بسیجی هایی که بین حاضران پخش بودند پارازیت می انداختند و داد میزدن که تمومش کن . وسط صحبتها یک برگ کاغذ به اون دانشجو دادند. اونم رو کرد به خامنه ای و گفت که به من گفتن که وقتت تمومه اما اگر اجازه میدین هنوز صحبت دارم. همین موقع بسیجی ها هم صلوات فرستادن که تمومش کنن .خامنه ای گفت از اول هم وقت تموم بود ولی حالا شما صحبتها تو ادامه بده در پایان صحبتهای وی با تشویق شدید وبسیارطولانی نخبگان همراه شد. بعد خامنه ای شروع کرد به جواب دادن و اظهار ناراحتی کرد که اینجا ما نمیخواستیم از این دست صحبتها مطرح بشه و دوست داشتم که در زمینه مسایل نخبگان و علمی بحث بشه و در جواب به اون دانشجو همون حرفهایی رو زد که توی خبرها دیدیم. یعنی در واقع به خاطر صحبتهای اون دانشجو بود که خامنه ای مجبور شد درباره انتخابات حرف بزنه و …

وی پاسخ داد کی گفته از ما انتقاد نمی کنن ؟! من خودم گفتم برید کرسی های آزاد اندیشی تو دانشگاهها بزنید. چرا راه ننداختین خودتون؟ برید انتقاد کنید و…

یک بسیجی ذوب در ولایت هم گفت آقا میخوام بیام دست بوسی . خامنه ای هم چفیه اش رو در آورد گذاشت برای اون و فورا از پرده پشت سرش غیبش زد. به نخبگان گفته بودند انتهای مراسم قراره نماز جماعت به امامت آقا برپا بشه ما سرگردون مانده بودیم که حالا چی به چیه و قراره چی بشه… اونا هم گفتن دیگه تمومه ، نمازی در کار نیست خودتون برید بخونید. در ادامه همایش من دیگه اثری از اون دانشجویی که رفته بود صحبت کرده بود ، در همایش ندیدم….

منبع: وبلاگ freedom for Iran


تکمیلی 1 :

با توجه به خاموش بودن گوشی همراه   محمود وحید نیا  اخبار متناقضی از ایشان به گوش می رسد . در حالی که گروهی از دوستان خبر های سلامتی و فراغت ِ ایشان را  اطلاع می دهند ، بعضی وبلاگ ها در خصوص دستگیری ایشان اخبار بدون منبعی را گزارش کرده اند . به عنوان نمونه در این  .منبع اشاره به دستگیری ایشان توسط حافظت سپاه شده است .

تکمیلی 2 :

واکنش احمدی نژاد به سخنان  محمود وحید نیا : به گزارش خبرنگار اعزامي ايرنا، دکتر محمود احمدي‌نژاد امروز جمعه در ديدار با نخبگان و فرهيختگان استان خراسان رضوي افزود: کسي که مرز دوست و دشمن را نمي شناسد مهم نيست که چه مدرک دانشگاهي و مهارت فناوري دارد.

عکس محمود وحید نیا

احمدي نژاد تصريح کرد: چه بسيار کساني که همه استعدادها، خلاقيت ها و توانايي هاي خود را در بازي در ميدان دشمن به هدر دادند.
رييس جمهوري با تاکيد بر اينکه «بايد مرزها را بشناسيم»، گفت: هر کسي که باهوش بود لزوما نخبه نيست.
وي با طرح اين پرسش که «مفهوم نخبه چيست؟»، ادامه داد: نخبه با انسان هاي ديگر تفاوت‌هايي دارد.
وي نخبگي را جامع نگري تعريف کرد و گفت: نخبگان پيشرو، پيشگام و جلوتر از ديگران هستند و کسي که جزيي نگر است نخبه نمي شود بلکه در جاي خود متوقف مي شود.

منبع : ایرنا

تکمیلی 3 :

عکس محمود وحید نیا

اولین کسی که از ماجرای ِ محمود وحید نیا خبر داد یکی از اعضای سایت بالاترین بود  (Ocean ) و این کار را در یکی از پیام های خود گذاشت . آدرس لینک را این جا ببینید . همان شب مصاحبه و قبل از آن که هیچکدام از سایت ها و وبلاگ ها در این خصوص خبری درج کنند Ocean  این موضع را در یکی از پیام هایش درج کرد . و وقتی یکی از کاربران دیگر از او منبع خواست جواب داد :منبع خودم . درود بر Ocean  و درود بر بالاترین .

تکمیلی 4 : گزارش ویدویی   شبکه بی بی سی د راین خصوص  را در قسمت نظرات ببینید .

