بيرون خيلي خبرهاست كه بايد بداني !
تحليلي بر
يكسال و اندي پيش ، نامه اي از هاشمي رفسنجاني ، خطاب به آقاي خامنه اي انتشار يافت كه « اهداف و نيات » آن ، بر بسياري از تحليل گيران پوشيده بود و امروز ، دل نوشته اي از هاشمي رفسنجاني خطاب به عموم منتشر مي شود كه اندكي « بصيرت » كافي است تا « مخاطبِ خاص» هاشمي رفسنجاني در آن به چشم آيد . مخاطبي كه گويا : « مشفقانهترین انتقادها » را برنمیتابد و « نقشههای شوم دشمنان دوستنما » را درنمییابد . مخاطبي كه : « دايره دشمن شناسي » او محدود شده و روزمرگي او را به « اضطراب » انداخته و « دروغ » را درایت و شعار را « بصیرت » میداند . شايد هم همان مخاطب سال هاي دور كه « حال و روز خوبی ندارد و از درد به خود میپیچد » و « بیرون خیلی خبرهاست که حتماً باید بداند !!! »
…
يكسال و اندي ، پس از آن كه هاشمي رفسنجاني در نامه ي مشهورش به رهبري نظام نوشت :
- » اکنون که امام راحل (ره) آن پیر فرزانه و حلّال مشکلات و ملجاء همه و یار صبور و دیرینه هر دوی ما آیتالله شهید مظلوم دکتر بهشتی و بسیاری از همسنگران قدیم که یا به فیض عظمای شهادت رسیدند و یا به دیار باقی شتافتند ؛ در بین ما حضور ندارند، شما ماندهاید و من و معدودی از یاران و همفکران قدیم…. «
اين بار ، سالروز شهادت بهشتي ، بهانه ديگري است تا نوستالژي رفاقت و هم سنگري باز هم تكرار شود و هاشمي اين بار علاقه ي قلبي و سابقه ي قبلي و مظلوميت خويش را به زبان روايت و كنايت يادآوري كند :
…
- » وخامت حال آیتالله خامنهای بهگونهای بود که همه چیز را فراموش کرده بودم و تمام فکر و ذکرم به کارهای پزشکانی معطوف بود که برای کم کردن آلام ایشان تلاش میکردند…
- …من به بیمارستان برگشتم تا نگذارم داغ این خبر بر دل رفیق و همسنگرمان، آیتالله خامنهای بنشیند. حال و روز خوبی نداشت، از درد به خود میپیچید، اما روزنامه و رادیو میخواست. گفتم: به چه کارت میآید؟ گفت: میخواهم بدانم در بیرون چه خبر است!! گریه امانم نمیداد و به سختی بغضم را فرو نشاندم و گفتم: آری، بیرون خیلی خبرهاست که حتماً بایدبدانی!!!
- …ذهنم به سوی بهشتی میرفت، صدایش، خیالش، نگاهش، مظلومیتش و تمام خاطراتی که سالهای سال با او داشتم، یک لحظه رهایم نمیکرد، مخصوصاً آن جملهای که روزی به او گفتم: سید! با این همه تهمت و توهین چه میکنی؟ خندید و گفت: آسیاب به نوبت
…
يك سال و اندي پيش ، در آستانه ي انتخابات دهم رياست جمهوري ، هاشمي رفسنجاني با انتشار يك نامه ي سرگشاده به آقاي خامنه اي نوشت :
- بعد از جریان شوم 14 اسفندماه 1359 با ارشاد امام و بنیانگذار جمهوری اسلامی، شهید مظلوم دکتر بهشتی و جنابعالی و اینجانب که در شعارهای مردمی به عنوان «سه یاور خمینی» شناخته شده بودیم، با همراهی نیروهای انقلابی و بخصوص نمایندگان متعهد مجلس اول و حزب جمهوری اسلامی توانستیم در جهت زدودن غبارهای ابهامات و سمپاشیها اقدامات مؤثری انجام دهیم و امام راحل درد آشنا با تشکیل گروه حقیقتیاب و داور، بخشی از حقایق را آشکار کردند. نتایج آن، آگاهی بیشتر مردم و رسوایی فتنهگران و در نهایت نجات کشور از خطری بود که دشمنان استکباری و ضد انقلاب طراحی کرده بودند.
آن روز كه « نگراني هاي هاشمي » در « نامه اي سرگشاده » به رهبري انتشار يافت ، هيچ كس باور نداشت كه يكسال بعد « دل نوشته اي» اين گونه راوي « دل شكستگي هاي» هاشمي باشد :
- « ما نیز با همه سفارشاتی که از پیرو مراد خویش داشتیم، شاید به خاطر دلتنگیهای زمانه، سعه صدر سابق را نداریم. دشمنان ما وسیعتر شدهاند، اما دایره دشمنشناسی ما محدود شده است. دشمنان دوستنما در ما رخنه کردهاند و بر پنجره نگاه ما برای رویت دوردستها گل گرفتهاند، روزمرگی ما را به اضطراب واداشته است.
مشفقانهترین انتقادها را برنمیتابیم و نقشههای شوم دشمنان دوستنما را درنمییابیم. نفاق را صداقت، توهین را صراحت، دروغ را درایت، تهمت را شجاعت و شعار را بصیرت میدانیم. «
…
يكسال و اندي پيش ، نامه اي از هاشمي رفسنجاني ، خطاب به آقاي خامنه اي انتشار يافت كه « اهداف و نيات » آن ، بر بسياري از تحليل گيران پوشيده بود و امروز… دل نوشته اي از هاشمي رفسنجاني خطاب به عموم منتشر مي شود كه اندكي « بصيرت » كافي است تا « مخاطبِ خاص» هاشمي رفسنجاني در آن به چشم آيد . مخاطبي كه گويا : « مشفقانهترین انتقادها » را برنمیتابد و « نقشههای شوم دشمنان دوستنما » را درنمییابد . مخاطبي كه : نفاق را صداقت، توهین را صراحت، « دروغ » را درایت، تهمت را شجاعت و شعار را « بصیرت » میداند . شايد هم همان مخاطب سال هاي دور كه « حال و روز خوبی ندارد و از درد به خود میپیچد » و « بیرون خیلی خبرهاست که حتماً باید بداند !!! »
يكسال و اندي است كه ، هروز اوضاع سياسي ايران مبهم تر و رفتار سياستمداران آن غير قابل پيش بيني تر مي شود . در اين اوضاع دشوار ، آيا كسي هست كه سومين « نوشته ي » هاشمي را حدس بزند ؟
نويسنده : سارا زرتشت ، منبع : جرس
* بر گرفته از دلنوشته ي هاشمي رفسنجاني ، 6/4/89


