بایگانی

Archive for اوت 2009

آماده باش برای جنبش سبز !

احضار شیخ مهدی کروبی به دادگاه به عنوان مطلع

و اخطار فیس بووک موسوی

در حالیکه شیخ مهدی  کروبی برای راهپیمایی روز قدس  ، کودتاگران را تهدید کرده است و  سید حسن خمینی نیز حاضر به لغو سخنرانی  خاتمی در شب قدر نشده است   اخبار نگران کننده ای به گوش می رسد . خبر نخست  احضار شیخ مهدی کروبی به عنوان مطلع و خبر دوم هشدار فیس بووک مهنس موسوی است . دقت کنید :  

۱.  امشب اخبار  سراسری ساعت ۲۱ ( شبکه اول)  از احضار کروبی به دادگاه به عنوان مطلع خبر داد . بازپرس پرونده ( گویا شعبه ۱۳ )  گفت  : قرار بوده است امروز کروبی به عنوان مطلع راس ساعت ۱۱ در دادگاه حضور یابد اما نیامده است  .  اخبار سراسری در  ابتدا گزارشی هم در خصوص افشاگری های  کروبی ، به صورت جهت دارپخش کرد ،  تا زمینه برای صحبت های بازپرس پرونده آماده شود .

 ۲. فیس بووک  میرحسین موسوی لحظاتی پیش  خبر داد : در صورت گروگان گیری هر کدام از سران اصلاحات، وعده ما: انقلاب به سمت آزادی!!!!ا زمان برای طلاع رسانی مراسم شب قدر(سخنرانی محمد خاتمی درمرقد امام، با حضور مهدی کروبی و میر حسین موسوی) 2 +/- 11 روز !! اعلام برنامه روز قدس سبز: چهار شنبه!ا

رسانه شمائید .

 پیشنهادِ سبز :   باید خط قرمز تعریف کرد.
                               خط قرمز جنبش سبز :

                     احضار موسوی، کروبی و خاتمی به دادگاه یا دستگیری آنها 

                       اگر این اتفاق افتاد باید اعتصاب عمومی‌ کرد.
                       باید کار، مدرسه، دانشگاه را تعطیل کرد.

Advertisements

او یک جلاد نیست !

سعید مرتضوی  جوان است و فرصت برای محاکمه او بسیار است .

۱. سعید مرتضوی  دادستان سابق تهران و قاضی  اسبق ِ شعبه ۱۴۱۰ متهم است که از موقعیت شغلی خود  سوء استفاده نموده  است . عناوین کلی  این سوء استفاده ها عبارتند از :

  • بستن غیر قانونی مطبوعات222
  • برخورد غیر قانونی با اصحاب مطبوعات
  • تجاوز جنسی به متهمین دادگاهها
  • قتل زهرا کاظمی  خبرنگار ایرانی- کانادایی
  • صدور احکام دستگیری خارج از روال قانونی
  • سوء استفاده از موقعیت قانونی به نفع یک جریان خاص سیاسی
  • اقدام علیه امنیت ملی کشور به طرق مختلف
  • اقدام علیه تمامیت ارضی کشور 
  • مشارکت و معاونت در کودتای ۲۲ خرداد و حوادث بعد از آن
  • و….

۲. اغلب اتهامات اصلی سعید مرتضوی   ذیل ِ یک عنوان کلی  قابل ذکر ند . این عنوان کلی عبارت است از : مجازات پیش از محاکمه . یعنی سعید مرتضوی متهم است که در موارد بسیاری قبل از محاکمه ، متهم را مجازات کرده است . مثلا اعتماد ملی را قبل از محاکمه بسته است . یا زهرا کاظمی را قبل  از محکوم شدن به اعدام ،  به قتل رسانده است و یا سر ِ عبدالله رمضان زاده را از قبل از محاکمه ،شکسته  است  وحتی او متهم است که فرق ریمیل و ایمیل را نمی دانسته است ، اما دادگاه وبلاگ نویسان را برگزار کرده است .

۳. هم اکنون سعید مرتضوی تنها یک متهم است ، یک جلاد نیست . او باید در دادگاه بی طرف ، تحت نظر هیات منصفه ، تفهیم اتهام شود و با برخورداری از حقوق انسانی و قانونی به دفاع از خود بپردازد و در صورت اثبات اتهام آنگاه مجازات شود . چنین باد .

۴.  در این زمان ، جلاد خواندن سعید مرتضوی ، نه تنها باری از دوش جنبش سبز بر نمی دارد ، بلکه  تکرار اشتباهاتی که سالها پیش در برخورد با مخالفین جمهوری اسلامی مرتکب شدیم . از هویدا گرفته تاقتل های کردستان  بدست خلخالی و کشتار ۶۷ و  نمونه های فراوان دیگر . 

۵. زمانی رسیده است که واژه مبارک و میمون ِ »  محاکمه » را بیشتر  و بیشتر بکار بریم و از تکرار ذهنی واژهای شومی چون مجازات و اعدام و جلاد بپرهیزیم . مبادا در دام ِ شیوه های کسانی چون خلخالی و مرتضوی و رادان و طائب و … بیافتیم . یادمان باشد : خون به خون شستن محال آمد ، محال .  

6. حرف دلم را بگویم ، دوستان ! من  نگران سعید مرتضوی نیستم . سعید مرتضوی جوان است وفرصت  برای محاکمه او بسیار است . راستش ،   من  هر روز ، نگران کسانی هستم  که بی محاکمه  می میرند  . من نگران محاکمه کسانی هستم که می ترسم بمیرند  و فرصتی برای محاکمه آنان نداشته باشیم .

این ویروس خودی است !

ویروس های جنبش سبز را بشناسیم  و

 راههای مبارزه با آن را یاد بگیریم  (۳)

—————————————————-

این ویروس خودی است . تلخ  و تند است  . تحمل بفرمائید .

 ۱. رای من کجاست ؟ این خواسته ، خاستگاه جنبش سبز  است . جنبش سبز حول این سوال و این خواسته شکل گرفته است . حق ِ رای  دادن ،   یک حق طبیعی است و   نیازی به اثبات ندارد. طبیعی بودن ِ این حق بود ، که  توانست از جنبش ِ سبز ، یک جنبش فراگیر بسازد .

۲. حق ِ عام و طبیعی ِ نهفته درخواسته ی جنبش سبز ،  فراتر  و مقدم بر  خواسته  های  تیمی  یا گروهی  است . لذا جنبش  سبز یک حزب نیست  و مانند حزب عمل نمی کند . یاران جنبش سبز هم  اعضاء یک حزب یا یک سندیکا نیستند . اما هر گونه  تحریف و یا تغییر در این خواسته  ،  بالطبع  منجر به تقلیل و تحدید  جنبش شود و بالتَبَع   سبب ریزش  یاران آن شود .

۳.کسانی – به  زعم خویش –  جنبش سبز را فرصتی می دانند که باید از آن نهایت بهره را برد . به همین منظور،  در فضای برخاسته از آن ،  به سادگی  و به راحتی  از تغییر در رژیم و محاکمه سران و هزاران خواسته ی ناممکن و – حتی  نامعقول – دیگر می گویند . حال آن که این  توقعات – فارغ از محتوی –  نه تنها پیشروی در خواسته ی جنبش سبز نیست ، بلکه  بخودی خود ،  تهدیدی برای جنبش سبز به شمار می روند و خواسته ی کلان  و عام ِ   آن را به خواسته های «کوچک » تقلیل می دهند و وسعت گفتار و اندیشه جنبش سبز را محدود می سازند .به عبارتی دقیق تر  می خواهند از  یک حق طبیعی  گذر کرده و به حقوق ِ اکتسابی بپردازند .

۴. کسانی – نیز –   به شکلی دیگر  از وسعت ِ جنبش سبز می کاهند . اینان از جنبش سبز و سوال کلان و هدف والای آن غافل می شوند و به جای شرکت در  بازیِ  نا متعین ِ دموکراسی  ،  میدان را به حریف می گذارند و در گوشه ای  بازیچه می شوند . یعنی فراموش می کنند که  حقوق زندانیان و عدالت قاضی  و آزادی بی گناهان و … جملگی تبعات ِ آن خواسته اصلی اند  .

۵. اگر بنا بر تقلیل خواسته ی اصلی  یا تغییر و تحریف  آن باشد ، اوضاع  روشن است . هر حزب و گروه و حتی شخصی ، می تواند آن  را به سبک خود و به نفع خود  تفسیر نماید . یعنی  به زعم خود مصادره کند ولی در اصل  یاران جنبش را بکاهد و به بار آن بیافزاید و در نهایت زیر آن بار،  شانه خم  کند  .  در این چند روزِ جستجو ! نمونه ها  بسیار اند : اکبرگنجی  پرونده محاکمه سران  و دعوای پرچم  را عَلَم  کرده است.  مجاهدین خلق  به خون خواهی  کشتار ۶۷آمده اند . رضا پهلوی میراث می خواهد  . محسن کدیور  اسلام سیاه  را  به اسلام سبز  دعوت می کند  . معین به یاد یارانش در جبهه دموکراسی و حقوق بشر افتاده است. آرمین اعتراف نامه می نویسد ، تا دامن حزب را بیالاید . توکلی کین ِ هاشمی و سهم کابینه را می خواهد . باطبی گلایه می کند . فاطمه شمس  با دایناسورها می رقصد  . لاریجانی ها  قهقه می زنند و می تازند و… طرفه تر ! منتظری می خواهد ولایت فقیه ش را  رنگ کند و این بار سبز ! بفروشد . در این میان بیچاره موسوی!  پس از  بیست سال سکوت و سی سال انقلاب  ،همه از او تاوان ِ بیست و سی را می خواهند .

۶. چاره چیست ؟ باید منطقی بود .  خلاصه کردن جنبش سبز  نه تنها به نفع کسی نیست  ، بلکه هر کس در صدد این خلاصه سازی برآید ، نه تنها باری از دوش ِ جنبش برنداشته ، بلکه یاری هم از جنبش کاسته است . آن گاه که صحبت از «رایِ من » باشد ، فرقی میان این یا آن زندانی ، این یا آن شهید ، این یا آن پرچم نیست . این جا دیگر فرقی میان رای رضا پهلوی  و میر حسین موسوی و من ِ عامی نیست . اندیشه  ای اگر نگران کولر زندان ِ  و واحدهای ِ دانشگاهی  باشد ، اندیشه ی جنبش سبز نیست . دادنامه ای که از سال ۶۷ تا کنون بر زمین مانده است ، دادنامه ی جنبش سبز نیست .  در این شرایط ِ سخت  ، محدود  رسانه های جنبش سبز را نباید  به این  ویروس های خودی آلوده  ساخت .

حاصل چیست ؟ صدایی گم می شود و جنبشی می میرد . چنین مباد !

 آی یاران ِ سبز !  باشمایم . تنهایم مگذارید . من هم رای ام گم شده است . من هم  به سراغ رای ام آمده ام . من نخبه نیستم و کابینه را نمی دانم چیست . من فرق دبیر کل و مدیر کل را نمی فهمم .  من نه حوزه رفته ام ،  نه به دانشگاه دعوت شده ام و نه  خانه خدا را دیده ام  . من فرق آیت الله و دکتر و حاجی را نمی دانم . من ساده تر از این حرف هایم . کسی به من بگوید :  رای من کجاست ؟  

به یاد ِ چریک ِ پیر

16_8806030524_L600

هان عمـوی ِ مهربان ! بنویـس :

…سالها زین پیشتر من نیز
خواستم کاین پوستیم را نو کنم بنیاد
با هزاران آستین چرکین ِ دیگر
                  برکشیدم از جگر فریاد :
                        این مباد! آن باد
ناگهان توفان بیرحمی سیه برخاست

پوستینی کهنه دارم من
   یادگار از روزگارانی غبار آلود
مانده میراث از نیاکانم مرا،
                    این روزگارآلود

های، فرزندم !
                          بشنو و هشدار
  بعدِ من این سالخورد ِ جاودان مانند
             با بر و دوش ِ تو دارد کار …

               آی دختر جان!
                      همچنانش پاک و دور از رقعه ی آلودگان می دار …

یک پیشنهاد سبز

نتیجه یک تحقیق ساده در مورد شهرستان ها و یک پیشنهاد سبز

images11

 نکته اول : در  دو روز با ۳۰ نفر در ۷ شهرستان صحبت کردم . افرادی که روزانه سری هم به اینترنت می زنند . اکثر قریب به اتفاق آنها امکان دسترسی  به اینترنت آزاد را نداشتند و به علت سرعت پایین ، دور زدن سایت ها هم برایشان سخت بود و بسیار کند  و گاه غیر ممکن .

نکته دوم : اکثر قریب به اتفاق سایت هایی که اخبارِ اصلی جنبش سبزرا پوشش می دهند در دسترس نیستند و همین طور اکثر لینک هایی که در بالاترین و دنباله  فرستاده می شوند .

نکته سوم  : سطح اطلاعات در مورد ِ جنبش سبز ، در شهرستان ها بسیار کمتر از آن است که فکرش را می کنیم!

پیشنهاد : لینک های  داغ و سبز و مهم  را در وبلاگ های دیگر  با ذکر منبع  درج کنید . در صورت نیاز وبلاگی بسازید و تنها از آن برای  باز نشر ِ اخبار سانسور شده استفاده کنید . کافی است فرستنده لینک ، این زحمت را بکشد .

ساده است و بی هزینه … آیا همراهی می کنید ؟

ماه نو را دوش ما ، با چاکران ، در نیمه شب دیدیم

new
زانکه فریاد امیر عادلی!  چون رعد بر می خاست
هان ، کجایی ، ای عموی مهربان ! بنویس :
                    
                       ماه نو را دوش ما ، با چاکران ، در نیمه شب دیدیم
                      مادیان سرخ یال ما سه کرت تا سحر زایید
                      در کدامین عهد بوده ست اینچنین ، یا آنچنان ، بنویس ….
 
لیک هیچت غم مباد از این
 ای عموی مهربان ، تاریخ
پوستینی کهنه دارم من
که می گوید
از نیکانم برایم داستان ، تاریخ :
                   من یقین دارم که در رگهای من خون رسولی یا امامی نیست
                    نیز خون هیچ خان و پادشاهی نیست
                    وین ندیم ژنده پیرم دوش با من گفت
                        کاندرین بی فخر بودنها گناهی نیست
11 

کابینه X

ویروس های جنبش سبز را بشناسیم  و

 راههای مبارزه با آن را یاد بگیریم  (۲)

—————————————————-

گفته بودم :  جنبش سبز یک جنبش نرم  است . جنبش های نرم ماهیتی نرم افزاری دارند و  به همین سبب آگاهی   مهم ترین رکن آن است   . همان گونه که نرم افزار کامپیوتر می تواند به ویروس آلوده شود ، جنبش های نرم نیز می توانند ویروسی شوند .  قبلاً یکی از ویروس های جنبش سبز با عنوان   جعل اخبار موازی  معرفی شد  . امروز نیز یکی از خطرناک ترین ویروس های جنبش سبز را معرفی می کنم :

نام ویروس :ِ پیش فرض خطرناک  ( یا  کابینه X )

 مقدمه ی  منطقی ِ صحبت از کابینه  دولت  و وزرای آقای X  ، پذیرش گزاره ای است  با عنوان» X رئیس جمهور است « . کلیه تحلیل های مثبت یا منفی  در خصوص  محتوای ِ کابینه یک رئیس جمهور از این پیش فرض خطرناک بهره می گیرند . به عنوان نمونه  حتی اگر ثابت کنید » فلان عضو کابینه X جنایتکار ، قاتل و مجرمی خطرناک است » چون در متن  خود از تعبیر «کابینه X » استفاده کرده اید ، از همان پیش فرض خطرناک «X  رئیس جمهور است » بهره برده اید . یعنی این گزاره را به نحوی پذیرفته اید و یا   به تسامح از آن گذشته اید  . 

موضوع ِ  کابینه و اعضای  کابینه  ، صلاحیت ها و سوابق  اعضای کابینه ، بحث های  موافقان و مخالفان مجلس در خصوص کابینه ، سوتی های اعضای کابینه  و حتی متقلب و مجرم نامیدن یکی از اعضای کابینه و  کلاَ هر واژه  و تعبیر و اصطلاحی که به محمود احمدی نژاد به عنوان یک رئیس جمهور مشروعیت می دهد و به او اجازه معرفی کابینه می دهد ، بسیار خطرناک اند . دقت کنید تحلیل هایی که در خصوص کابینه  و اعضاء آن  ارائه می شود ، با هر موضوع و محتوای منطقی و حقوقی  ، ورود به  میدانی است که  بازی در آن میدان برای رقیب برد- برد است  .مبادا زبانِ جنبش سبز تحریف شود . مبادا اندیشه ی جنبش سبز تضعیف شود .  مباد.

نمونه های شایعی  از ویروس ِ  پیش فرض خطرناک   :   محکومیت دوماهه مسئول دفتر رئیش جمهور  ، محکومیت وزیر صنایع ،  تحت تعقیب بودن وزیر دفاع ،  مرد سالار بودن وزیر بهداشت ، مدرک دکترای تقلبی  معاون  ، مورد دار بودن و بی تجربه بودن اعضاء کابینه ، مخالفت و موافقت مجلس با وزرا یا فلان وزیر  و…

یادآوری :  باید شیوع مورد های جدیدی از  ویروس ِ قبلی –  جعل اخبار موازی  –  را هشدار دهم . مبادا با  پرداختن  به موضوع کابینه ، رسانه های جنبش سبز در اختیار دولت کودتا قرار بگیرند . مبادا اخبار اصلی و موضوعات مهم جنبش سبز مانند آزادی زندانیان ، شکنجه در زندان ، تجاوز جنسی ، افشاگری های کروبی  و مهم تر از همه تقلب در انتخابات  کم رنگ شود . موضوعات مبتذل و جنگ های زرگری مرتضوی و شریعتمداری و احمدی نژاد و احمدی مقدم و طائب و خامنه ای و حجازی  و…یاران ِ  ستاد کودتا ،  ویروس هایی از نوع جعل اخبار موازی اند . این اخبار ویروس  جنبش سبز و زبان جنبش سبز اند . آنها را شناسایی و به دیگران معرفی کنید .