تولدت مبارک دیکتاتور کوچک …

اکتبر 28, 2009 14 دیدگاه


این روزها ذهن ِ کوچک ِ احمدی نژاد از رویاهای بزرگش خسته شده است . رویای مدیریت ِ جهانی ، انرژی هسته ای ، سفرهای ِ استانی ، عدالت و مهرورزی و حتی رویای ظهور آقا امام زمان …

رویای مدیریت جهانی احمدی نژاد به یک طنز جهانی  تبدیل شده است و در هیچ مصاحبه ای نمی تواند از آن در امان باشد . نمایش ِ انرژی هسته ای به پرده های آخر نزدیک شده است و همه فهمیده اند که این سی سال را هم مدیون ِ اورانیوم ِ خریداری شده توسط موسوی بوده اند . اندک اورانیوم ِ  5/3  درصدی اش را هم دارند ازاو می گیرند ..سفرهای استانی خطرناک شده اند . برای یک انسان خود شیفته ، هیچ چیز سخت تر از بی اعتنایی نیست . ذهن ِ استکبار زده و خاطر ِ محروم ِ روستاهای دور هم دیگر پذیرای دیکتاتور کوچک نیست . حالا همه احمدی نژاد را می شناسند . حرکات ِ شانه ها ، تغییرات صورت ، لحن ِ کلام و آن دعای معروفش را . دیگر کسی مشتاق دیدن احمدی نیست… وعده ها  همه دروغ اند و دروغ ها همه تکراری…

احمدی نژاد  این روزها تنها مانده است :  حتی نزدیکترین دوستانش هم تنهایش گذاشته اند . علی احمدی قهر کرده و بذر امیدی  پاشیده  نمی شود .  دیگر  الهامی  نمی رسد . لاشخورها ، سر رسیده اند  . بوی جنازه می آید : رحیمی ، کردان  ، مشایی ….توکلی و مطهری  و لاریجانی ها به بازی اش می گیرند . مردان خانه نشین و تغارها  شکسته  و ماست ها ریخته و کاسه لیسان  همه  جمع اند …

احمدی این روزها ،کابوس می بیند : کابوس ِ 25 خرداد و روز قدس تکرار می شود . 13 آبان در راه است . 16 آذر و دانشگاهها .. دانشگاهها .. دانشگاهها  …تاسوعا .. عاشورا  ، بیست و دوم بهمن  ..نه این دیگر کابوس نیست  واقعیت است ..لعنت بر واقعیت …  وای بر من ..

احمدی نژاد این روزها کم آورده است : سه وزیر  ، دو معاون  ،  یک سخن گو   ، اقتصاد ، آنفولانزای خوکی ، …

تولدت مبارک دیکتاتور کوچک

تولدت مبارک دیکتاتور کوچک

.

احمدی  این روزها کم دارد :

یک استان برای سفر.

یک ساعت برای آرامش ،

یک انسان  برای دوست داشتن …

احمدی این روزها به دنیا  آمده است :

تولدت مبارک دیکتاتور کوچک …

شطرنج با گوریل یا پوکر با میمون ِ مست

اکتبر 26, 2009 10 دیدگاه

شطرنج با گوریل ۱ یا پوکر با میمون ِ مست

منبع : جرس نویسنده : سارا زرتشت

p4

( تحلیلی بر بازی

جنبش سبز و ستاد کودتا )

۱. شطرنج ۲ نوعی بازی است .  این بازی به کمکِ مهره های خاصی انجام می شود . در قوانین ِ شطرنج  ، محل اولیه ، ارزش و  نوع ِ حرکت  تمام مهره ها ، تعریف شده است.  قوانین بازی شطرنج ساده  اند  و در طول بازی   ثابت می مانند ،  برخورداری و اجرای قوانین برای طرفین  ِ بازی  یکسان است   و امکان تعطیلی و یا تغییر آنها در طول بازی وجود ندارد.هنگامِ شروع ، بازیکن ها از قوای یکسان و مهره های هم تراز برخوردارند . قوا ی ِ بازیکن ها  در طول بازی تغییر می کند ،  اما  جنس آن ثابت می ماند  . جایگاه یک مهره  ،  می تواند نقش ِ آن مهره را  در بازی ، بیشتر و یا کمتر کند   . گاهی جایگاه یک مهره امکان حرکت را از او می گیرد و حتی  ارزش آن را به صفر می رساند . به صورت کلی ، نتیجه بازی  شطرنج  ،  به  استراتژی ها و خطاها ی بازیکن  وابسته است . یعنی  بازیکنی که استراتژی بهتری دارد  و کمتر خطا می کند برنده است  و خطای بیشتر و استراتژی ضعیف تر سبب می شود تا یک بازیکن  ، بازنده شود .  ترکیب خطا و استراتژی ،  مهارتِ بازیکن را تعیین می کند . به صورتِ مرسوم ،  در بازی شطرنج  ، بازیکن از مهارت خود بهره می گیرد و از خطاهای  حریف به  نفع ِ خود استفاده می کند . قوانین ِ بازی شطرنج ، اجازه می دهد تا  بازی در شرایط ِخاصی ، بدون بازنده تمام شود . یعنی در بازی شطرنج مساوی شدن و یا از سر گیری بازی  ، یک  قانون در خود بازی است  . در بازی های رسمی ِ شطرنج  ، داور حضور دارد و وجودِ داور ،  اجرای قوانین ِ بازی را تضمین می کند . شانس و بلوف در بازی شطرنج جایی ندارند و  بازیکن ِ شطرنج  هیچ حرکتی را بر اساس شانس و یا به قصد ِ بلوف انجام نمی دهد .

۲. پوکر۳ هم نوعی بازی است . این بازی به کمک ِ ورق و با اتکا به منابع بازیکن  انجام می شود  . در قواعد ِ پوکر ، محل اولیه ، ارزش و  نوع ِ جابجایی ِورق ها ،  تصادفی است و ارتباط هر ورق  با ورق های دیگر  ارزش آن را تعیین می کند   . یک ورق در شرایطی که ارتباطی با  ورق های دیگر نداشته باشد ، می تواند ضد ارزش ترین ورق باشد  .  قواعد بازیِ پوکر ، بسیار   بسیار ساده  اند . این قواعد مشخص اند و برای طرفین بازی تفاوتی ندارند ، اما ممکن است در شرایطی  ، تعطیل شوند و یا یک بازیکن  به خاطر منابع کمتر نتواند از آنها برخوردار شود .در آغاز بازیِ پوکر ،  بازیکن ها از برگه ها و قوای یکسانی برخوردار نیستند . قوای بازیکن ها در طول بازی تغییر می یابد و ممکن است جنس آن هم  تغییر کند . ارتباط ِ یک ورق با ورق های دیگر می تواند  نقش ِ آن  ورق را بیشتر و یا کمتر کند . گاهی  وضعیت  منابع ِ یک بازیکن ،  امکان بازی را از او می گیرد۴ و ورقه ها به همراه بازیکن بی ارزش می شوند .به صورت ِ کلی ،  نتیجه ی  بازی پوکر به  منابع ، شانس و قدرت ِ بلوف ِ بازیکن  بستگی دارد .یعنی بازیکنی که از  منابع بیشتری برخوردار است و شانس با او همراه است  و قدرت ِ بلوف بیشتری دارد  برنده است و بازیکنی که منابع کمتری  دارد یا شانس با او همراه نیست و یا کمتر بلوف  می زند ، بازنده است p2. ترکیب ِ شانس و قدرت ِبلوف بازیکن  ،  مهارت بازیکن  را تعیین می کند و به صورت مرسوم بازیکن پوکر  هنگامی می تواند از مهارت خود  بهره گیرد که  از منابع کافی برخوردار باشد .قواعدِ بازی پوکر اجازه نمی دهد بازی در هیچ شرایطی بدون ِ بازنده تمام شود ،  مگر این که  قاعده یا قواعدی  با توافقِ طرفین نادیده گرفته شوند . یعنی در پوکر مساوی شدن و یا از سرگیری بازی ، قاعده ای در خود بازی نیست و به توان و تمایل بازیکنان بستگی دارد . بازیِ  پوکر  یک بازی غیر رسمی است و حضور داور در آن ضروری نیست . خلاقیت و توان تحلیل و فهم انتزاعی در بازی پوکر اهمیت ِ کمتری دارند و بازیکن ِ پوکر  ، بازی خود را مبتنی بر شانس  و  بلوف و البته متکی بر منابع ِ خود انجام می دهد .

۳. با این اوصاف ِ ساده ، تفاوت های روشنی از پوکر و شطرنج را می توان دید  ، اما تفاوت های  بیشتری را هم می توان  برآن ها  افزود  . مثلاً  :  بازیکن پوکر تنها هنگامی می تواند وارد یک دور بازی شود که  از حداقل منابع (چیپ )۵برخوردار باشد در غیر این صورت باید جا بزند اما  بازیکن شطرنج برای ورود به بازی نیازی به هیچ منبع اولیه ای ندارد و تنها کافی است که قوانین بازی را بپذیرد . رفتار بازیکن پوکر در دور بعدی ، تقریبا غیر قابل پیش بینی است و بستگی به منابع بازیکن و قدرت ریسک پذیری و اندازه بلوف  او دارد اما حرکت ِ بعدی بازیکن شطرنج ، اغلب قابل پیش بینی است و به استراتژی و قدرت ذهنی بازیکن  وابسته است . بازیکن  سمج ِ پوکر ،  اگر  منابعش  در یک  دورکفایت نکند  ، بر سر آبرو و موجودیت خود شرط می بندد و  از آن ها  مایه می گذارد  . اگر بازیکن پوکر در  هیچ شرایطی عقب نکشید یعنی یا منابع او بی نهایت است و یا چیزی برای از دست دادن ندارد .  بازیکن شرور پوکر هر لحظه ممکن است چاقو کشی کند و یا بازی را بر هم بزند  .  بازی پوکر به راحتی اخلاق را دور می زند و یا فرو می گذارد  اما در بازی شطرنج  این گونه  رفتارها  به آسانی ممکن نیست .

