خانه > احمد مفتی زاده ، گاندی ایران > لطفاَ مقاومت کنید .

لطفاَ مقاومت کنید .

 خانواده زندانیان سیاسی، لطفاَ مقاومت کنید .

 دوری از عزیران ، شکنجه پدر ، رنگ پریدگی مادر ،گریه بچه ، سخت است اما،  لطفاً  مقاومت کنید  . امروز چشم جهانی نگران  ماست .

 بدانید :  » گاندی ایران 2430 روز را در انفرادی اوین گذارند و خم به ابرو نیاورد  . «گاندی ایران »  اولین کسی است  که از یک تریبون رسمی خامنه ای را دیکتاتور نامید  .. او در 18 سالگی به مقام اجتهاد رسید . در   25 سالگی استاد دانشگاه  تهران بود . در سال 42 به خاطر مبارزه با حکومت پهلوی  در اوین به زندان رفت  .از اعضای موسس قانون اساسی  جمهوری  اسلامی ایران بود که پس از نوشتن آن در حسینیه ارشاد اعلام کرد : «قلم و دستتان بشکند برای آن قانون تصویب کردنتان «…   خامنه ای را روضه خوانی بازاری خواند که می خواهد  دیکتاتور شودبا دیکتاتور خواندن خامنه ای یکبارِ دیگر به زندان افتاد و بدون محاکمه   2430 روز ( 6 سال و 8 ماه )  در  انفرادی اوین بود  ، و در زیر سخت  ترین شکنجه ها  در اوین  هر بار که از او  میخواستند که اعتراف کند و  بگوید غلط کردم  ، می گفت : زبانم به «غلط کردید» عادت   دارد  ، نه  «غلط کردم» .  پس از 10 سال حبس در زندان  ،  در روزهای آخر زندگی  ، در حالیکه از او تنها پوست و استخوانی مانده بود ، او را به بیمارستان آسیا  منتقل کردند  .  در بیمارستان  عوامل شکنجه و زندانش را بخشید و  دعا کرد  :  خدایا به خاطر من بنده ای را عذاب مده ؛ به خدا  قسم ، حاضرم  همه عمر در دنیا رنج بکشم و زیر  شکنجه باشم اما تمام بندگان خدا هدایت و سعادتمند گردند… می گفت : بت پرست مخلص بهتر است از ریاکاری ( منافقی ) که در مسجدالحرام سجده میکند … می گفت :  آقایان با این رویکردتان مدتی به اسلام ضربه میزنید اما بعد تشیع را چنان میکنید که تا قیامت قد علم نخواهد کرد…تنها مجتهدی بود که فتوای ارتداد و سنگسار را قبول نداشت …  پس از مرگ ماهنامه ایران فردا به خاطر چاپ یک  مقاله از او»  در باره انتظار از دین »  توقیف شد و مهندس سحابی 9 ماه به خاطر آن زندان رفت . …. بزرگترها او را می شناسند ..علامه  احمد مفتی زاده … یار طالقانی و  مخالف سر سخت خامنه ای … روحش شاد .

تصویر علامه احمد مفتی زاده قبل از دستگیری :29

 

 

 

 

 

 

 

 

تصویر علامه مفتی زاده پس از 7 سال  انفرادی  در اوین : 60

 

   منبع ِ مطالب و عکس ها  : سایت رسمی مکتب قرآن 

 

                                                      علامه مفتی زاده 1361 : 1361

 علامه مفتی زاده 1371 :

1371

 

 

 

روایت ِ علامه مفتی زاده از گفتگوهای  او بازجوهایش 

  تهدیدها ، تطمیع ها

  • به من باز گویند: بُکن زندگی               کمی با مقامات سازندگی
  • بمن باز گویند: آرامتر،                        از احوال دنیا بشو با خبر.
  • بمن باز گویند  – کز احتیاج                  شده حرف تو چون ُدّربی رواج.
  • بمن باز گویند: ای بی‌شعور                همه ناکسان زر گرفتند و زُور.
  • بمن باز گویند: بیدار شو!                   ره زندگی گیر و سالار شو
  • بمن باز گویند: با ایده‌آل                     تو بی سود کردی جهان کمال.
  • بمن باز گویند: که این خوشدلان         برندت به دانشگه و پارلمان.
  • بمن باز گویند: ای با هنُر!                  وزارت دهندت چه خواهی دگر؟!
  • بمن باز گویند: کز بهر نان                  کمی نرم کُن با بزرگان زبان.
  • بمن باز گویند: کای حق پرست!         بدهکاری از مرگ ناخوش‌تراست.
  • بمن باز گویند: ای سنگدل !              زن و بچه‌ات را بسختی مَهِل.
  • بمن باز گویند: ای بد زبان !               نسوزد دلت بر محّمد ژیان؟!
  • بمن باز گویند: زندان بس است        یکی‌حرف بس، گر ‌بخانه کس‌است.
  • بمن باز گویند: بر حفظ جان                بیندیش گر نیستی فکر نان.
  • بمن باز گویند: صدها هزار                  زمردان نامی زدندی بدار
Advertisements
  1. سبز سبز سبز
    اوت 6, 2009 در 4:35 ب.ظ.

    فکر کنم رکورد دار زندانی انفرادی در جهان باشد . درورد بر او . روانش سبز باد

  2. اوت 6, 2009 در 6:25 ب.ظ.

    سلام
    لطفا به وبسایت زیر آمده و نظر خود را بگویید
    http://www.azadiran.co.cc

  3. اوت 6, 2009 در 6:43 ب.ظ.

    روحش شاد . امیدوارم خداوند بر تعداد چنین مردان بزرگ و آزاده و مردم دوستی بیفزاید

  4. سوکا
    اوت 6, 2009 در 8:33 ب.ظ.

    روحش شاد و راهش پر رهرو باد…

  5. میلاد
    اوت 6, 2009 در 8:47 ب.ظ.

    این مطلب یه جورایی برای روحیه دادن به خانواده زندانیان نوشته شده و البته خوبه اما آدم دلش می سوزه که بعضی ها چه جگری داشتن و بعضی ها !!! بگذریم تا وقتش !
    روحش شاد

    • ناشناس
      اوت 15, 2009 در 4:00 ق.ظ.

      سلام میلاد ! معنی جمله شما را درست نفهمیدم اگر منظور شما اغراق در بیان مطللب بوده است باید بگویم که اینطور نیست من که این شخصیت بزرگوار را شاید کمی بیشتر و از نزدیکتر بشناسم باید بگویم این فقط قسمت کوچکی از زندگی آن بزرگمرد تاریخ بوده است

      • زبان سبز
        اوت 15, 2009 در 8:25 ق.ظ.

        ناشناس جان
        به نظر من منظور میلاد «اغراق » نبوده است . بلکه می خواسته بگوید وقتی بعضی ها 2400 روز تحمل کردن چرا بعضی ها 40 روز تحمل نکردن .اونجا که گفته» بعضی ها چه چگری داشتن و بعضی ها » … بگذریم تا وقتش !
        به امید دیدار … سر سبز باشید هم شما و هم میلاد عزیز

  6. پیرمد
    اوت 6, 2009 در 9:40 ب.ظ.

    بزرگا مردا ! که او بود …

  7. سعيد
    اوت 9, 2009 در 8:09 ب.ظ.

    مطمئنين گاندي مي تونست تحمل كنه….چيزي كه اون تحمل كرد؟
    روحش شاد

  8. فریدون
    اوت 9, 2009 در 8:40 ب.ظ.

    مرگ بر ملا. مرگ بر جمهوری اسلامی. ننگ بر قوزالاه خمینی

  9. سید علی
    اوت 9, 2009 در 8:56 ب.ظ.

    روحش شاد باد……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………

  10. bijan
    اوت 9, 2009 در 9:01 ب.ظ.

    یکی دیگر از نامهای مانده گار قهرمانان در تا ریخ ایران …..روحش شاد ویادش رنده باد

  11. AB
    اوت 10, 2009 در 6:50 ق.ظ.

    روانش شاد باد
    راهش پرتوان باد

  12. Rada Akbar
    اوت 10, 2009 در 7:12 ق.ظ.

    روحش شاد

    مرگ بر دیکتاتور

  13. javan 23
    اوت 10, 2009 در 10:11 ق.ظ.

    khoda biomorzadash, marg bar diktator

  14. ghorbate sabz
    اوت 10, 2009 در 10:30 ق.ظ.

    marg bar in rejime akhondi,ruhash shad,marg bar diktator,

  15. maryam
    اوت 10, 2009 در 4:35 ب.ظ.

    Marg bar diktator che shah bashe che mollah- Ama roohash shad va yadash zende baad. In ha Islam ra nabood khahand kard . Kojaye Koran gofte ke shekanje konid va tajavoz konid ???? Dele ensaane vageyee be dard miad in roozha

  16. hassan
    اوت 11, 2009 در 12:55 ق.ظ.

    روحش شاد و راهش پر رهرو باد

  17. کوروش
    اوت 11, 2009 در 2:37 ق.ظ.

    سلام بر ایران سلام بر مردان و زنان باغیرت سرزمین در بند من. ننگ و نفرین بر کافران ضد ایرانی که لباس اسلام بر تن دارند. ان روز خواهد امد که ما یا فرزندان ما انتقام تاریخی خود را از این لا مذهب های خاین خواهند گرفت بدانید که ما به فرزندانمان وصیت انتقام از شما را کرده ایم. بالاخره روزی ایران و ایرانی سربلند خواهد زیست. وظیفه من و شما مقاومت و مبارزه است.

  18. maj
    اوت 11, 2009 در 8:49 ب.ظ.

    chizi ke in mard dar an salha midid
    ma alan didim
    hargez nemimirad

  19. ناشناس
    اوت 13, 2009 در 11:37 ق.ظ.

    هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
    «سبز» است بر جریده عالم دوام ما!

  20. omid
    اوت 13, 2009 در 6:04 ب.ظ.

    ممنون از اطلاع رسانی
    این شهدا چه دیر ولی اقلا معرفی شدند به ملت
    ماه پشت ابر نمی مونه و خون های ریخته شده از اول انقلاب ننگین رو میشه و مردم متوجه وحشی گریها میشوند
    روحش شاد چه مردی بوده

  21. م ك
    اوت 13, 2009 در 6:55 ب.ظ.

    اگه اين آدما الگوي ما باشن و بتونيم فقط يك كم دركشون كنيم…. حتما در مقابل اين رژيم استبدادي ضد اسلام ناب موفق خواهيم بود…

  22. soheila
    اوت 13, 2009 در 7:58 ب.ظ.

    فقط مقاومت جنبش سبز ما را نشون می ده که امید ستودنی است

  23. اوت 15, 2009 در 7:23 ب.ظ.

    مرسی که یاد این مرد بزرگ رو زنده کردین. به ویژه برای ما کم سن ترها که نمی شناختیمشون! واقعا ممنون! و روحش شاد!

  24. سامان
    اوت 22, 2009 در 10:58 ق.ظ.

    سلام
    روحش شاد
    آثارش را خوانده ام عالی است . کفر و ایمان و قیام امام حسینش را حتماٌ گوش دهید.

  25. اوت 22, 2009 در 9:43 ب.ظ.

    مرگ بر دیکتاتور
    زنده باد حقیقت طلبی
    مرگ بر نظامی که به اسم محمد و علی کار معاویه ( ریا کاری و ثروت اندوزی به اسم اسلم) و حجاج ( قتل شیعیان واقعی) را می کند
    استوار بادا مجاهدان راه حق طلبی

  26. زهره
    اوت 26, 2009 در 6:28 ب.ظ.

    سلام و درود خدا بر بنده گان پاک و مومنش.
    هزاران بار روحش شاد و راهش پر رهرو.

  27. بهار
    اوت 27, 2009 در 5:37 ق.ظ.

    با سلام بر بر مردان با شهامت کرد روح شاد و یادش گرامی

    لعنت خدا بر ظالمان این دیارو گرگ صفتان ظالم

  28. afsoon
    اوت 27, 2009 در 7:07 ق.ظ.

    roohash shad.
    man ishan ra nemishnakhtam,moteasefam ke bad az shahadateshan ba in shakhsiyate bozorg ashna shodam,,vali sarneveshte in marde bozorg,sarmashghist baraye zendegiye tak take ma.
    merci babate etela resani

  29. عاشق حسین شهید
    سپتامبر 1, 2009 در 7:34 ق.ظ.

    بدانید که این مرد بزرگوار همواره زنده خواهد ماند. زیرا تعلیمات صادقانه ایشان باعث تزکیه نفس بیش از بیست هزار نفر از جوانان کردستانی شده است

  30. محمد
    سپتامبر 6, 2009 در 5:07 ب.ظ.

    بعد از شهادت ایشان یکی از شکنجه گرها بر مزار ایشان می گریست!و او را بزرگ مردی مومن و مقائم خواند

  31. سپتامبر 10, 2009 در 8:11 ق.ظ.

    roohash shad va ravanash pak va rahash por rahraw
    dorood bar an bozorgmarde tarikh
    neveshteye bala tanha gosheii kochek az zendegiye ghahramananeye an marde sharif bood,
    ba sepas

  32. سپتامبر 10, 2009 در 8:26 ق.ظ.

    باتشکر وقدردانی از شما
    مطالب فوق فقط قطره ای از اقیانوس بیکران مقاومت آن مرد پولادین بود درود بر ایشان روحش شاد نام ویادش پر آوازه وراهش پر رهرو باد-درود برملت کرد که در اوج مظلومیت شیر مردی چون ایشان درمیانشان ظهور کرد

  33. سپتامبر 10, 2009 در 8:38 ق.ظ.

    سلاو بو روحی پاکی شهید عه لامه کاک احمدی مفتی زاده سه که وتو بیت بیرو هزی ئه و ئینسانه ئازادی خوازه وینه و نمونه شی هه ر زور بیت روحی شادو ریگای پر ریبوار نیوی به رزتر بیت

  34. مبین
    سپتامبر 10, 2009 در 8:43 ق.ظ.

    از دل نرود هر آنکه از دیده برفت – روحش شاد با خواندن این مطالب تمام موی بدنم سیخ شد وچشمام اشکی-آفرین بر غیرت وشرف و مردانگی و شهامت و استقامتت ای مرد پولادین-نمونه ات بیشتر وبیشتر باد

  35. آزاد
    سپتامبر 10, 2009 در 8:46 ق.ظ.

    درود برملت کُرد که در اوج مظلومیت ومحرومیت وبی مهری از طرف حکومتهای ایران اما شیر مردانی چون کاک احمد را تحویل جامعه داده این نشانه زنده بودن و پویایی این ملت مهمان نواز وباشرف وپاکدل است

  36. رضا
    سپتامبر 10, 2009 در 8:50 ق.ظ.

    ممنون برای اطلاع رسانیتون -اما خیلی کم است برای درک عظمت ایشان باید به آثار مکتوب ومنظوم ایشان مراجعه کرد ویا به شاگردان ایشان که در کُردستان ادامه دهنده و رهرو راه وبرنامه آن مبارزند مراجعه کرد

  37. سواره‌
    سپتامبر 10, 2009 در 10:40 ق.ظ.

    سلام روحش شاد و مورد عفو خداوند باشد.کاک احمد چون همه‌ ما آدمی بود که‌ از خطا و لغزش دور نبود ولی مردان بزرگ لغزشها و خطاهای بزرگ هم دارند که‌ متأسفانه‌ کاک احمد یکی از این شخصیتها بود.
    البته‌ تشبیه‌ کاک احمد با گاندی به‌ نظر من کاملا ناصحیح بوده‌.دومن اینکه‌ ایشان در 18 سالگی به‌ اجتهاد رسیده‌ اغراقی بیش در حق ایشان نیست.دوستداران ایشان چون مسیحیان به‌ کج اندیشی رفته‌اند،کاک احمد به‌ اقرار خود در نوارهای که‌ بعد از زندان پخش کرده‌ گفتنی‌های گفته‌ که‌ امروز به‌ قول هوادارانش از شنیدن آن ترس دارند.آنکه‌ در چه‌ دورانی به‌ صلاح گفته‌ و چه‌ ایامی به‌ هوای نفس رأی داده‌ که‌ شنیدن آن سخنان کاک احمد خط بطلانی بر این اسرائیلیات بوده‌.
    کاک احمد خدا بیامرزدش به‌ خطا رفت و تاوان آنرا هم پرداخت،به‌ امید روزی که‌ هوادارانش از خطای مرشد خود درس گرفته‌ و به‌ سخنان او عمل نمایند.

  38. هه تاو نیشتمان
    سپتامبر 11, 2009 در 8:09 ق.ظ.

    روحش شاد و یادش گرامی باد … درود و رحمت خداوند بر روح پاکش باد و ان شا الله که بتوانیم رهرو خوبی باشیم …………………………………………………………….

  39. سپتامبر 12, 2009 در 6:36 ق.ظ.

    باسلام و ابزارخوشحالی ازدرج این مطلب.
    دوستان عزیز درمورد علامه کاکه احمدباید بگویم که این مطب به نسبت ایشان خیلی خیلی کم است چونکه مطمئنن نمیتوان درچنین جای کم حجمی ازچنین رادمردی بحث نمود،کاکه احمددرموردتعذیباتش میفرماید*هرچی به ذهنتان خطورمیکندازتعذیت به نسبت من انجام داده اندولی آرزوی یک آخ را برقلبشان نگذاشته ام*.
    امام خمینی رهبرحکومت جمهوری اسلامی!!! گفت:شکست مفتی زاده یعنی شکست ا
    هل سنت.
    برای آشنایی بیشتربه سایت رسمی مکتب قرآن مراجعه فرمائید:www.maktabquran2.com
    وبلاگی هم درهمین راستا:www.trife-m.mihanblog.com
    باتشکر برادرتان امید.

  40. سپتامبر 12, 2009 در 7:37 ق.ظ.

    کاک سوران عزیز:
    باسلام….
    کاکه احمد مفتی زاده مثل هرانسانی دیگری بوده و دارای خطا،اما خطا درچه مواردی؟مگر میشودبا گفته دیگران گفتن، ومثل غارصدا دادن دلیل برای خطای یک شخصیت باشه؟!!!
    درمورد اینکه شما تعجب میکنید که ایشان درسن 18 سالگی به چنین مقامی نرسیده اند،بایدعرض کنم به نوارها ومطالب اون وقت ایشان مراجعه ای بکنید،جزوه دین و انسان،اقتصاد اسلامی،درباره کُردستان،
    شاگرد شهید ایشان درسن 32 سالگی به درجه مجتهدی نائل شدن، میتوانی سوال بکنی درهر5 مذهب نمره 20 گرفت(شهید فاروق فرساد)که در اردبیل شهید شدند.
    محبت به نسبت رهبر همچون کاکه احمداسوه مقاومت مگر اشکالی دارد؟میشود شما تعریفی از محبت برایم ارائه بدهید و همچنین از غلو؟
    محبت مادربه نسبت فرزندش راچطورمی سنجید آنهم در اون حدجانبازی؟؟!! یاران رسول الله (ص)تکه تکه میشدند برای اینکه زخمی بربدن مبارکش پدید نیایدآیا این غلو درمحبت بود؟؟؟!!!میشود پیرو کسی بود حالا هرفکری ومحبتی درکار نباشد؟؟! بدون عشق ممکن است؟؟
    کمی عاقلانه برخورد کنیم دوست گرامی.

  41. سپتامبر 12, 2009 در 7:48 ق.ظ.

    ببخشید اشتباهاً به جای سواره سوران رو نوشتم.
    جوابم برای آقای سواره بود.
    این جواب برای کسی بود معتقد به دین و مبانیش درغیراین صورت هم حاضربه بحث هستم.
    وبرای هرگفته ای مدرک میخواهم.
    منتظرجواب هستم.

  42. سپتامبر 12, 2009 در 7:52 ق.ظ.

    شعری ازعلامه مفتی زاده
    بمن باز گویند: بُکن زندگی

    کمی با مقامات سازندگی.

    بمن باز گویند: آرامتر،

    از احوال دنیا بشو با خبر.

    بمن باز گویند: کز احتیاج،

    شده حرف تو چون ُدّربی رواج.

    بمن باز گویند: ای بی‌شعور!

    همه ناکسان زر گرفتند و زُور.

    بمن باز گویند: بیدار شو!

    ره زندگی گیر و سالار شو

    بمن باز گویند: با ایده‌آل

    تو بی سود کردی جهان کمال.

    بمن باز گویند: که این خوشدلان

    برندت به دانشگه و پارلمان.

    بمن باز گویند: ای با هنُر!

    وزارت دهندت چه خواهی دگر؟!

    بمن باز گویند: کز بهر نان

    کمی نرم کُن با بزرگان زبان.

    بمن باز گویند: کای حق پرست!

    بدهکاری از مرگ ناخوش‌تراست.

    بمن باز گویند: ای سنگدل !

    زن و بچه‌ات را بسختی مَهِل.

    بمن باز گویند: ای بد زبان !

    نسوزد دلت بر محّمد ژیان؟!

    بمن باز گویند: زندان بس است،

    یکی‌حرف بس، گر‌بخانه کس‌است.

    بمن باز گویند: بر حفظ جان

    بیندیش گر نیستی فکر نان.

    بمن باز گویند: صدها هزار

    زمردان نامی زدندی بدار
    ……

  43. ناشناس
    سپتامبر 12, 2009 در 11:57 ق.ظ.

    خوش به حالش بهشتی هست

  44. ناشناس
    سپتامبر 12, 2009 در 4:32 ب.ظ.

    دوست عزیز سواره .شما مقصر نیستی که ارزش چنان مرد بزرگی رو که هم ارنظر اخلاقی _ملی ومذهبی سرآمد است نشناسی چون تا آنج که من می دانم شما کردها همیشه اینطور بودید وارزش بزرگ مردان تاریختان ندونستید مانند صلاح الدین-قاضی-قاسملو
    متاصفم براتون عجب ملتی هستید بیخود نیست که همیشه زیردست ومستعمره موندید .دوست عزیز بر عکس نامتان شما سواره نیستید هنوز پیادهاید!!!!!!

  45. آزاد
    سپتامبر 16, 2009 در 10:40 ق.ظ.

    سلام، تمام دشمنان ریا و تزویر و دوستان حق و راستی را به تحقیق و بررسی دقیق و صادقانه در باره شهید بزرگوار و اسوه این زمان، کاکه احمد مفتی زاده ( آثار و شخصیت و زندگی ایشان ) دعوت می کنم.

  46. روژاوای سنه
    سپتامبر 16, 2009 در 7:26 ب.ظ.

    به راستی تحقیق و بررسی در آثار کاک احمد-سلام الله علیه- کار کسانی است که علم وافر و ذهنی قوی داشته باشند. من خودم مدتها قربانی این قضیه بودم (خطاب به سواره) یعنی با مطالعه انتقاداتی علیه کاک احمد از ایشان بدم می آمد تا اینکه …
    بهتر است ابتدا کمی درباره خود بگویم. من در دوران بچگی تا تقریبا اواخر دوران راهنمایی از اسلام دل خوشی نداشتم. علت آن هم شنیدن و دیدن خرافات و ریا و تزویری بود که به نام دین از رسانه های این رژیم طاغوتی پخش می شد و تقریبا مرجع دیگری برای مطالعه دین نداشتم. در مدرسه هم معلمین دینی و … غالبا به خاطر ترس از اخراج و … آن چیزهایی را هم که از دین صادقانه می دانستند تقریبا نمی گفتند. به هر حال این رژیم جنایتکار همچنان که بسیاری از مردم ایران را از دین متنفر کرده، من نیز در آن دوران چنین وضعی داشتم. در این اثنا بود که زمزمه هایی از افکار آن بزرگ مرد (کاک احمد) به گوشم رسید و آن ندای فطری آنچنان شرری در جانم انداخت که زندگی ام را متحول ساخت و در جهت رشد و پیشرفت قرار داد. البته من شناختی عمیق از افکار آن بزرگوار نداشتم و فقط اندکی از نداهای فطری دینی ایشان را به گوش جان شنیده بودم. وقتی به دانشگاه رفتم مطالعات دینی خود را در حد وسع بسط دادم تا اینکه یک روز مقاله ای که در رد برخی افکار کاک احمد توسط فردی به اسم مستعار عبدالمتین نوشته شده بود خواندم و به علت اینکه هنوز معلوماتم در آن زمینه زیاد نبود نسبت به کاک احمد بدبین شدم. من انسان کنجکاوی هستم به همین دلیل در غور در تعلیمات مذاهب و آثار اندیشمندان مختلفی پرداختم و پس از یررسی تفکرات مختلف (از تفکر سلفی گرفته تا تفکر شیعی و ذائقه های مختلف کلامی و فقهی و … جتی برخی افکار غیر دینی) بالاخره سیستمی فکری برای خودم دست و پا کردم. اما این افکار نمیتوانست مرا در مسیر لذت از عبادت خدا و پیشرفت در سایر جنبه های زندگی قرار دهد. (بر خلاف دورانی که افکار کاک احمد بر من اثر داشت.) روزی در حال مطالعه یک کتاب از شیخ یوسف قرضاوی-از اندیشمندان مشهور که شهرت جهانی دارد- بودم که ضعف نظرات ایشان و نارضایی عامی که از سیستم فکری ایجاد شده در ذهنم داشتم مرا به این نکته واقف کرد که هیچکدام از این افکار نمیتواند ذهن کنجکاوم را ارضا کند و این شد که دوباره به افکار کاک احمد روی آوردم و اینجا بود که فهمیدم آن مقالاتی که در رد کاک احمد خوانده بودم چقدر بچگانه بوده است و تاثیر آنها بر من صرفا به خاطر عدم آشنایی عمیق نه من و نه نویسندگان آن مقالات با افکار آن بزرگوار بوده است. معرفت دینی کاک احمد آنقدر ژرف است که عدم درک منظور ایشان توسط اندیشمندان و دانشجویان رشته های دینی حتی با مدارج علمی همچون دکترا به خوبی مشهود است. شناخت افکار و اخلاق ایشان به راستی مرد میدان میخواهد یعنی فردی با آمادگی ذهنی و قلبی بسیار زیاد (علم و تقوای فراوان). جناب سواره شما شاید به دلیل عدم شناخت نبوغ حیرت انگیز کاک احمد اجتهاد ایشان در 18 سالگی را باور نمی کنید. یا شاید به دلیل احساس تناقض بعضی آثار کاک احمد با ظاهر برخی از آیات قرآن کریم و یا ظاهر بعضی از احادیث منتسب به حضرت رسول اکرم-صلوات الله و سلامه علیه و علی آله-(تازه با فرض جعلی نبودن آن احادیث) بعضی افکار کاک احمد را مغایر با دین بدانید اما این را دلسوزانه میگویم : توانایی استنباط از کتاب و سنت پس از تسلط بر هر دوی آنها و آشنایی با شرایط نزول و سیاق آیات و موقعیتی که پیامبر-ص- در آن کاری انجام داده و سخنی فرموده است و آشنایی کامل با لغت عربی و بلاغه و بسیاری شروط دیگر امکان پذیر است. و قضاوت سطحیانه در مورد آثار فردی چون کاک احمد به راستی ناصواب است. چرا که کاک احمد تمام موارد مذکور را مد نظر داشته است و به عنوان نمونه آیه یا حدیثی را که شما دیده اید و آن را ناقض بعضی افکار کاک احمد پنداشته اید، کاک احمد به آن آیه و حدیث نیز به خوبی واقف بوده است و منتها در اینجا سخن از آن است بررسی آیات و احادیث به صورت تکی و بدون در نظر گرفتن رابطه آنها با سایر آیات و احادیث و شرایط نزول و صدور آنها کاملا غیر واقع بینانه و غیر اسلامی است.
    کوتاه سخن اینکه کاک احمد شاهد و نمونه عینی دین در دوران معاصر و مهدی عصر حاضر است. طبیعتا اجبار کسی برای پذیرفتن جمله فوق کاملا نارواست و چنین باوری پس از آشنایی نسبتا زیادی با افکار و اخلاق آن منادی ایمان ایجاد میشود. معرفت دینی کاک احمد آنقدر عمیق است که ذهنها را حیرت زده میکند و اخلاق دینی او آنقدر والاست که قلوب را شیفته و مجذوب می گرداند و انسانهای اهل را به فطرت خویش باز میگرداند. او علاوه بر داشتن معرفت دینی غیر قابل مقایسه با سایر روشنفکران، با ایجاد برنامه مدون پرورش دینی و استمرار آن توسط نظام شورایی مکتب قرآن-به عنوان جانشین کاک احمد- عملا انسانهایی سالم با اخلاق دینی والا می پرورد-ویژگی ای که هیچکدام از اندیشمندان و دلسوزان دیگر از عهده چنین کاری بر نیامده اند-و این به دلیل آن است که رحمه للعالمین-ص- در رسالت صغری هادی او گشت.

  47. محمد
    سپتامبر 26, 2009 در 7:48 ب.ظ.

    آفرين بر اسوه ي مقاومت وقهرمان پولادين ايران علامه مفتي زاده اين سنت الهي كه هميشه بزرگان در حيات خود معمولا ناشناخته هستند مگر شهيد دكتر شريعتي در حيات خود قدرش را مي دانستند؟نبوغ علامه مفتي زاده آنقدر سر سام آور بود كه حتي عده اي نمي توانند مجتهد بودن ايشان را در سن 18 سالگي باور كنند لازم است به علماهاي مسن سنندج كه در مسجد دارالاحسان خدمت علامه تلمذ نموده اند مراجعه كنند.

  48. متین
    اکتبر 2, 2009 در 6:50 ب.ظ.

    روحش شاد افتخارایران بود.هست

  49. tarikh
    اکتبر 2, 2009 در 7:34 ب.ظ.

    rahat mostadam namat bardawam eymarde shojae

  50. چیا
    اکتبر 7, 2009 در 1:49 ب.ظ.

    سلام بر زبان سبز زبانی رسا وقاطع برای شناختن ابر مرد تاریخ کردستان که سر یاوه گویانی را که بنام دین واسلام به دین واسلام خیانت می کنند و پوزه انها را به خاک مالید کسانی که به این دنیا اینقدر دل بسته اند که گویا دنیایی دیگری در دیگاهشان وجود ندارد خاک بر سرشان .صبر کن فردا قیامت بیاید می بینی چطور کاک احمد وامثال کاک احمد دستشان در دست پیامبر اسلام است . روزی که درونها رو خواهد شد یوم تبلی السرائر به کجا فرار خواهند کرد مگر هر خیانت وجنایتی بر ملا نخواهد شد .سلام ودرود رحمت وهزار افرین بر کسانی که دنیا را به قیامت نفروختند ودوباره سلام بر روح پاکت کاک احمد که هر کس دین وکردستان را بشناسد محال است محبت تو که عاشقانه مال و سر وگیانت را در راه رضایت خدا فدا کردی در دلش جای نگرفته باشد.

  51. abdollah
    اکتبر 9, 2009 در 6:46 ب.ظ.

    معرفی
    بسم الله الرحمن الرحیم

    احمد مفتی زاده، متفکّر وبیدارگر عصر حاضر، فرزند مولانا محمود مفتی، فرزند علاّمه ملا عبدالله، فرزند ملا محمود دشهای، به سال ۱۳۱۲ ﻫ.ش، در سنندج دیده به جهان گشود. در سن نوجوانی علوم اسلامی متداول آن زمان را در کردستان ایران و عراق در مدّتی کمتر از چهار سال، به برکت فهم استثنایی و نبوغ فوق العادهاش به پایان رسانید. تسلّط و احاطهی علمی و قدرت بیان در بحثهای مختلف، از او مجتهدی کم نظیر و فیلسوفی ممتاز ساخته بود تا جایی که در سن هجده سالگی در مشهورترین مدرسهی دینی کردستان یعنی مسجد دارالاحسان سنندج، به جای پدر بزرگوارش، در عالی ترین سطوح به تدریس مشغول شد و تشنگان و طالبان تفسیر، فقه، اصول و کلام را از علم خویش سیراب نمود.

    علاّمه مفتی زاده هیچ گاه دفاع از حقوق مردم ستم دیده و غارت شدهی منطقهی خود و سایر نقاط دیگر از جمله فلسطین را ازیاد نبرد و هم زمان با تدریس، با برپایی مجالس سخنرانی، به بیداری مردم پرداخت.

    در سال ۱۳۳۷ ﻫ.ش، به تهران رفت و در بخش کردی رادیو ایران شروع به کار کرد. در این ایام که کمتر از بیست و پنج سال داشت، به جای پدرش وظیفهی تدریس را در دانشگاه تهران به عهده گرفت و از این روی، آوازهی علم و معرفت و تواناییهای خدادادش محافل علمی، سیاسی و اجتماعی روزگار خویش را فراگرفت.

    در همان سالها همراه با تنی چند از صاحب نظران زبان و ادبیات کردی، اقدام به چاپ روزنامهی کردستان نمود و در سال ۱۳۴۲ ﻫ.ش، به دلیل عضویت در حزب دمکرات کردستان ایران، دستگیر و روانهی زندان شد. دوران زندان آغاز تحوّل و انسجام در افکار و اندیشهی کاکه احمد مفتی زاده به شمار میرود. در آنجا بود که مشیّت خاصّ الهی بر این تعلّق گرفت که از او شخصیتی ممتاز و هدایت یافته بسازد تا بتواند با تحمّل آزارها و سختیهای طاقت فرسا، پردهی اوهام و خرافات را از چهرهی دین حقیقی کنار زند و ابرهای تیره و تار جهل، زر، زور و تزویر را از آسمان حیات دینی و فکری ملّتهای مسلمان بزداید و خورشید تابناک رسالت محمّدی (ص) را بار دیگر به عالمیان بنمایاند. وی خود در این باره چنین میگوید:

    کز آن یک جهان فهم آموختم
    در آن جا یکی درس آموختم
    به صدها رموز نهان آشنا شدم زان به وضع جهان آشنا
    فریبندهی مـردم ساده کیست بفهمیدم امراض این نسل چیست

    پس از مرخصی از زندان در سال ۱۳۴۳ ﻫ.ش، به سنندج بازگشت و سالهای طولانی را در سختترین شرایط و در محاصرهی شدید سیاسی و اقتصادی به سر بُرد؛ به طوری که از تهیّهی حداقل مایحتاج خانواده و تأمین کمترین خواستهی تنها پسر خردسالش عاجز بود. در چنین شرایطی و با این همه فشار و سختی، بی اعتنایی و مقاومتش در برابر ساواک و وعدههای فریبندهاش، شخصیت او را در جامعه صد چندان موجّه و قابل اعتماد ساخته بود.

    مدّتی بعد برای معالجهی همسر فداکارش به تهران عزیمت کرد که بعد از چندی اقامت در آن جا و پس از فوت همسر، برای همیشه به دیار خود، سنندج، مراجعت نمود. در سال۱۳۵۶ ﻫ.ش، با تأسیس مدرسهی قرآن ـ که بعدها به مکتب قرآن تغییر نام یافت ـ ابتدا در مریوان و سنندج و پس از آن در دیگر شهرهای کرد نشین، حرکت دینی را به صورتی جامع ادامه داد.

    کاکه احمد مفتی زاده استراتژی حرکت دینی خود را بر مبنای قرآن و سنّت حضرت محمّد(ص)، مطابق نسخهی أوّل آن در مکتب قرآن جاری نمود تا از این طریق مردم را با حقیقت دین آشنا کند و قرآن را به میان مسلمانان بیگانه از آن، بازگرداند.

    با شروع انقلاب مردم ایران، به منظور هم جهت نمودن اهل سنّت ایران با انقلاب و همچنین جلوگیری از ایجاد تفرقه میان صفوف مبارزات مردم، کار اصلی خود را موقتاً تعطیل کرد و تا پیروزی انقلاب در سال ۱۳۵۷ ﻫ.ش، رهبری اهل سنّت را در این مبارزات به عهده گرفت. چند ماه پس از پیروزی انقلاب و عبور از این گذرگاه ضرورت، از صحنهی سیاست حاکم بر ایران کناره گیری کرد و به کار اصلی خویش در مکتب قرآن پرداخت. در سال ۱۳۵۸ ﻫ.ش، به سبب جلوگیری از برادر کشی و همچنین اعتراض به تحمیل جنگ و خونریزی در کردستان، به کرماشان هجرت کرد و پس از مدتی به تهران رفت. سرانجام در سال ۱۳۶۱ ﻫ.ش، در تهران از جانب حکومت وقت زندانی شد و پس از ده سال تحمّل سخت ترین شرایط زندان، با تنی رنجور و بیمار مرخص شد که سـه ماه پس از بستری شدن در بیمارستان آسیا در تهران و انجام یک عمل جراحی، در روز سـه شنبه بیستم بهمن ماه سال ۱۳۷۱ ﻫ.ش، روح باعظمتش زندان تن را رها کرد و به دیدار معبود شتافت. پیکر پاک او پس از انتقال به زادگاهش، باتکریم و احترام فراوان، در میان حزن و اندوه دهها هزار نفر تشییع و به خاک سپرده شد. یاد و نامش همیشه زنده و راهش همواره پر رهرو باد.

    اکنون مکتب قرآن، پس از رحلت کاکه احمد مفتی زاده، با مدد الهی و با پشتوانهی شخصیت استثنایی رهبر خود به عنوان شاهد و نمونهی عینی دین در دوران معاصر و نیز استمرار برنامه و شیوهی مورد نظر ایشان در کار دعوت، توانسته است به راه خود ادامه دهد. مکتب قرآن در این مرحله که مرحلهی سوم از مراحل رهبری حرکت دینی به شمار میرود، با توجه به آیهی: ﴿وَ أَمرُهُم شُورَی بَینَهُم﴾، با نظام شورایی اداره میشود که اعضای آن با اتّفاق یا اکثریت آرای پیروان انتخاب میشوند. تصمیمات شوری، متناسب با اوائل مرحلهی دعوت، بر مبنای برداشت کاکه احمد مفتی زاده از کتاب و سنّت اتخاذ میشود و تبعیت از آن، به منظور حفظ یکپارچگی و وحدت این شبه امّت و همچنین جلوگیری از ایجاد تفرقه در میان آنان، بر کلّیهی پیروان واجب است.

    وظیفهی پیروان مکتب قرآن در اوائل مرحلهی دعوت، تزکیهی خود و دعوت و هدایت دیگران است بدون فعالیتهای سیاسی. بدیهی است که زمان رسیدن به فعالیت و بروزهای وسیع اجتماعی و سیاسی، به میزان کسب موفقیت در این مرحله بستگی دارد.

    شورای مدیریت مکتب قرآن

  52. عرفان
    دسامبر 4, 2012 در 8:28 ق.ظ.

    اگر کاک احمد اینقدر عالم و فرهیخته و مجتهد بوده چطور شد که فریب خمینی را خورد؟
    مگر همین کاک احمد نبود که در حسینه ی تهران اصحاب رسول الله ص را زیر سوال برد؟
    مگر همین کاک احمد علامه نبود که در نامه ایی به مردم کردستان برای جمع آوری کمک به زلزله زدگان
    تمام علمای اهل سنت کردستان را جیره خوار توصیف کرد و علمای اهل تشیع را مراجع بزرگوار قم توصیف کرد!!!!
    در آخر آیا کسی به این عظمت(که نزدیک است در فرح بتش را درست کنید)چگونه در آخر پشیمان شد؟
    مگر پشیمانی بعد از خطا نمی آید؟؟؟
    پس آنگونه هم که شاخ و بال بهش دادید نیست
    tishk4@yahoo.com

  53. اوت 8, 2013 در 10:06 ق.ظ.

    جناب آقای عرفان ! جواب ایرادات شما در جایی چون سایت و وبلاگ ممکن نیست و نیاز به توضیحات مفصل و مستند دارد. اگر واقعا صادق هستید و می خواهید راست و دروغ را از هم تشخیص دهید، در صورت امکان به منزل ایشان ( شورای مدیریت مکتب قرآن ) مراجعه کنید و با شاگردان و پیروان راستین ایشان، کاملا آزادانه و به طور مفصل و منطقی و منصفانه و البته مستند، بحث کنید.
    لازم به یادآوری است که سایت مکتب قرآن نیز با آدرسی که در زیر می آید، با فیلتر شکن قابل مراجعه است.

  1. اوت 11, 2009 در 12:55 ق.ظ.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: