بیانیه حامیان کودکان کار در پاسخ به اتهامات رسانه های دولتی
حامیان کودکان کار هم بر اساس تئوری توطئه به آن سوی مرزها نسبت داده شدند . فعالان این شبکه ی اجتماعی در بیانیه ای زیبا و خواندنی به این اتهامات پاسخ داده اند . متن بیانیه رساتر از آن است که نیازی به توضیح داشته باشد ، آن را به نقل از صفحه فیس بووک آنها می آورم :
به نام خداوند ايثار و انصاف
پس يتيم را ميازار* و با سائل به خشونت رفتار مكن* و از نعمت پروردگارت سخن بگو
سوره مباركه ضحي؛ آيات 9 تا 11
ميتوان زبان به كام گرفت و نگفت، ميتوان قلم را به سكوت خواند و ننوشت، ميتوان هنگام عبور از خيابانهاي شهر چشمها را بست و نديد. ميتوان ارتفاع فكر را با سقف «بيرون كشيدن گليم خويش از آب» محدود كرد. ميتوان . . . اما هيچ يك از اينها چاره در امان ماندن از گنداب معضلاتي نيست كه چهره جامعه را مكدر كرده است.
سالهاست كودكاني از سرزومين ما سهم كودكيشان را بر سرچارراهها و ميان پاركها طلب ميكنند اما پشت اين نگفتنها، نديدنها و ننوشتنها فراموش ميشوند و زير نگاههاي غريب مردم اين شهر كودكي، كودكي را از ياد ميبرد. كودكي كه مشق نان ميكند تا روياهاياش و آرزوهاياش را زير ضربههاي عميق كار از خاطر ببرد. كودكاني كه شايد از نعمت پدر و مادر برخوردار باشند اما يتيم نگاه مهربانانه و نوازش گرم جامعه و مردمي هستند كه نميخواهند درد آنها را ببيند.
در اين ميان، عدهاي از جوانان همين شهر قراري گذاشتند تا پنجشنبه 20 امرداد زير پل پارك وي گردهمآيند با لنگ و شيشهشوي و ساعتي همدرد اين كودكان معصوم شوند، با مردم سخن گويند و آنها را از مشكلات كودكان كار آگاه سازند و درنهايت هر آنچه حاصل شد بهعنوان كمك به يكي از سازمانهاي غيردولتي حمايت از حقوق كودكان كار اهدا شود تا صرف آموزش آنان گردد. حاصل تلاش يك ساعته و نيمه اين جمع، جداي از بحث مادي، شادي دل كودكاني بود كه احساس كردند فهميده ميشوند، احترام ميشوند و كساني به چشم مزاحم به آنان نمينگرند. اين دلشادي، دل تمام افرادي كه صميمانه و بيچشمداشت طعم درد اين كودكان را چشيدند، شاد كرد. بازتاب رسانهاي گسترده و بسيار مثبت در چند روز گذشته و استقبال گستردهاي كه در جامعه و فضاي مجازي از كليت اين اقدام صورت گرفت، نشان داد هنوز وجدانهاي بيدار و چشماني بينا هست كه نميخواهد با توهم بر مشكلات چشم بپوشد و راهحل مشكلات را در تبيين آنها ميداند نه ناديده گرفتن آن.
با اين حال، در اين ميانه دلهاي مريضي بودند و هستند كه حتي از دود اسفند هم بوي توطئه استشمام ميكنند و ناجوانمردانه و مطمئنا بيهيچ آگاهي انگ «حركت سياسي» به اين تلاش مخلصانه و بيريا چسباندند. ديروز سايتي وابسته به جريان حاكم اين حركت مدني را «تلاش فتنهگرانه براي برآورد توان فراخوان اجتماعي» خواند و آن را در راستاي برنامههايي نظير «آبپاشي» و «خزبازي» دانست و امروز گردانندگان روزنامه «رسالت» به زعم خود عمق اين حركت را شناسايي كرد و «جنگ نرم» ناميدند و حالا به دنبال «اتاق فكر» اين حركت است و لابد دست آخر به آن سوي مرزها ميرسد. ما به هيچ عنوان قصد رسانهاي كردن اين موضوع را نداشتيم چراكه نه به دنبال نام آمدهايم نه پي نان، اما اين برداشتهاي متوهمانه از تلاش 30 جوان براي توجه دادن جامعه و مسئولان به مساله كودكان كار ما را بر آن داشت تا پاسخي درخور تهمتهاي نارواي اين «دشمنشناسان» متبحر دهيم:
1- حركت روز پنجشنبه حركتي خودجوش و بيهيچ وابستگي، هماهنگي و يا حمايت انجمن، گروه، تشكل، نهاد و يا سازمان دولتي و غيردولتي برگزار شد.
2- اين حركت، تلاشي «مدني» براي سوق دادن توجه مردم و مسئولان به مساله كار كودكان بود كه براساس مقاولهنامههاي بينالمللي و قانون كار ايران ممنوع و غيرقانوني است. حال چه ميشود كه تلاش براي جلب توجه همگان به سمت اجراي قوانين مصوب در كشوري كه مسئولاناش مدعي «قانونمداري»اند براندازانه و در راستاي جنگ نرم تعبير ميشود؟
3- اين حركت فاقد هرگونه انگيزه سياسي بود و در نهايت آرامش و رعايت كليه موازين قانوني و شرعي صورت پذيرفت. گردانندگان روزنامه رسالت براساس كدام برهان و ادله منطقي اين التزام به رعايت اصول و شئون جامعه و حكومت را پوششي عنوان كرده تا مبادا سابقه اتاق فكر ماجرا معلوم شود؟ اگر طبق قانون اساسي كشور «اصل بر برائت است» اين ما نيستيم كه بايد اثبات كنيم قصد پنهاني نداشتيم بلكه روزنامه رسالت است كه بايد با ادله و برهان اثبات كند اين حركت اقدامي فراتر از كمك به كودكان كار دارد. رسالت كاش از ميان همه آن «شواهد و قرايني» كه «گوياست که قرار هاي فيس بوکي بيش از آنکه يک حرکت خود انگيخته اجتماعي باشد از جانب اتاق فرمان جنگ نرم عليه جمهوري اسلامي هدايت ميشود» يك نمونه را محض احترام به شعور مخاطب و آگاهسازي «بسياري از خانواده ها»يي كه «از عمق سناريوي جديد دشمن در راستاي جنگ نرم تحت عنوان ملاقات هاي فيس بوکي اطلاعي ندارند» ذكر ميكرد.
4- حركت ما به هيچ وجه در راستا و ادامه برنامه «آبپاشي» و «خزبازي» نبوده و نيست. نحوه و مكان برگزاري اين حركت كاملا گوياي اهداف متفاوت اين دو حركت است.
5- آنهايي كه از هر حركتي مدني به اين دليل كه نامي از آنها در ميانه نيست، بوي توطئه استشمام ميكنند و «هدف اتاق فرمان اين تحرک اجتماعي» را «تست ظرفيت هاي اجتماعي اعتراض در ايران» ميدانند، توضيح دهند شاد كردن دل كودكاني كه تنها سهمشان از جامعه دود ماشينها و تنفس مدام سرب هوا به اميد لقمهاي نان است، مصلحت چه كساني را به خطر مياندازد كه اين همه از آن بيم دارند؟ به راستي چسباندن اقداماتي خيرخواهانه از اين قبيل كه نفع نهايياش به جيب جامعه و مردمي ميرود كه از ديدن اين همه مشكل آزرده خاطرند به بيگانگان، جز موجب ارائه چهرهاي مشفقانه و دلسوز از بيگانه ميشود؟ چه نفعي براي شما حاصل ميشود كه چشم اميد مردم را براي حل مشكلات خود به دست خودشان به سمت بيگانگاني ميچرخانيد كه دلشان براي اين ملت نميسوزد و حركت 30 جوان را كه روزه خود را با خرما و شيريني سادهاي سر همان چارراه گشودند و حتي برخي با جسم بيمار خود را براي كمك در اين امر خير رساندند، اقدامي در راستاي اهداف دشمن ارزيابي ميكنيد؟