۴. سیاست  گاهی  بازی  کسبِ  قدرت  است و گاهی بازی ِمهار ِ قدرت .   وجود عناصری چون :  پشتوانه  اقتصادی ، استراتژی  سیاسی ،  رفتار رقیب  سیاسی و حوادث ،  در عرصه بازی قدرت ،  غیر قابل انکار اند  و حضور همزمان این عناصر در این بازی ،  آن را به  ترکیبی نامتوازن  از  شطرنج ِسیاسی و پوکر سیاسی ِ تبدیل می کند .  تمایل بازیگران به نوع بازی و شرایط اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی ،  می تواند سهم  این دو بازی را کم و یا زیاد کند .

۵. عرصه  بازی قدرت در ایران ، مدتی است  به صورت محسوس تغییر کرده  است و بازی  بزرگ آغاز شده است .  در یک طرف این بازی ستاد کودتا قرار دارد  و در طرف دیگر جنبش سبز .p1

۶. در اردوگاه اول ستاد کودتا و بدنه نظامی و اقتصادی آن نشسته است . حریفی که  به لحاظ شمار و یار و  اندیشه ،  اندک است اما منابع سیاسی و نظامی و اقتصادی فراوانی در اختیار دارد .   نظریه پردازان این اردوگاه کسانی چون مصباح یزدی  و پیروان اویند  ، که  در اساس شطرنج ِسیاسی را مردود می شمارند . دولتمردان و مجریان ِ این اردوگاه ،  کسانی چون احمدی نژاد و حلقه یاران اویند که  به منطق ِ  و قوانین  شطرنج سیاسی  وفادار نیستند و تن به داوری  هم نمی دهند . لیدر این اردوگاه  خود را و منابع خود را بی شمار و بی نهایت می داند  و عوامل تهاجمی  این ستاد  کسانی چون جعفری و سربازان اویند که در اساس  شطرنج  باز نیستند  و فاقد قوه تحلیل کافی برای بازی شطرنج اند و جز بلوف چیزی نمی دانند. در مقطعی از زمان  شانس به این اردوگاه روی آورده است و  بلوف های او کار ساز شده است  ومنابع فراوانی نصیبش  شده است .  این بازیگران و  این منابع و این شیوه بازی و آن شانس  آنان  را آن چنان مست ِ قدرت ساخته است که  اندک تمایلی برای بازی در  صحنه ی شطرنج سیاسی  ندارند و به هیچ عنوان حاضر به ورود به عرصه ای  نیستند که در آن  شطرنج ،  رخ دهد .

۷. در اردوگاه دیگر هسته ی اصلی جنبش سبز  و یاران سبز او ایستاده اند . هسته ی اصلی جنبش سبز کسانی هستند ،  که به دنبال رای خود می گردند و برای دفاع از این حق  ، به میدان آمده اند و هزینه ها  داده اند  و یاران او ،   طیف وسیعی است از  اندیشه ها و احزاب و سندیکاها و اشخاص و خواص و عوام . در حقیقت   جنبش سبز ، یک ایدئولوژی ِ ، یک حزب و حتی یک جبهه نیست . جنبش سبز یک جنبش است و  سکوت ِ جنبش سبز ،  آن را معدوم می کند. جنبشِ سبز یک راه است و سکون ِ جنبش سبز آن را  می میراند . جنبش سبز  زنده از آن است که آرام نگیرد و عرصه بازی را ترک نکند .  اگرچه  روزگاری در ایران سیاست ورزی اصلاح طلبانه  بیشتر   شطرنج ِ با گوریل بود  ،  اما  اکنون  که حریف این است و عرصه چنین است ، جنبش سبز مجبور است برای ماندن و رفتن  به  پوکر  سیاسی تن دهد   و امیدوارانه راهی را برود که عرصه بازی  به شطرنج سیاسی تغییر یابد.

۸p3. بزرگان ِ جنبش سبز نیز به  پوکر سیاسی تن داده اند . مهدی کروبی ،  با نامه نگاری ها و افشاگری ها یش  تا کنون بیش از همه بازی کرده است  و ناموفق  هم نبوده است و منابع بسیاری را از حریف به میان آورده است   .میر حسین موسوی با  تدارک «راه سبز امید» و سرکشی ها و ایستادگی هایش  به خوبی توانسته است  منابع   اردوگاه جنبش سبز را  تقویت کند  .   علی اکبر هاشمی رفسنجانی ،  از منابع  و پتانسیل های خود اعم از سوابق ، پست های رسمی و وابستگان سیاسی و مذهبی  و حتی متعلقات ِ شخصی و خانواده  بهره گرفته است و در این شرایط سخت توانسته است  ، به سهم خویش ،  بازی را پیش ببرد . بازی ِ  هاشمی اگرچه بسیار بجا ست.اما  منابع  او روز به روز ،  رو به کاهش اند و قدرت ریسک و بلوف های  سیاسی او را  کفاف نمی دهند . اما  در این اردوگاه ، سیدمحمد خاتمی به تمامی ، هنوز دل به پوکر سیاسی  نسپرده است و بیشتر شطرنج باز است .  جایگاه جهانی  ، شخصیت کاریزما و نفوذ خاتمی در عوام و خواص و پیوند قوی با لایه هایی از روحانیون سنتی  و مهارت و تجربه سیاسی  ، منابع سرشاری است  از آن ِ محمد خاتمی . احزاب اصلاح طلبی چون جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین و حزب کارگزاران و مجمع روحانیون و دفتر تحکیم و…  با گرو گذاشتن نخبگان و یاران اصلی  ، خواسته یا ناخواسته همراهان ِ  «این نوع«  بازی اند . در خارج از کشور نیز یاران جنبش سبز کم نگذاشته اند  و خوب درخشیده اند و  هزینه های زیادی را به  حریف تحمیل کرده اند  .  نامه ی جانانه ی عبدالکریم سروش ، روشنگری های ِ محسن ِ کدیور و مکاتباتش با آیت الله منتظری ، دفاع های حقوق بشری  شیرین عبادی ،  مصاحبه ها ، سخنرانی ها و تجمعات ِ   آمریکا و اروپا  توسط  روشنفکران ِ خارج نشین و  حتی حمله های محسن مخلمباف ، محسن سازگارا و اکبر گنجی نشانه های همراهی با این بازی است . دانشجویان همچون یارانی تازه نفس از راه رسیده اند و از همه مهم تر ، بدنه ی جبش سبز هم  هیچ گاه جا نزده است و با  قیمت جان خویش  ، در هر فرصت و هر زمانی ، بیشترین منابع  حریف  را به پایین کشیده  و به میان آورده است .
۹.  به زعم ِ نگارنده – که همه چیز را  فلسفی – منطقی می بیند – وضعیت فعلی بسیار » امیدوار کننده » است . بازی  بدنه و سران جنبش سبز  ، همراهی افکار عمومی و واکنش های جهانی ، توانسته است  بسیاری از منابع حریف  را به میدان بیاورد  و هدر دهد  . هم  اکنون حریف ،  با منابعی  چون»  آبروی« نظام و «موجودیت» نظام  توانسته است اردوگاه مقابل را حفظ کند و جا نزند.  “پوکر بازان  ، به خوبی می دانند آخرین  منابعی که  حریف به میان می آورد چیست !”  مادامی که چنین است ،  جنبش سبز باید بماند و بازی کند

خنک آن قمار بازی ،  که بباخت هر چه بودش

به نماند هیچش ،  الا هوس قمار دیگر …

منبع : جرس نویسنده : سارا زرتشت

——————————————————–

پی نوشت ها  :

۱. پیش تر ها دکتر  علوی تبار ، حرکت اصلاح طلبی در ایران را شطرنج با گوریل نامید و  در آستانه انتخابات با  سخنرانی خود در جبهه مشارکت  از این گونه بازی دفاع کرد و تاکید کرد در ایران سیاست ورزی اصلاح طلبانه شبیه بازی شطرنج با گوریل است . البته دکتر  نیکفر نیز به این شیوه بازی ایراد گرفت و آن را مردود دانست . من این نوشته را نه برای علوی تبار می نویسم که این روزها حتی شطرنج هم بازی نمی کند ! ( یا من خبر ندارم ) و نه برای نیکفر که به بازی شطرنج اعتقادی ندارد  . باوربفرمائید  انگیزه و الهام اصلی این نوشته ،  خواندن ِ مکرر  نامه زیبا و ساده  حجاریان عزیز بود که جان و اندیشه او ، هم اکنون در گرو حریف است

۲. شَطرَنج  ( در انگلیسی Chess ) بازی دو نفره‌ای است که بر روی یک صفحه با ۶۴ خانه (۳۲ خانه سیاه و ۳۲ خانه سفید) به وسیله ۳۲ مهره (۱۶ مهره سفید و ۱۶ مهره سیاه) انجام می‌شود.برخی شطرنج را یک سرگرمی می‌دانند و عدّه‌ای دیگر آن را یک ورزش رزمی ذهنی محسوب می‌کنند. موفقیت در این ورزش بیش از هر چیز به توان تحلیل و فهم انتزاعی ذهن وابسته‌است ( منبع : ویکی پدیا )

۳. پوکر (در انگلیسی: Poker)، نام بازی فکری – تخصصی و گروهی است که با شانس و بلوف زدن بسیار همراه است. بازی پوکر نوعی از بازی ورق و یکی از معروفترین و محبوب‌ترین بازی‌های قمارخانه‌ای در سرتاسر جهان است. (منبع  ویکی پدیا )

۴.حداقل میزان پول لازم برای ورود به هر دور بازی چیپ (Big Blind) نام دارد .هر بازیکن برای ورود به بازی باید حداقل میزان BB را بپردازد یا در غیر اینصورت از آن دور بازی خارج شود و به اصطلاح جا برود (Fold).

۵. در هر دور بازی اگر افزایش شرط توسط یک بازیکن منتهی به جارفتن یا Fold بقیه شود٬ نفر باقیمانده برنده کلیه پولهایی است که تا آن لحظه جمع شده است .

