مزخرف گویی : محمود دروغگو نیست !
منبع : جرس نویسنده :سارا زرتشت
« شما را به خدا از مزخرفگویی نهراسید!
ولی به مزخرفاتی که میگویید توجه کنید.»
ویتگنشتاین
دروغ ، به زبان ِ ساده ، گزاره ای نادرست است . دروغ گزاره ای است ، که نادرستی آن به هر حال ، برای کسی یا گروهی مشخص است ، ولو گروهی دیگر آن را درست بخوانند . دروغگو از سرِ «باور و یا ایمان و یا مصلحت « ممکن است ، حقیقت را انکار کند و یا وارونه سازد ؛ اما از اصل ِ آن گریزان نمی شود .
اما ، هنگامی که گزاره یا گزاره هایی به چیزهای فریبنده آراسته می شوند ، موضوعِ ِدرستی و نادرستی تحت ِ تاثیر قرار می گیرد . یعنی ، آن گاه که گزاره ای » زر اندود» می شود ، محتوای آن ناپدید می شود و دیگر تعهدی به حقیقت نخواهد داشت . گزاره ای را که این گونه آراسته شود ، «سخن ِ مزخرف » می گویند و گوینده را «مزخرف گو » و این گونه سخن گفتن را «مزخرف گویی » می نامند . در فرهنگ ِ معین ، مزخرف به معنا ِ زر اندود و آراسته شده با چیز های فریبنده آمده است . در زبان محاوره و عمومی تعابیری هم چون » دری وری » و » شِـر و ور «برای مزخرف گویی بکار می رود . هری فرانكفورت ، یکی از فیلسوفان ِِ معاصر نیز در کتابی با همین نام ، تاملات ِ جالبی در خصوص ماهیت ِ مزخرف گویی دارد .
اتفاق ِ مهم در مزخرف گویی ، گم شدن ِ حقیقت است . مزخرف گو ، نه تنها هیچ گونه توجهی به حقیقت ندارد ، بلکه صرفا ً در صدد منکوب کردن ِ مخاطب است . فرد مزخرف گو ، آگاهانه یا نا آگاهانه ، گزاره های درست یا نادرست را ، آن چنان در هم می آمیزد ، که قاعده و زمان و مکان ِ حاکم بر «متن » ، هر لحظه تغییر می کند . تمام ِ هم و غم ِ مزخرف گو ، لا پوشانی واقعیت و یا حقیقتی است ، که از آن گریزان است . تا حدی که در مزخرف گویی ، حقیقتی ولو نسبی ، برای هیچ کس روشن نمی شود حتی برای فرد مزخرف گو .
مزخرف گو ، بر خلاف ِ آنچه نشان می دهد ، به شدت تحت تاثیر مخاطب است و تنها هدفش گمراه کردن ِ ذهن اوست . مزخرف گو ، نمی خواهد مخاطب به ترس ِ او از واقعیت و حقیقت ِ نامطلوب ، پی ببرد و به همین خاطر از واقعیات ِ کوچک به دامن ِ ایده آل های ِ ذهنی ِ مخاطب و بدیهیات ِ کلی پناه می برد و به هر بهانه ای گزاره های خود را با آنها می آلاید .
مخاطب ِ فرد مزخرف گو ، اغلب از سر ناچاری به مزخرفات ِ او گوش دهد و یا برای اثبات ِ مزخرف گویی او و یا نشان دادن ِ یک نمایش ِ مزخرف گویی ، به این کار اقدام می کند .البته مخاطب ِفرد مزخرف گو ، برای آن که بفهمد ، «او» چیزی برای گفتن ندارد ، باید به مزخرفات او گوش فرا دهد . و گاهی هم مخاطب از سر صداقت و یا سادگی ، مدهوش ِ فرد مزخرف گو می شود و ذهن و زندگی ِ خود را با مزخرفات ِ او درگیر می کند و حتی سهوا ً به «تحلیل » ِ مزخرفات ِ او می پردازد .
نمونه های ِ مشهوری از مزخرف گویی را این روزها می توان در مصاحبه های خبرنگاران شبکه های خبری با افراد مشهور ، مشاهده کرد . وقتی سوالی از ماجرای ِ قتل ندا آقا سلطان و یا محیط ِ زیست ، به طلب ِ خسارت های جنگ جهانی ِ دوم منجر می شود می توان اوج ِ مزخرف گویی را به وضوح مشاهده کرد .
منبع : جرس نویسنده : سارا زرتشت