6- بيترديد در جامعهاي سالم اين دست تحركات اجتماعي را قدر مينهند و گسترش ميدهند، چه، نشانه پويايي و دغدغه آن براي رفع مشكلات است. بيتفاوتي مردم در قبال مشكلات اجتماعي منافع چه كساني را تامين ميكند كه از چنين حركات مسالمتآميزي برآشفته و خواستار برخورد با آن ميشوند؟ اين وظيفه دولت و شهرداري است كه درجهت حل معضلات اجتماعي –و نه پاك كردن صورت مساله با جمعآوريهاي مقطعي كودكان از سطح خيابانها- اقدام نمايد. حال كه در هنگامه بيتفاوتي دستگاههاي عريض و طويل دولت و محدوديتهاي نهادهاي غيردولتي، جواناني از همين اب و خاك با اتكا بر روابط اجتماعي و دوستانه خود چنين حركتي را سامان ميدهند، مستحق «انگ خوردن» و «توطئهگر» ناميده شدن هستند يا تشويق؟ ما در اين راه دلخوش به به تشويق و چشم به راه حمايت كسي نبوديم و نيستيم، ما را به خيرتان اميد نيست، شر مرسان.
7- اگر راهتان راهي الهي است كه پروردگار ميفرمايد: «يتيم را ميازار و با سائل خشونت مكن». آيا ترغيب مردم به نيازردن كودكان كار و عدم برخورد قهرآميز با آنان جرم است؟ كودكاني كه حداقل سهمشان ميتواند بخشيدن نگاهي مهربانانه و لبخندي گرم باشد كه از آنان دريغ ميشود.
اگر راهتان الهي است كه خداوند ميفرمايد: «بعضي ظنها گناه است» و ما را از ظن بيمورد پرهيز ميدارد. شما را چه ميشود كه بيمهابا انگ «مزدوران داخلي دشمنان ايران» را به ما ميچسبانيد؟
اگر مرامتان علوي است ايا اين كلام مولا نيست كه فرمود: سعي كن كارهاي مردم را به بهترين شكل تعبير كني؛ كه اين همان پرهيز از ظن بيمورد است.
تا كي خدا را ميان تسبيح و علي را بر زبان محدود ميكنيد؟ آيا قرآن تنها براي خواندن آن هم در ماه رمضان است؟ يا قرار است سرلوحه مدعيان خط اول دينداري باشد؟ آيا وقت آن نيست كه راه الهي و مرام علوي اندكي در اعمال و گفتارتان هويدا شود؟
اگر وجدانهاي خوابآلودهتان با تهمت زدن به عدهاي جوان تسكين مييابد، ما را هراسي نيست. ولي كاش اگر در برابر تلاش خالصانه اين جوانان احساس شرمساري نميكنيد، در خلوت خود اندكي بينديشيد شايد پيش خداي خود از اين همه اكاذيب و تهمت شرمسار شديد.
در نهايت، در اين فرصت جا دارد از تمام رسانههايي كه –فارغ از خط مشي و سياستشان- به پوشش اين حركت براي آگاهسازي مردم از يكي از معضلات اجتماعي پرداختند سپاسگزاري كنيم.
سپاس ويژه از يكايك مردمي كه صبورانه حرف ما را شنيدند و صميمانه ما را با كمكهاي مالي و يا لبخندي و كلامي بهرهمند ساختند، و هم از آنان كه ساعتي ما را نه به عنوان رقيب كه دوستاني همدل پذيرا شدند و دلهره كاسبي نكردن را در ميان خندههاي خود پنهان كردند. صميمانه دست تكتك آنها را ميفشاريم و اميد داريم راهي كه آغاز شد استمرار يافته، به ديدي مثبت به آن نگريسته شود تا شاهد جامعهاي شاد، سالم و مسئوليتپذير باشيم.
باشد كه خداوند به همه ما صداقت، شرافت، آگاهي و مسئوليت عطا فرمايد و ما را از شر كينه بددلانِ كجانديشِ شكاك ايمن سازد

موفق باشی.