آنفولانزای خوکی یا دولت ِ کودتا ؟

اکتبر 25, 2009 20 دیدگاه

کدام یک مدارس را در 13 آبان تعطیل می کنند :

آنفولانزای خوکی

آنفولانزای خوکی یا دولت ِ کودتا ؟

آنفولانزای خوکی یا دولت ِ کودتا ؟

در مملکت ِ امام ِ زمان ، که آنفولانزای خوکی ، نامش آنفولانزای نوع A است !  انتشار خبر تعطیلی بیشتر از  3 مدرسه در تهران به خاطر آنفولانزای خوکی  ، نگران کننده است .  البته ، خوانندگان ِ جان ! استحضار دارند که این نگرانی نه از بابت آنفولانزای خوکی و تعطیلی  آموزش و پروش در وزارت خانه ی بی صاحب  است  ،  بلکه  از بابت ِ تجمع 13 آبان است . تجمعی که علی القاعده بر محوریت دانش آموزان بنا نهاده شده است   و با تعطیلی مدارس می تواند تحت تاثیر قرار بگیرد.

( تلخند عجیبی است  بازی ِ روزگار ! هیچگاه فکر نمی کردم نگران تعطیل شدن ِ 13 آبان  باشم . آن هم روزی که میردامادی در زندان است و خوئینی ها زیر ضرب ِ دشنام  است و عباس عبدی  محصور  !  بازی چرخ طرفه تر از آن است که در ذهن کودکانه ی ما  می گذشت … )

اما اصل ِ موضوع . نگرانی تعطیل شدن ِ مدارس  توسط ِ ویروسی خطرناکتر از آنفولانزای خوکی ، البته نگرانی کمی نیست . اما  تا زندانیان ِ سیاسی را داریم غمی نیست ! خانواده های  بزرگوار زندانیان سیاسی ششم آبان تجمع دارند  و بیانیه صادر کرده اند برای برگزاری تجمع . البته نگفته اند کجا ؟ اما هر جا باشد  مبارک است . این تجمع ، درست  یک هفته  قبل از سیزده آبان مناسبت و زمان خوبی است تا  قرار و مدار هفته ی آینده را بگذاریم  و در صورت تعطیلی ِ مدارس  هم  از گسترش ِ  ویروس آنفولانزای خوکی   .. نه ببخشید !  از گسترش ِ دولت ِ کودتا …  جلوگیری کنیم .

.

.Nam

پی نوشت : شاهد از غیب رسید! این نامه  را ببینید .

از معاونت دولت ِ آنفولانزای خوکی   به روزنامه ها :

نظر به این که احتمال تحرک گروه های مخالف نظام در آستانه روز 13 آبان  و منحرف نمودن افکار عمومی  از مراسم ِ روز ِ ملی مبارزه علیه استکبار جهانی وجود دارد ، احتمالا برخی جریان های سیاسی داخلی نیز در ادامه مسائل پس از انتخابات ریاست جمهوری قصد بهره برداری سیاسی و برهم زدن آرامش جامعه را از این روز داشته باشند ، پیرو مکاتبات قبلی و با تاکید بر اینکه موضوع انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری با توجه به تایید مراجع رسمی و قانونی، خاتمه یافته است خواهشمند است از درج هرگونه خبر، عکس و مطلبی که موجب ایجاد تنش در جامعه و بر هم زننده نظم عمومی است جدا خودداری به عمل آید.

روح سرگردان ِ چوپان ِ دروغگو

اکتبر 25, 2009 8 دیدگاه

منبع : جرس نویسنده : سارا زرتشت

یک نمونه ی ساده

«چوپانی«  ، به مثابه ی  یک شغل ، تفاوتی با  دیگر شغل ها  ندارد  و ارزیابی ِ اخلاقی چوپان باید در چهار چوب اخلاق حرفه ای  چوپانی باشد . اما  چوپانی  «به مثابه ی یک  تصمیم « خصوصیات ِ خاص ِ خود را  دارد  . چوپانی که ،  گله را برای  چرا به دامان ِ طبیعت می برد  ، کافی است تصمیم بگیرد دام ها  را از کدام مسیر و به کدام مرتع  هدایت کند . چوپان برای تصمیم گیری ِ حرفه ای  ، تنها  کافی است  اطلاعات ِ مناسبی در خصوص  مرتع  و مسیرهای  عبور داشته باشد .  اگر گاهی هم گرگی به گله زد ، دامی به دام افتاد و یا علفی سمی بود ، اتفاقی است  معمولا ً خارج از تصمیم چوپان  .

چوپان ِگله  ، در تصمیم خود  یا استراتژی خاصی را مد نظر ندارد  و یا به پیامد های این استراتژی بی توجه است و  حرفه ی چوپانی هم  تعهدی  در مقابل آن ندارد . چوپان ِ گله   منافع   مستقل ِ گله و طبیعت  را در تصمیم خود  لحاظ نمی کند یعنی  چوپان اگر مرتعی را کمتر انتخاب می کند و یا گوسفندی را کمتر می دوشد به خاطر آن مرتع یا آن گوسفند نیست ، بلکه برای تمدید منافع   خویش است  . چوپان  هیچ گاه برای تصمیم گیری ، با گله  و یا مرتع  چانه زنی نمی کند ، هیچ توصیه ای را هم از طرف آنها نمی پذیرد  . او قواعد رفتار با گله و مرتع را خودش تعیین می کند و  به هیچ قاعده ای  خارج  از آن آگاهی ندارد و  یا پای بند نیست  .pic1 چوپان براحتی و بدون حضور گوسفندان و گله تصمیم می گیرد  و  تصمیم های او  ، به مهارت چندانی نیاز ندارند . تشریک مساعی گله و مرتع ، شانس و انتخاب آنان  ، در تصمیم چوپان تاثیری ندارند و جالب تر از همه این که تنها گوسفندانی می توانند همراه چوپان باشند  که همراهی آنان برای چوپان مفید باشد . از این رو  چوپان  هر گاه  صلاح بداند گوسفند بی خاصیت  را  سلاخی می کند و یا مرتع بی خاصیت  را آتش می زند .

تئوری تصمیم  و عمل بر مبنای آن

چوپانی ، نمونه ای  مشهور و ساده  از تصمیم و  عمل  بر مبنای » تئوری تصمیم گیری «  است . تئوری  تصمیم گیری  هنگامی  مورد استفاده قرار می گیرد که  کنش  و واکنش طرف ِ مقابل ، برای  فرد ِ عامل  مهم  نباشد  ، یا  آن را در محاسبات خود منظور نکند و یا به آن آگاهی نداشته باشد .  یعنی در تئوری تصمیم گیری کافی است اطلاعات مناسبی  در مورد موضوع وجود داشته باشد  تا  تصمیم گرفته شود   . در مثال بالا ،  چوپان بدون آنکه کنش و یا واکنش طبیعت بی جان و گله برایش مهم باشد ،  تصمیم می گیرد که کدام مسیر را انتخاب کند و  چوپان ِ خوب چوپانی است که  محل ِ چراگاه های  مناسب را می داند و مسیرهای عبور را می شناسد و بر مبنای آن چوپانی می کند .

روزانه بسیاری از  رفتارهای فردی و گروهی بر مبنای تئوری تصمیم گیری  انجام می شود . کشاورزی که  گندم می کارد ، آشپزی که آشپزی می کند  و رفتگری که جاروب می کشد  هر روز برای کشاورزی و آشپزی و رفتگری از این تئوری پیروی می کنند . در حقیقت در این موارد ،  یک طرف  به تنهایی  تصمیم می گیرد و عمل می کند . طرفی که  در بهترین حالت تنها کافی است اطلاعات مناسبی برای   تصمیم خود داشته باشد  و  به کمک  منابع کافی  تصمیم خود را عملی سازد . این طرف در حقیقت یک بازیکن تنهاست . بازیکن ساده ای که  دغدغه های استراتژیک برای تصمیم خود ندارد و نیازی به  مفاهیمی چون  :مهارت  ، تشریک مساعی ، قواعد بازی ، رفتارِ  طرف  و  چانه زنی  ،حتی به صورت ِ  انتزاعی احساس نمی کند . تصمیم و عمل  در این گونه مشاغل  نیازمند ِ   مهارت و تجربه و تحصیل  و استعداد چندانی  نیست   و همین سادگی   سبب  شده است تا اهمیت حیاتی این حرفه ها کم رنگ شود .  به قول دوستی «اگر یک سال  فیلسوف ها از خانه خارج نشوند هیچ  کس نمی میرد  ، اما کافی است چند  روز نانوایان در خانه بمانند …»

تئوری بازی ها و  ارکان ِ آن

هر گاه   کنش و واکنش طرف مقابل  بر تصمیمی تاثیر بگذارد و  هر دو طرف به  این تاثیرات آگاه باشند ، استفاده از تئوری تصمیم گیری پاسخ گو نخواهد بود . در این حالت طرفین ماجرا  برای بقای خود باید از» تئوری بازی ها» بهره گیرند .  بهره گیری از تئوری بازی ها و انجام بازی بر اساس ِ آن  ،  بسیار پیچیده تر از تئوری تصمیم گیری است . در «بازی» ، هر کدام از بازیکن ها  استراتژی خود را بر مبنای منافع خود و دیگری تنظیم می کند و می داند در صورتی که منافع طرف یا طرف های دیگر رعایت نشود ،  امکان ِ تکرار بازی از بین می رود . یک بازیکن اگر چه در تئوری بازی ها به شانس خود نیز متکی  است اما  باید از مهارت  و تشریک مساعی و قدرت چانه زنی  برخوردار باشد تا بتواند به یک بازی مناسب بپردازد  . در تئوری بازی ها اطلاعات نامتقارن ِ بازیکن ها ،  قواعدِ بازی ، دفعات تکرار بازی  و  نقاط  تعادل  از اهمیت بسیاری برخوردارند و هیچ بازیکنی نمی تواند  بدون برخورداری از این مهمات  بازی را پیش ببرد . به همان اندازه که رفتار فرد در تئوری تصمیم  ، غیر قابل ِ پیش بینی است  ، بهره گیری از  تئوری بازی ها  ، رفتار  بازیکنان را «قابل پیش بینی» می کند . رفتارهای  اجتماعی ، زندگی زناشویی ، روابط بین المللی و مناسبات فرهنگی و سیاسی   نمونه های کلانی از بازی هایی هستند که روزانه در جریان اند . از کودکی که با گریه ،  مادر خود را مجبور می کند به او شیر بدهد  تا سیاستمداری که  صاحب اختیار و حافظ ِ  منافع ملی است  همه ی آدم ها در حال بازی هستند . pic2

کسانی  که در زندگی اجتماعی توانایی  بهره گیری از تئوری باز ها  را ندارند و در رفتار خود با دیگران تنها از تئوری تصمیم  بهره می گیرند انسانی هایی هستند که به لحاظ روانی فاقد تعادل اند و در اصطلاح عامه به آنها «دیوانه» گفته می شود . در زبان این نوشته ، دیوانه انسانی  است که  توانایی ِ  بازی با  دیگر انسان ها را ندارد و به همین خاطر باید میدان ِ بازی برای او محدود شود .  محصور کردن دیوانگان به محیط های چون تیمارستان  در حقیقت اخراج آنها از بازی های ِ اجتماعی است . محروم  شدن ِ بعضی افراد از حضور در جامعه و یا حضور در برخی مناسبت ها و معادلات نیز از همین دست است .» خلاصه این که بازیکنی که  در میدان بازی ، به جای بهره گیری از قواعد بازی ، تنها از تئوری تصمیم گیری استفاده می کند ،   اخراج می شود . حضور چنین بازیکنی در میدان ، اگر موجب ِ بر هم خوردن بازی  نشود ، موجب ِ حذف بازیکنان و یا تغییر میدان ِ بازی می شود . «

نتیجه گیری

در میان ِ علوم ِ کاربردی ، علم ِ اقتصاد بیش از همه  از تئوری بازی ها بهره مند شده است  . دو سال پیش ،  وزیر سابق  اقتصاد  آقای دانش جعفری ، در یک گفتگوی زنده تلویزیونی -  عالمانه  و با تاکید -  محمود احمدی نژاد را  «غیر قابل پیش بینی«  خواند .

به زعم ِ نگارنده – که همه چیز را  فلسفی – منطقی می بیند – این روزها عرصه  سیاسی ایران  ، جولانگاه بازیکنانی است که  الگوی رفتاری آنها محمود احمدی نژاد است . آنچه این عرصه را  غیر قابل پیش بینی  و خظرناک می کند ،  حضور کسانی است که   تنها تصمیم می گیرند و با اتکا به منابع ِ سرشار، تصمیم های خود را پیش می برند . گویی  آنان حکایت چوپان ِ دروغگو را هم نشنیده اند . حکایت ِ  چوپان بچه ای که روزی  «تصمیم » می گیرد ،  با ساکنان  آبادی «بازی » کند و با سومین بازی  گله اش را از دست  می دهد .

منبع : جرس نویسنده : سارا زرتشت

—————————————————————-

مطالب مرتبط :

قلب ِ جنبش ِ سبز اینجاست

اکتبر 24, 2009 31 دیدگاه

.

13Aban

رهبر ما آن طفل ِ 12 ساله ای است

که در انتخابات شورای دانش آموزی

به میر حسین موسوی رای می دهد .

.

پی نوشت :

مدرسه راهنمایی امام رضا در مشهد وابسته به آستان قدس رضوی که زیر نظر مستقیم عباس واعظ طبسی نماینده رهبری اداره میشود امروز شاهد رویدادی بینظیر بود. به گفته ی … امروز این مدرسه 630 نفری برای انتخاب شورای دانش آموزی حال و هوایی دیگر داشت . در جریان این رای گیری دانش آموزان این مدرسه راهنمایی در میان بهت مربیان به جای اینکه به همشاگردیان خود رای دهند ؛452 برگه از مجموع 598 رای ماخوذه را به نام میرحسین موسوی پر کرده و تحویل دادند . مدیر و معاونین مدرسه و در راس آنان مسئول بسیج مدرسه که هم دست و پای خود را گم کرده بودند و هم بشدت عصبانی بودند با برخی از بچه ها برخورد فیزیکی کرده و… منبع خبر

عاقبت به خیر شدی شیخ

اکتبر 23, 2009 43 دیدگاه

می گوید : عمامه ات را با لنگه کفشی انداخته اند و تو لبخند می زنی  عاقبت به خیر شدی شیخ  …

عکس از  حیات ِ نو

kk

هنگامى که به نبرد مردم بصره مى‏رفت ، عبد الله بن عباس گوید که در « ذوقار » بر امیر المؤمنین ( ع ) درآمدم . کفشش را وصله مى‏زد . مرا گفت : این کفش به چند مى‏ارزد ؟ گفتم : هیچ . گفت : به خدا سوگند ، که من این کفش را از حکومت شما بیشتر دوست دارم ، مگر آنکه در این حکومت حقى را برپاى دارم یا باطلى را برافکنم .

(نهج البلاغه ، خطبه  ی  33 )


دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.