هومو ساکر
نویسنده : سارا زرتشت ، منبع : جرس
یک : در نظام حقوقی روم باستان ، گروهی از افراد از یک رتبه و جایگاه خاص در قانون برخوردار بودند بر اساس این جایگاه ، این افراد حق ورود به هیچ قانونی را نداشتند . هیچ قانون مدنی ، اخلاقی و الاهی نمی توانست در خصوص آنان اظهار نظر کند.
حتی هر شهروند عادی می توانست بدون مواخذه ، آنها را بکشد چون قانون مدنی شامل حال آنان نمی شد و کشتن این افراد جرم محسوب نمی شد و جالب تر آن که هیچ شهروندی نمی توانست آنها را به درگاه خدایان قربانی کند ، چون قانون الاهی نیز در خصوص آنان نمی توانست اظهار نظر کند و قربانی کردن آنان پذیرفته نبود . این افراد را « هومو ساکر » می گفتند . هومو ساکرها کسانی بودند که می توانستند کشته شوند ، اما نمی توانستند قربانی شوند .
دو : حداقل سه تن از برادران لاریجانی با فلسفه محشور بوده اند . صادق را می دانم که در منطق نیز دستی دارد و جواد هم اگرنظر بازی با سیاست بگذاردش ، با ریاضیات نظری و بنیاد های فلسفه آشناست و علی نیز فلسفه را قطعاً خوانده است ! ترجیح دادم که مخاطبم در این یادداشت خانواده ی لاریجانی ! باشد ؛ به دو دلیل . اول آنکه بهانه ای اصلی این یادداشت نامه ی علی لاریجانی به محمود احمدی نژاد است که نحوه ی جاری شدن قانون و هدفمندی یارانه ها را به او اعلام کرده است و دیگر آن که ، دو برادر از این خانواده ، هم اکنون بر مهم ترین کرسی های قانون تکیه داده اند ( و البته سایر اضلاع ِ حاکمیت را فاقد عقلانیت کافی برای تعمق در این یاد داشت می دانم ) .
سه : گزاره های بنیادی خود را از فلسفه ی سیاست و حقوق بر می دارم و به کمترین ها بسنده می کنم تا بنیاد آن بر آب نباشد و نتیجه بر باد نرود . این گزاره ها این چنین اند : قانون یک هنجار اجتماعی است که توسط حکومت وضع می شود . قانون یک ضمانت اجرایی برای تضمین عمل فرد در جامعه است . صورت بندی قانون باید عام و شمول آن باید مشخص باشد و عطف به ماسبق نکند . قانونی که شخصی خاص یا عملی خاص را در نظر بگیرد و یا عطف به ماسبق کند ، از قانونیت می افتد . قانون توسط مجری قانون اجرا می شود . نظارت بر اجرای قانون توسط ناظر قانون انجام می شود . قانون می تواند تغییر کند . تغییر قانون کلی یا جزئی است و مرجع تغییر قانون قانون گذار است . قانون می تواند تفسیر شود . تفسیر قانون برای رفع ابهام احتمالی است . تفسیر قانون با مرجع قانونی است . قانونی ممکن است تعطیل و یا به تاخیر بیافتد . تعطیل قانون به معنای عدم اجرای قانون در یک برهه ی زمانی و تاخیر قانون به معنای عدم اجرای قانون تا یک فرصت معلوم است و مرجع قانونی در این خصوص صاحب اختیار است .قانون ممکن است شکسته شود . عدم اجرای قانون ، اجرای ناقص قانون و یا تخطی از هنجارهای قانونی به معنای شکستن قانون است . مرجع قانونی در این خصوص مشخص است و صاحب اختیار است .
چهار : نگاهی ساده به همین گزاره های ساده و مورد قبول عام ، نشان می دهد که هیچکدام از اعمال اجرا ، تفسیر ، تغییر ، تعلیق ، تعطیل و حتی شکستن قانون موجب از بین رفتن قانون و قانونیت قانون نمی شود ، بلکه از وظایف تعریف شده و قانونی ! نهادهای رسمی اند . آنچه قانون را از قانون بودن می اندازد و آن را تهی می کند و سبب حذف ضمانت های اجرایی و فروپاشی جامعه می شود ، یکی « عطف شدن قانون به ماسبق » است و دیگری « خاص شدن یک قانون ». این دو می توانند قانونیت قانون را بی اثر کنند . اثبات این مدعا ساده است و چه بسا غیر تکراری است .
پنج : قانون عطف به ماسبق نمی شود ، یعنی به لحاظ نظری قانون نمی تواند به گذشته اشاره کند و به لحاظ عملی قانون جدید در خصوص گذشته موضوعیت ندارد. قانون فعلی ، نوعی ضمانت اجرایی برای عمل است و عطف به ما سبق شدن ، به معنای حذف این ضمانت و نقض یک پیمان اجتماعی است و با این کار فرد از ضمانت های رسمی که جامعه به او داده است ،محروم می شود . پس قانونی که عطف به ماسبق می کند ، قانون نیست زیرا قانونیت را از قانون سلب می کند .مثلا ً: اگر قوه ی قانون گذاری ، مصوبه ای داشته باشد و آن را برای اجرا ابلاغ کند و به موجب این مصوبه « کسانی که در ماه قبل آب را مصرف کرده اند ، باید هزینه ی آن را مطابق با تعرفه ی جدیدِ امروز بپردازند » و این مصوبه توسط مجری اجرا شود و حتی به انجام هم برسد ، به معنای « اجرای قانون» نیست ، چون این مصوبه « عطف به ما سبق » کرده و پیمان های پیشین اجتماعی را نفض نموده است . به تعبیری دیگر هرچه که قوه ی قانون گذار تصویب می کند و قوه ی قانون گزار اجرا می کند ، الزاما ً «قانون» نیست ، یعنی واضعان و مجریان قانون نیز ممکن است ، از قانون عدول کنند .
شش : هم چنین ، قانون نمی تواند شخصی خاص یا عملی خاص را مد نظر قرار دهد . یعنی قانون به لحاظ نظری نمی تواند برای یک موضوع خاص یا نام ِ مشخص وضع شود و این کار نیز سبب نقض پیمان های اجتماعی می شود . تصویب قانونی که که منافع یک موجود خاص را تامین کند ، در حقیقت قانون را به درگاه او قربانی می کند . لذا برای کمک به وضوح این مفهوم ، آن را « قربانی شدن قانون» می نامم .
در قربانی شدن قانون ممکن است هر گونه تغییر ، تفسیر و یا تعطیل شدن نیز اتفاق بیافتد هم چنان که در عطف به ماسبق شدن قانون نیز ممکن است قانون تغییر کند و سپس عطف به ماسبق شود. اما قربانی کردن قانون یعنی به قصد اجرای بهتر یک قانون یا به قصد رعایت یک امر ( ِ …..) قانون به طریق مطلوبِ او ، تغییر کند ، تفسیر شود ، تعطیل شود ، تاخیر بیافتد و یا حتی شکسته شود . در قربانی شدن قانون ، بحث از اجرای مغرضانه و شخصی و انحراف در قانون مطرح نیست ، بلکه منظور مصوبه ای است که در یک پروسه ی به ظاهر قانونی ، توسط قوه ی قانون گذاری تصویب و جهت اجرا به قوه ی مجریه ابلاغ می شود *.
هفت : آنچه در روزهای اخیر در ماجرای دولت و مجلس گذشت و با نامه ی علی لاریجانی به احمدی نژاد ، رسما آشکار و اعلام شد ، مصداق عینی قربانی شدن قانون است . بر اساس قانون بودجه ی 89 ، دولت برای اجرای تعهدات یکساله ی خود ، موظف به تامین 20 میلیارد از محل قانون هدف مند شدن یارانه ها شد . در حالی که دولت برای انجام تعهدات یکسال ِ خود ، طالب ِ 40 میلیارد درآمد بود ، ولی این خواسته ی قانونی دولت ، قانونی نشد و این قانون ِ مطلوب دولت ظاهرا تصویب نشد . مقاومت دولت در برابر قانون ِ بودجه ، مجلس را به یک عمل متفاوت واداشت . بر اساس این عمل مجلس 9 میلیارد ازتعهدات دولت را تعلیق کرد و زمان اجرا شدن قانون هدف مند شدن یارانه ها را به اختیار دولت ، درآورد . به این طریق متوسط درآمد ماهیانه ی دولت را به بیش از 3 میلیارد در ماه رساند . یعنی دولت می تواند در 12 ماه 40 میلیارد از محل همین قانون درآمد داشته باشد . به عبارت روشن تر : « مجلس قانون را به نفع خواسته ی اولیه ی دولت تفسیر یا …….. کرد ».
یادآوری و تاکید می کنم که ، «تفسیر قانون» با « تفسیر قانون به نفع یک خواسته » تفاوت دارد . تفسیر قانون به نفع یک خواسته همان مفهوم « قربانی کردن قانون» است و این عمل مجلس شورای اسلامی ایران ، مصداق عینی ِ قربانی کردن قانون است که در تاریخ ایران زمین به یادگار خواهد ماند و مسئولیت اصلی عواقب اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی آن بر دوش خانواده ی ! لاریجانی .
نویسنده : سارا زرتشت ، منبع : جرس
* همین موضوع با عبارتی دیگر این گونه می شود :
قربانی شدن قانون یعنی جاری شدن قانون آن گونه که X می طلبد . ( X یک شخص خاص و یا عمل خاص است و استفاده از تعبیر جاری شدن به خاطر پرهیز از واژه ی اجرا شدن و سوء تفاهم احتمالی است )
جاری شدن قانون آن گونه که X می طلبد با قانون مطلوب X تفاوتی ندارد . یعنی به لحاظ ماهوی و عملی قانون مطلوب X ، همان قانونی است که X طلبیده است . یعنی قانونی که برای X وضع شده است . اما ، آیا قانونی که مطلوب X است یک قانون است ؟ پاسخ منفی است . . قانونی که شمول عام نداشته باشد ، اساساً قانون نیست ، بلکه یک تصمیم فردی است
