خانه > داور یا بازیکن ؟ > داور یا بازیکن ؟

داور یا بازیکن ؟

سوال اول : با فرض اینکه در »  مسابقه فوتبال کسی با دست گل بزند »  و » این گل پذیرفته شود » به نظر شما گناه کدام یک در این تقلب بیشتر است : داور فوتبال یا بازیکنی که تقلب می کند ؟
سوال دوم : با فرض اینکه » در انتخابات ایران تقلب شده باشد » و» این تقلب پذیرفته شود » به نظر شما گناه کدامیک در این تقلب بیشتر است  : مقام محترم رهبری آقای خامنه ای یا آخرین رئیس جمهور ایران احمدی نژاد  ؟
برای کمک به نتیجه گیری مطلب زیر را از وبلاگ  فلسفه علم دانشگاه شریف  برداشته ام و در زیر عینا درج می کنم . نویسنده مطلب هم دکتر مهدی نسرین یکی  از مردود شده گان روز های اخیراست :
جواب  خودم  را  در پایان همین مطلب دکتر نسرین نوشته ام .
——————————————————–
منتظر بودم هم تيمي هام بيان منو بغل كنند ولي هيچكس نيومد … بهشون گفتم «زودباشين منو بغل كنين و گرنه داور گل رو قبول نمي كنه»  (ديگو مارادونا- خاطره از گل زدن با دست به انگلستان )
زدن گل با دست در جام جهاني كار سختي نيست. شايد به مراتب از گل زدن با پا آسانتر هم باشد. مهم اين است كه داور گلي را كه با دست زده شود قبول كند. و اين مهم تنها يك بار در ورزشگاه آزتك مكزيكوسيتي به سال 1986 رخ داده است.

در دقيقه پنجاه و يكم بازي آر‍‍ژانتين  وانگلستان پيتر شيلتون دروازه بان يك متر و هشتاد و پنج سانتي انگلستان براي مشت كردن توپي از دروازه بيرون آمد كه مارادوناي يك متر و شصت و پنجي هم به دنبال آن بود. عليرغم برتري قدي شيلتون و برتري موضعي او (چون علي القاعده دروازه بان مي تواند با دست توپ را دور كند!) دست چپ مارادونا زودتر به توپ ضربه زد و توپ به درون دروازه غلطيد و داور تونسي گل را صحيح اعلام كرد.

معمولاً زرنگي مارادونا و خام شدن داور را عامل قبول شدن گل مارادونا مي دانند. اما نبايد فراموش كرد كه اگر بازيكنان آرژانتيني به استقبال كاپيتان خود نرفته بودند بسيار بعيد بود كه داور گل را قبول كند. تصور كنيد هيچكس مارادونا را بغل نمي كرد و از سوی دیگر بازيكنان خشمگين حريف بر سر داور خراب مي شدند. اما آرژانتيني ها گل با دست را جا انداختند و داور نيز بر آن صحه گذاشت. معمولاً هم كه بعد از سوت داور آن چه به جايي نرسد، البته فرياد است.

بازي آرژانتين و انگلستان در پيش روي بيش از صد و ده هزار تماشاگر و چهار سال پس از جنگ مالويناس بين اين دو كشور، انجام شد. نتيجه بازي خصومت را بين دو كشور افزايش داد. انگليسها احساس مي كردند با تقلب بازي را باخته اند و آرژانتيني ها از شيوه پيروزي شان مشعوف بودند. اما چه گل مارادونا را تقلب واضح، چه تردستي جادوگرانه يك ستاره، چه تركيبي از هر دو بدانيم، نقش ساير بازيكنان آرژانتين در «قبولاندن» اين گل دست كمي از كاپيتان اعجوبه شان نداشت. آنها هم در اين گل شريكند، چه اين گل يك افتضاح باشد چه يك شاهكار. فوتبال يك بازي گروهي است.

اما فوتبال تنها بازي گروهي در جهان امروز نيست. گويي اين نكته را افشين قطبي سرمربي تيم ملي فوتبال فراموش كرده است. اگر شما وارد اتوبوسي بشويد كه در روي يكي از صندلي هايش قاتلي نشسته است در جنايت او شريك نيستيد. اما اگر به مجلسي دعوت شويد كه در آن فرد بي ادب، تهمت زن و متوهمي با بيانيه هاي صد تا يك غاز حضور دارد – و از همه اين ها هم اطلاع داشته باشيد و باز هم برويد- در اين امور شريك هستيد. حضور افشين قطبي در كنار محمد مايلي كهن چنين وضعيتي است (همه فوتبالدوستان با سابقه مايلي كهن و ماجراي بيانيه هاي موهن و متوهمانه اش آشنا هستند).

برخي از دوستان ما به دلايل سياسي ديگر علاقه اي به قطبي ندارند، اما من هر چه بيشتر درون نگري مي كنم متوجه مي شوم كه بغض من كاملاً فوتبالي است. آخر به چه قيمتي آبرو و محبوبيت خود را فداي كنار مايلي كهن نشستن كردي؟ نمي توانستي مريض شوي؟ اين همه ويروس در اين جهان هست! نمي توانستي مسموم شوي؟ اين همه رستوران در تهران هست! نمي توانستي مثل علي دائي، در يك چشم به هم زدن، اردويي در كنار يكي از تيم هاي محلات اسپانيا براي تيم ملي بر پا كني؟ اين همه راه وجود دارد براي اين كه در نيم متري مايلي كهن –رسواگر گنده باقالي ها و ‍ژنرال قندلي ها – با کت و شلوار و بدون کفش و کراوات با چهره ای مغموم و مبهوت ننشيني. كسي كه سابقه توهين به خبرنگاران، بدررفتاري با جوانان، بي احترامي به بزرگان، برباد دادن بهترين تيم اميد و تحميل شكست هاي تحقيرآميز بين المللي را در كارنامه اش دارد، نبايد به عنوان همنشين انتخاب كرد. قطبی احتمالاً درس مارادونا به فوتبالگران  را فراموش كرده: در جا انداختن گل مردود همه تيم سهيم هستند.

پي نوشت: اگر احیاناْ كسي از شما پرسيد اين پست چه ربطي به فلسفه علم دارد لازم نيست جوابش را بدهيد.

——————-

اما جوابِ من : گناهکار  اصلی  نه  داور است و نه بازیکن ! نه رهبر است و نه رئیس جمهور ! گناهکار اصلی قانون فوتبال است که با یک «سوت » یک بازی و صدها هزار تماشاگر و یک تیم و یک کشور را از جام جهانی حذف می کند ! گناهکار قانونی است که «سوت داور » یا همان » فرمان رهبری » را  فصل الخطاب می داند . آری گناهکار اصلی قانونی است که سوتی می دهد .

Advertisements
  1. Seda
    اوت 6, 2009 در 7:54 ب.ظ.

    Ye bare dige migam shoma fogholadein
    Mahshare va maloome ke shoma bozorgin . Khoshhalam ke belakhare dar in webgardiha in safheye mofid va tafakorangiz ro peyda kardam.

    • زبان سبز
      اوت 6, 2009 در 8:05 ب.ظ.

      باز هم ممنون . به امید دیدار . سبز باشید و سر سبز بمانید .

  2. ناشناس
    اوت 11, 2009 در 10:58 ب.ظ.

    کدام قانون چنین سوتی می دهد؟ اگر حرف رهبری فصل الخطاب بود که دیگر قانون اساسی
    لازم نبود. اون مطلقه اصل ۵۷ هم (حالا خوب و بدش به کنار) به این اشاره می کنه که حکومت می تونه در همه زمینه ها قانون بزاره، طبق روالش، حتی اگه «ظاهرا» خلاف اسلام باشه. (مرجعش هم بر می گرده به زمان شاه که متدینین می گفتن که مالیات غیر شرعیه چون خمس و زکات نیست.) اینها یه حرف گنده زدن که رهبر هر چی گفت شما خفه، شما هم هی بیاین اینو بکننین تو بوق که آره قانون ما اینو می گه، نه خیر، هم چین چیزی نیست، حکم حکومتی هم یعنی کشک. به حرفش گوش ندین و قانونی اینا رو سر جاشون بنشونین، بی قانون اون داوریه که می گه من می تونم بر خلاف متن قانون فوتبال سوت بزنم. قانون «فصل الخطاب» که قانون نیست، نقض غرضه. لطفا اسم قانون روی این نذارین.

  3. ناشناس
    اوت 11, 2009 در 11:05 ب.ظ.

    متن قانون اساسی می گه رهبر در برابر قانون با همه برابر است. بالاترین قانون هم قانون اساسیه. پس رهبر نمی تونه بر خلاف قانون اساسی عمل کنه. اینا می گن اگه رهبر گفت روز شبه باید قبول کرد. این شد قانون؟‌ اصلا خودشون می گن دیکتاتوری یعنی این که کسی بر خلاف قانون عمل کنه، بعد می گن قانون اونیه که فرد بگه. این یعنی قانون بی قانونی، یعنی تناقض. لطفا بهشون این افتخار رو ندیدن که بگن حالا ما به یه قانونی اعتقاد داریم. اینها به هیچ قانونی اعتقاد ندارن. قانون رو هزار بار هم عوض کنی، تجاوزشون رو یکنن. باید جلوشون وایساد و افشاشون کرد با منطق و آرامش نه با هوچی گری.

    حیف اسم قانون که روی این حرفها بزارین. بس کنید این حرفها رو، یک کم برید تاریخ بخونید، منطق یاد بگیرید تا حرف احساسی کمتری بزنید وبتونید سر اینا رو زیر آب بکنید. اینها حرفی ندادرن بزنن، فقط قلدری و حرف زوره. لطفا بهشون لقب قانون مدار ندید با این حرفهاتون.

    • زبان سبز
      اوت 12, 2009 در 6:02 ق.ظ.

      اصل 57 :قوای حاکم در جمهور اسلامی ایران عبارتند از: قوه مقننه، قوه مجریه و قوه قضاییه که زیر نظر ولایت مطلقه امر و امامت امت بر طبق اصول آینده این قانون اعمال می‌گردند. این قوا مستقل از یکدیگرند.
      —————————
      طبق این اصل ، که بخواهیم یا نخواهیم ، دوست داشته باشیم یا نداشته باشیم
      داور اصلی رهبری است . یعنی داور کنار و بازکن هیچ کاره ن در نهایت .

      حالا رهبری هم مستند به همین اصل حکم غیر معقول می دهد . به هر حال کارش قانونی هست یانه؟

      وقتی می گویم اشکال از قانون است یعنی این .

  4. ناشناس
    اوت 12, 2009 در 8:34 ب.ظ.

    من قبول دارم که لفظ قانون مبهمه و باید تغییر کنه یا بالکل عوض بشه بعد از بحث آزاد و رای مردم. ولی من دارم میگم که دو تا تعبیر می شه از این لفظ کرد:
    اون تعبیر که می گه: ولایت مطلقه، یعنی حکومت حق داره در هر زمینه ای قانون بزاره، و این حق «طبق اصول آینده این قانون اعمال می گردد.» طبق اصول آینده یعنی چی؟‌ یعنی که ما یه قرار و مداری راجع به وظایف قوا گذاشتیم و قانون گذاری و اجرا بر اساس اون قرار و مداره. رهبر هم یه زیر مجموعه ای از همین قانونه که وظایف و اختیاراتش مشخصه. بله، اگر خواستند مشکلی رو از پیش بردارند مکانیسمش توی همین قانون هست: مجلس تصویب می کنه، شورای نگهبان رد می کنه، میره به مجمع تشخیص. یعنی ولایت مطقه به تفصیل و جزئیات توی همین قانون شرح داده شده.

    به هر حال اون کسانی که سال ۶۸ به این قانون رای مثبت دارن این رو در نظر داشتن.

    (حالا من همین رو هم قبول ندارم، ولی حالا)

    این بوقی که زدن بعدش که بله، اصل ۵۷ می گه رهبر می تونه شب بخوابه، شب پاشه حکم حکومتی بده که مثلا آقا بر خلاف قانون اساسی شما دیگه حق تو خیابون اومدنو نداری، یا مثلا رییس جمهور تو وزیراتو عوض کن، که اصلا نقض غرضه. دیگه برای چی قانون اساسی داریم دیگه؟‌ کسی به این رای نداد.

    بله، حتی اگر تعبیر شما را هم بپذیریم. کجای این قانون می گوید که نمیشود از رهبر علنا انتقاد کرد و خواهان عزل او توسط خبرگان شد. (اون دور باطل هم که همه می دونند در قانون اساسی نیست، خبرگان با دست خودش خود کشی کرده تایید صلاحیت رو داده به شورای نگهبان). حرف من اینه که اگه ما خفه نمی شدیم از ترس، یا زود نا مید نمی شدیم بریم کنار،کار به اینجا نمی کشید که همه اینا بیان سوارمون بشن، حتی با همین قانون. اعتبار یه تفسیر از قانون به همت اوناییه که این تفسیر رو (حالا با اعتقاد یا بی اعتقاد به اون قانون) دنبال میکنن. اگه هر قانونی بیارین، بدین دست فاشیستا یه راهی پیدا میکنن بپیچوننش به نفعشون. روح قانونه که باید پاسداری بشه و بله، اگه ابهاماتی هم هست با همین پاسداری من و شما بر طرف بشه که جای سو استفاده کمتر بشه. حالا هم باید این اسلحه رو از دست اینا در آورد. هیچ کسی تو ایران بی این تعبیری که اینا دارن که نمیشه از رهبر انتقاد کرد و چه و چه رای نداد.

  5. ناشناس
    اوت 12, 2009 در 8:42 ب.ظ.

    حرف من اینه که توی زمینه های قانونی نمیشه با خوندن یه اصل گفت پس رهبر فصل الخطاب و داوره. نخیر، باید بقیه اصول رو هم خوند، دید توی چه شرایطی این نوشته شده، منظور قانون گذار چی بوده،ووو.

    اگه رهبر داوره، چطور «در برابر قانون با همه مساویه». آیا هیچ قاضی نمیتونه رهبرو بکشه به دادگاه بگه توسظ مدیریت کردی بچه های مردم تلف شدن؟‌ پس در برابر قانون مساویه یعنی چی اگه رهبر در تمام زمینه ها داور نهاییه؟‌
    اگه می تونه اون قاضی رو با حکم حکومتی فوق قانونی عزل کنه دیگه با همه مساوی نیست که.

    «مطلقه»در اصل ۵۷ یعنی «فراگیر»، (یعنی هر قانونی میشه گذاشت طبق روش پیشبینی شده) نه به معنی «فارق از قید و بند و مستبدانه».

  1. اوت 12, 2009 در 8:37 ب.ظ.
  2. اکتبر 18, 2009 در 6:58 ق.ظ.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: