رهبر باید عاقل باشد
فرزندِ یکی از دوستانم کلاس ِ سوم دبستان است و البته ساکن ِ یکی از شهرهای بزرگ غرب ِ ایران . این دوست ِ ما ، امروز پس از مدتها زنگ زد و ماجرایی را برایم تعریف کرد که یک دنیا حرف دارد . می گفت : معلم امروز از پسرم خواسته است که با کلمه ی «رهبر« جمله ای بسازد و در پای تخته بنویسد و پسرم در پای تخته نوشته است : «رهبر باید عاقل باشد. » . خانم معلم هم – شاید با خنده یا با ترس - از او خواسته است که جمله ی دیگری بسازد و خودش پیشنهاد داده است : پسرم ، مثلا بنویس » رهبر ما عادل است « یا » ما رهبر ِ خود را دوست داریم » .
این دوستم با خنده – و البته اندکی غرور - ادامه داد : می بینی ، پسرم به پدرش رفته است و از حالا سیاسی فکر می کند و سیاسی می نویسد . اما ، من به شوخی و به رسم ِ سالهای ِ دانشجویی ، از در ِ مخالفت بر آمدم که : خوشبختانه این نشان می دهد که پسرت به پدرش نرفته است ، چون اگر از پدرش می خواستند با «رهبر » جمله بسازند ، همان جمله ی خانم معلم را می ساخت . برای لحظه ای سکوت روی خط ِ تماس برقرار شد . هر دو یکه ای خوردیم و البته اقرار کردیم که نسل ِ ما اگر می خواست با «رهبر» جمله ای بسازد همان جمله ی خانم معلم را می ساخت اما خوشبختانه ! امروز بچه ها کمتر به پدر هایشان می روند . تاریخ گواهی می دهد .
