بایگانی

Archive for ژوئیه 2009

نظر رهبری

“نظر رهبری”   به جـــــایِ  ” حکم حکومتی”

—————————————————-

 ”حکم حکومتی ” اصطلاحی است  جعلی که برای دستور های فراقانونی  مقام محترم رهبری به کار می رود . این اصطلاح در قانون اساسی  و سایر قوانین مصوبه مجلس وجود ندارد و  اساساً  ماهیت آن بر قانون و قانون گذار مبهم است .   ظاهر مذهبی و فقهی این واژه برای آن مقبولیتی نسبی فراهم کرده است .  در وضعیت بحرانی امروز ، تعداد  دستورهای غیر قانونی رهبر  روز به روز بیشتر و استفاده از این واژه نیز  فراگیر شده است .

ویژگی ها : تعبیر «نظر ِ رهبری »  برگرفته از اصل ۵۷  قانون اساسی است که می گوید قوای سه گانه زیر نظر رهبری نظام فعالیت می کنند . لذا منع قانونی ندارد . بار سیاسی آن بسیار اندک است . هم چنین جایگاه  «نظر» با «حکم» به لحاظ قانونی متفاوت است و تبعات اجتماعی و سیاسیِ  استفاده از اصطلاحِ » نظر رهبری » نیز ، بسیار کمتر از » حکم حکومتی «است . هم چنین نظر رهبری ناظر به نظر رهبر فعلی است ، اما حکم حکومتی می تواند ناظر به یک مرجع صدور حکم و واضع قانون برای همیشه باشد . 

بیشتر بدانیم :   (حداقل)  نخستین بار ، آقای مهدی کروبی ، رئیس مجلس ششم – بسیار ناشیانه –   از تعبیر » حکم حکومتی » استفاده کرد و بر اساس آن ،  طرح اصلاحی قانون مطبوعات  در نطفه خفه شد و یکی از موثرترین حرکات اصلاح طلبی در ایرانِ پس از انقلاب عقیم ماند  . این اصطلاح برای بار دوم به کمک رهبری نظام آمد ، تا اعتراض و استعفای  دسته جمعی نمایندگان مجلس ششم را  مهار کند . جایگاه بری از نقد مقام محترم رهبری ، برای این واژه مصونیتی ایجاد کرد تا از نقدِ جدی  حقوق دانان دور بماند  و مجلس خبرگان نیز در این باره ، غفلت ورزید و سکوت کرد .  این واژه هم اکنون مجالی برای دخالت های فراقانونی رهبری در اموری  شده است که مطابق قانون اساسی در حیطه وظایف و اختیاراتِ اجرایی ایشان نیست  و تکیه گاه مغلطات قانونی  طرفداران  حکومت اسلامی شده است . از آن زمان تا کنون  این واژه هر بار از دموکراسی سهمی می گیرد و به پای دیکتاتوری  قربانی می کند  و طرفه آن که ، در سهم خواهی بسیار زود  به سراغ موضعین ِ و مغفولین ِ از آن رفته است .

 سایــر :  قبل از انقلاب 57 ،  و در نظام شاهنشاهی ،   شاه نیز می توانست فرامین غیر قانونی خود را ابلاغ نماید . این فرامین را  » اوامر ملوکانه » می گفتند و لازم الاجرا بودند . جالب است بدانید شاه نیز خود را سایه خداوند بر روی زمین می دانست . مصراع و تعبیر مشهور فردوسی » چه فرمان ایزد چه فرمان شاه »  راوی دردناک  توجیه دینی و خداوند گونه قدرت شاهی  در ایران زمین از دیر باز است …

آخرین رئیس جمهور ایران

ژوئیه 23, 2009 9 دیدگاه

«آخرین رئیس جمهور ایران « به جای  «رئیس جمهور ایران » 

——————————————————–

ویژگی ها :  این تعبیر هیچ گونه منع قانونی ندارد و به ظاهر معمولی است ، اما ظرافتی  در آن نهفته است . استفاده  از این  تعبیر این خاصیت را دارد،  که همواره یادآوری می کند در وضعیت کنونی  و با تداوم  ساختار فعلی حکومت ، احمدی نژاد  آخرین رئیس جمهور ایران خواهد بود و  هیچ گاه رئیس جمهورِ جدیدی در ایران انتخاب نخواهد شد . یعنی این واژه در بطن خود هشدار می دهد که «حکومت اسلامی » می خواهد جایگزین » جمهوری اسلامی » شود  و ایران دیگر رئیس جمهور نخواهد داشت . هم چنین به کودتا گران یادآوری می کند که  تداوم وضعیت فعلی ممکن است موجب فروپاشی شود و آخرین دوره ای باشد که «ایران»  و «رئیس جمهور ایران » وجود دارد .

 تذکر :  در اصطلاح ادبی این تعبیر » ضم شبیه به مدح » است  .

بیشتر بدانیم :  در سال  80 هنگامی که انتخابات رئیس جمهوری  نهم برگزار شد ، از دوستی در خصوص انتخابات نهم تحلیل خواستم . گقت : انتخابات نهم را نمی دانم اما با انتخاب  احمدی نژاد ، انتخابات دهم هیچگاه برگزار نخواهد شد ! چهار سال گذشته است و تحلیل آن دوست ،  تا حد زیادی به واقعیت پیوسته است . انتخابات دهم  نشان چندانی  از » انتخابات » نداشت . امیدوارم مقایسه ای بد بینانه باشد ،  اما نقل است که پس از پایان  جنگ جهانی دوم  ( که  در عمل با  تقلب – بمب اتم – پایان یافت  ) هنگامی که از انشتین درباره ی  «جنگ جهانی سوم «پرسیدند . جواب داد : جنگ جهانی سوم   را نمی دانم ! اما در جنگ جهانی چهارم ، از بیل و کلنگ برای جنگ استفاده می شود » . از آن روز اعتقاد عمومی بر این است که جنگ جهانی سوم ، آخرین جنگ جهانی خواهد بود .

مقام محترم رهبری

ژوئیه 22, 2009 11 دیدگاه

«مقام محترم رهبری»   به جـــــایِ  » مقام معظم رهبری»

—————————————————-

 «مقام معظم رهبری » رایج ترین صفت کنونی رهبری  است . پس از فوت «امام خمینی» ،  با توجه به آن که آقای خامنه ای ، ظرفیت استفاده از صفت و لقب «امام» را نداشت ، این  اصطلاح «جعل » شد  و هم اکنون مرسوم ترین «لقب» آقای خامنه ای است . 

ویژگی ها : در حرکت های اجتماعی ضریب نفوذ هر واژه  مهم است .  تعبیر » مقام محترم رهبری » این خاصیت را دارد که  فراگیر است . یعنی  توسط هر مقامی قابل استفاده است و در همه جا امکان درج و بهره گیری از مانعی ندارد . در مصاحبه های صدا و سیما و نوشته ها و صحبت با دیگران می توان از آن بهره گرفت . توهین آمیز نیست . واژه «محترم»  یک واژه انسانی است و نشان از  « احترام » دارد که رابطه دو طرفه و عادلانه است  . اما واژه  » معظم » یک واژه  » مقدس مآب » است که یک طرفه است . یعنی  یکی از طرفین را کوچک و دیگری را بزرگ می داند.

تذکــر : تعبیر » مقام رهبری » و یا » رهبری »  هیچکدام  جایگزین کاملی برای » مقام معظم رهبری »  نیستند  و غیر از آن اند  .

بیشتر بدانیم :  (حداقل)  نخستین بار ،  آقای عبدالکریم سروش ،  در سال 74 درنشریه کیان و در پاسخی غیر مستقیم به آقای خامنه ای  ، به گونه ای کاملاً هوشمندانه ، از ایشان  با صفت  » مقام محترم رهبری »  یاد کرد  و جالب آن که چند روز بعد به خاطر همین نگاه ، در دانشگاه تهران عینکش را شکستند و  از آن روز از بسیاری از حقوق قانونی و انسانی خود محروم شد . دو سال بعد، در بهار اصلاحات  ، جمعی برخاسته از  «حلقه کیان  » روزنامه جامعه را براه انداختند و در همان نخستین شماره خود استفاده از تعبیر «مقام معظم رهبری »  را بر خود حرام کردند . باری ، بر» جامعه» چنان گذشت که  «نشاط» ی هم در آن نماند . جالب است بدانید که بسیاری از  پیشروان تغییر در حکومت و قانون اساسی ،  از دامن همین روزنامه  و با اندیشیدن با همین واژگان ، نامی شدند . سازگارا ، گنچی ، جلایی پور ، شمس الواعظین و… بسیاری دیگر .  

صفحه نخست وبلاگ 

ویروسی به نام مشایی

ژوئیه 21, 2009 3 دیدگاه

 گزاره های بنیادی :

  1.  1) احمدی  نژاد  اسفندیار مشایی را  بسیار عجولانه به سمت معاون اول خود نصب کرد .
  2. 2) اکثریت قریب به اتفاق اصول گرایان مخالفت خود را  با انتصاب مشایی ابراز کردند .
  3. 3) مقام محترم رهبری  به صورت کتبی مخالفت خود را با این انتصاب اعلام کردند .
  4. 4) انتصاب مشایی مورد توجه  اصلاح طلب ها قرار نگرفت .
  5. 5) احمدی تژاد تا این تاریخ در خصوص  این انتصاب سکوت کرده است .
  6. 6)  رسانه ملی انتصاب  مشایی را تا کنون  منعکس نکرده است .

————————————————————————

 تحلیل اول  : انتصاب مشایی  یک پروژه انحرافی است . و پس از اعلام  رسانه ملی مشایی استعفا می دهد . به کمک این پروژه  :

  • مجالی برای حمایت های مذهبی و دینی از  «ولایت فقیه »  فراهم می شود .
  • میدانی برای قدرت نمایی  اصول گرایان فراهم می شود .
  •  مفهوم «حکم حکومتی »  بازیابی و ضریب  نفوذ آن در جامعه افزایش می سابد .
  •  مجال استفاده از «حکم حکومتی » علیه مخالفین جدی  فراهم می شود .
  • عرصه ای برای تهدید  «نخبگان » به برکناری از این دست فراهم می شود .
  • کانونی برای جذب  افکار عمومی  و موضوعی موازی  برای نشر در مطبوعات  ایجاد می شود .
  • مشروعیتی نسبی برای  «رئیس جمهوری احمدی نژاد »  فراهم می شود .
  •  ادبیات جنبش سبز تا حدی مصادره می شود .
  • وجهه احمدی نژاد ، ولایتمداری مشایی و  قدرت خامنه ای در قم  بازسازی شود .

—————————————-

 تحلیل دوم  : در سطوح بالای اصول گرایان اختلافی زود هنگام بروز کرده است . «بحران » موجود  امکان مدیریت این اختلاف را  گرفته است . احمدی .  «چشم اسفندیار » اصول گرایان  ضربه دیده است . تحلیل اصلاح طلبانه ( تحلیل اول ) دچار بدبینی و سوء تفاهم شده است .

—————————————-

تحلیل سوم  :اساساً «مدیریت عالی » حکومت در برهه فعلی فاقد  «سر» است . بروز هرگونه بحرانی ممکن است . این نیز یک  «اتفاق طبیعی » در این شرایط است .  

—————————————-

تحلیل چهارم :کودتای احمدی نژاد و سپاه  وارد فاز دیگری شده است . احمدی نژاد از فرصت استفاده کرده و با انتصاب مشایی گامی به پیش رفته است و توقع عکس العمل رهبری را  با این شدت نداشت  .  به تعبیر رفسنجانی ، کودتاگران  دیگران را نیز «نشانه » گرفته اند .

—————————————————————————-

نتیجه گیری : این یک بازی باخت باخت برای نظام ا ست. در هر صورت احمدی نژاد در حال تضعیف پایه های قدرت است . آگاهانه یا ناآگاهانه .