خانه > شحنه ی معزول و پاراگراف آخر > شحنه ی معزول و پاراگراف ِ آخر

شحنه ی معزول و پاراگراف ِ آخر

آقای مرتضوی ،  نامه ای را منتسب به شما  در باره ی  گفته های ِ  آقای زاکانی خواندم . در «پاراگراف آخر» آمده بود :

» ايجاد فضاي مسموم رسانه اي و اتهام زدن به افرادي كه هيچ اتهامي متوجه آنها نيست و از سوي هيچ مرجعي به آنها تخلفي اعلام نشده تا پاسخگو باشند به دور از عدالت و رسالت مطبوعاتي است .»

آقای قاضی! درست خوانده ام ؟  شما ایجاد فضای مسمو م رسانه ای  ( حتی توسط ِ صدا  وسیما )  را محکوم کرده اید ! اتهام زدن را  به افرادی  ( مانند تاج زاده و رمضان زاده و نبوی و ابطحی و زید ابادی و.. ) که اتهامی متوجه آنها نیست ،  بی عدالتی خوانده اید و  و از  افرادی ( مانند  خاتمی و موسوی و کروبی ) که از سوی هیچ مرجعی به آنها تخلفی اعلام نشده است  تا پاسخگو باشند ،  دفاع کرده اید .  یا للعجب ! شما  که   محکم ترین  مصداق ِ  عملی ِ  » قانون گریزی و ولایت پذیری »   بودید ،  در این پاراگراف  آخر چه  » ولایت گریز و قانون پذیر  »  شده اید .  انصافا ً از شما بعید است …

آقای دادستان ، تا دیر نشده است ، داد بزنید و  از قول ِ زاکانی بگوئید :  » کرده ایم ما قبول فرمانا ،  مست بودم اگر گهی خوردم ، گه فراوان خورند مستانا » . بعد  نامه را بندازید گردن ِ  بچه های ِ سی و بیست  . قول می دهم همه باور کنند .   اگر هم  نامه واقعاً   برای شما باشد ، مبارک است .   گویا شما هم در این «پاراگراف آخر»  مجبور شده اید  به دامان ِ قانون برگردید تا به داد ِ شما برسد  .به قول سعدی :  قحبه پیر از نابکاری چه کند که توبه نکند و شحنه ی معزول از مردم آزاری …

Advertisements
  1. اکتبر 7, 2009 در 9:23 ق.ظ.

    خیلی دوست دارم قیافه سعید مرتضوی تو این شرایط از نزدیک ببینم
    http://soghot.wordpress.com/2009/10/06/kahrizak/

  2. بنده
    اکتبر 7, 2009 در 9:15 ب.ظ.

    استفاده شما از آن شعر عبید زاکانی واقعا غافلگیرانه بود . تبریک میگم

  3. اکتبر 8, 2009 در 9:07 ق.ظ.

    ســال 88 هيچکدام از کانـالهاي تلويزيون ضرغامي سـاز و دهل سنتی نوروز را هنگام چرخش سال ننواختند؛ اگر مي خواهيد نوروز 89 را با سـاز و دهل هنگام تحويـل‌سـال در تلويزيون ملي ايران داشته باشيد؛
    راه آن از سبز کردن راهپيمايي 13 آبان مي گذرد …

    :: رسانه شماييد ::

  4. Miss Havisham
    اکتبر 8, 2009 در 10:27 ق.ظ.

    سیه دل دروغ کمتر گو نخوریم ما فریب و مکرانا
    دست و رو نشسته مسح میکشی؟ ورد میخوانی همچو ملانا؟
    جار کشیدی که تائب شدی؟ زاهد و عابد و مسلمانا؟
    این زمان پنج پنج میگیری چون شدی طائب و مسلمانا!
    بایدت هر دو دست بسته بهم با کلاف و طناب و ریسمانا
    تا ترا بدار آویزند ای سگ روسیاه نادانا

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: