خانه > روح سرگردان ِ چوپان ِ دروغگو > روح سرگردان ِ چوپان ِ دروغگو

روح سرگردان ِ چوپان ِ دروغگو

منبع : جرس نویسنده : سارا زرتشت

یک نمونه ی ساده

«چوپانی»  ، به مثابه ی  یک شغل ، تفاوتی با  دیگر شغل ها  ندارد  و ارزیابی ِ اخلاقی چوپان باید در چهار چوب اخلاق حرفه ای  چوپانی باشد . اما  چوپانی  «به مثابه ی یک  تصمیم « خصوصیات ِ خاص ِ خود را  دارد  . چوپانی که ،  گله را برای  چرا به دامان ِ طبیعت می برد  ، کافی است تصمیم بگیرد دام ها  را از کدام مسیر و به کدام مرتع  هدایت کند . چوپان برای تصمیم گیری ِ حرفه ای  ، تنها  کافی است  اطلاعات ِ مناسبی در خصوص  مرتع  و مسیرهای  عبور داشته باشد .  اگر گاهی هم گرگی به گله زد ، دامی به دام افتاد و یا علفی سمی بود ، اتفاقی است  معمولا ً خارج از تصمیم چوپان  .

چوپان ِگله  ، در تصمیم خود  یا استراتژی خاصی را مد نظر ندارد  و یا به پیامد های این استراتژی بی توجه است و  حرفه ی چوپانی هم  تعهدی  در مقابل آن ندارد . چوپان ِ گله   منافع   مستقل ِ گله و طبیعت  را در تصمیم خود  لحاظ نمی کند یعنی  چوپان اگر مرتعی را کمتر انتخاب می کند و یا گوسفندی را کمتر می دوشد به خاطر آن مرتع یا آن گوسفند نیست ، بلکه برای تمدید منافع   خویش است  . چوپان  هیچ گاه برای تصمیم گیری ، با گله  و یا مرتع  چانه زنی نمی کند ، هیچ توصیه ای را هم از طرف آنها نمی پذیرد  . او قواعد رفتار با گله و مرتع را خودش تعیین می کند و  به هیچ قاعده ای  خارج  از آن آگاهی ندارد و  یا پای بند نیست  .pic1 چوپان براحتی و بدون حضور گوسفندان و گله تصمیم می گیرد  و  تصمیم های او  ، به مهارت چندانی نیاز ندارند . تشریک مساعی گله و مرتع ، شانس و انتخاب آنان  ، در تصمیم چوپان تاثیری ندارند و جالب تر از همه این که تنها گوسفندانی می توانند همراه چوپان باشند  که همراهی آنان برای چوپان مفید باشد . از این رو  چوپان  هر گاه  صلاح بداند گوسفند بی خاصیت  را  سلاخی می کند و یا مرتع بی خاصیت  را آتش می زند .

تئوری تصمیم  و عمل بر مبنای آن

چوپانی ، نمونه ای  مشهور و ساده  از تصمیم و  عمل  بر مبنای » تئوری تصمیم گیری »  است . تئوری  تصمیم گیری  هنگامی  مورد استفاده قرار می گیرد که  کنش  و واکنش طرف ِ مقابل ، برای  فرد ِ عامل  مهم  نباشد  ، یا  آن را در محاسبات خود منظور نکند و یا به آن آگاهی نداشته باشد .  یعنی در تئوری تصمیم گیری کافی است اطلاعات مناسبی  در مورد موضوع وجود داشته باشد  تا  تصمیم گرفته شود   . در مثال بالا ،  چوپان بدون آنکه کنش و یا واکنش طبیعت بی جان و گله برایش مهم باشد ،  تصمیم می گیرد که کدام مسیر را انتخاب کند و  چوپان ِ خوب چوپانی است که  محل ِ چراگاه های  مناسب را می داند و مسیرهای عبور را می شناسد و بر مبنای آن چوپانی می کند .

روزانه بسیاری از  رفتارهای فردی و گروهی بر مبنای تئوری تصمیم گیری  انجام می شود . کشاورزی که  گندم می کارد ، آشپزی که آشپزی می کند  و رفتگری که جاروب می کشد  هر روز برای کشاورزی و آشپزی و رفتگری از این تئوری پیروی می کنند . در حقیقت در این موارد ،  یک طرف  به تنهایی  تصمیم می گیرد و عمل می کند . طرفی که  در بهترین حالت تنها کافی است اطلاعات مناسبی برای   تصمیم خود داشته باشد  و  به کمک  منابع کافی  تصمیم خود را عملی سازد . این طرف در حقیقت یک بازیکن تنهاست . بازیکن ساده ای که  دغدغه های استراتژیک برای تصمیم خود ندارد و نیازی به  مفاهیمی چون  :مهارت  ، تشریک مساعی ، قواعد بازی ، رفتارِ  طرف  و  چانه زنی  ،حتی به صورت ِ  انتزاعی احساس نمی کند . تصمیم و عمل  در این گونه مشاغل  نیازمند ِ   مهارت و تجربه و تحصیل  و استعداد چندانی  نیست   و همین سادگی   سبب  شده است تا اهمیت حیاتی این حرفه ها کم رنگ شود .  به قول دوستی «اگر یک سال  فیلسوف ها از خانه خارج نشوند هیچ  کس نمی میرد  ، اما کافی است چند  روز نانوایان در خانه بمانند …»

تئوری بازی ها و  ارکان ِ آن

هر گاه   کنش و واکنش طرف مقابل  بر تصمیمی تاثیر بگذارد و  هر دو طرف به  این تاثیرات آگاه باشند ، استفاده از تئوری تصمیم گیری پاسخ گو نخواهد بود . در این حالت طرفین ماجرا  برای بقای خود باید از» تئوری بازی ها» بهره گیرند .  بهره گیری از تئوری بازی ها و انجام بازی بر اساس ِ آن  ،  بسیار پیچیده تر از تئوری تصمیم گیری است . در «بازی» ، هر کدام از بازیکن ها  استراتژی خود را بر مبنای منافع خود و دیگری تنظیم می کند و می داند در صورتی که منافع طرف یا طرف های دیگر رعایت نشود ،  امکان ِ تکرار بازی از بین می رود . یک بازیکن اگر چه در تئوری بازی ها به شانس خود نیز متکی  است اما  باید از مهارت  و تشریک مساعی و قدرت چانه زنی  برخوردار باشد تا بتواند به یک بازی مناسب بپردازد  . در تئوری بازی ها اطلاعات نامتقارن ِ بازیکن ها ،  قواعدِ بازی ، دفعات تکرار بازی  و  نقاط  تعادل  از اهمیت بسیاری برخوردارند و هیچ بازیکنی نمی تواند  بدون برخورداری از این مهمات  بازی را پیش ببرد . به همان اندازه که رفتار فرد در تئوری تصمیم  ، غیر قابل ِ پیش بینی است  ، بهره گیری از  تئوری بازی ها  ، رفتار  بازیکنان را «قابل پیش بینی» می کند . رفتارهای  اجتماعی ، زندگی زناشویی ، روابط بین المللی و مناسبات فرهنگی و سیاسی   نمونه های کلانی از بازی هایی هستند که روزانه در جریان اند . از کودکی که با گریه ،  مادر خود را مجبور می کند به او شیر بدهد  تا سیاستمداری که  صاحب اختیار و حافظ ِ  منافع ملی است  همه ی آدم ها در حال بازی هستند . pic2

کسانی  که در زندگی اجتماعی توانایی  بهره گیری از تئوری باز ها  را ندارند و در رفتار خود با دیگران تنها از تئوری تصمیم  بهره می گیرند انسانی هایی هستند که به لحاظ روانی فاقد تعادل اند و در اصطلاح عامه به آنها «دیوانه» گفته می شود . در زبان این نوشته ، دیوانه انسانی  است که  توانایی ِ  بازی با  دیگر انسان ها را ندارد و به همین خاطر باید میدان ِ بازی برای او محدود شود .  محصور کردن دیوانگان به محیط های چون تیمارستان  در حقیقت اخراج آنها از بازی های ِ اجتماعی است . محروم  شدن ِ بعضی افراد از حضور در جامعه و یا حضور در برخی مناسبت ها و معادلات نیز از همین دست است .» خلاصه این که بازیکنی که  در میدان بازی ، به جای بهره گیری از قواعد بازی ، تنها از تئوری تصمیم گیری استفاده می کند ،   اخراج می شود . حضور چنین بازیکنی در میدان ، اگر موجب ِ بر هم خوردن بازی  نشود ، موجب ِ حذف بازیکنان و یا تغییر میدان ِ بازی می شود . »

نتیجه گیری

در میان ِ علوم ِ کاربردی ، علم ِ اقتصاد بیش از همه  از تئوری بازی ها بهره مند شده است  . دو سال پیش ،  وزیر سابق  اقتصاد  آقای دانش جعفری ، در یک گفتگوی زنده تلویزیونی –  عالمانه  و با تاکید –  محمود احمدی نژاد را  «غیر قابل پیش بینی»  خواند .

به زعم ِ نگارنده – که همه چیز را  فلسفی – منطقی می بیند – این روزها عرصه  سیاسی ایران  ، جولانگاه بازیکنانی است که  الگوی رفتاری آنها محمود احمدی نژاد است . آنچه این عرصه را  غیر قابل پیش بینی  و خظرناک می کند ،  حضور کسانی است که   تنها تصمیم می گیرند و با اتکا به منابع ِ سرشار، تصمیم های خود را پیش می برند . گویی  آنان حکایت چوپان ِ دروغگو را هم نشنیده اند . حکایت ِ  چوپان بچه ای که روزی  «تصمیم » می گیرد ،  با ساکنان  آبادی «بازی » کند و با سومین بازی  گله اش را از دست  می دهد .

منبع : جرس نویسنده : سارا زرتشت

—————————————————————-

مطالب مرتبط :

Advertisements
  1. اکتبر 17, 2009 در 7:30 ب.ظ.

    این تحلیلات فوق العادست
    از شما می خوام که در مورد روابط محمود با آمریکا پس از 4 سال درگیری تحلیلی را بنویسید

    • سارا
      اکتبر 17, 2009 در 7:39 ب.ظ.

      ممنون ، چشم به وقتش .

  2. اکتبر 19, 2009 در 2:22 ق.ظ.

    صبح کله‌ی سحر از باده‌گساری نوشین بی‌خواب شده اینترنت گشوده و مطلب بسیار جالب شما را خواندم. مطلب خیلی خوبی بود. معلوم است تلاش به‌باروبرنشسته‌ای برای ساده‌سازی تئوری‌بازی‌ها صورت گرفته است. زبان سبزتان حکایت از سری سرخ دارد پاینده باشد این زبان و آن سر.

  3. اولین مصاحبه ِاینترنتی مهندس موسوی
    اکتبر 19, 2009 در 1:25 ب.ظ.

  4. متن کامل مصاحبه ِاینترنتی مهندس موسوی
    اکتبر 19, 2009 در 1:28 ب.ظ.

    میرحسین موسوی در اولین مصاحبه تصویری اش پس از انتخابات درباره مسایلی درباره «طرح وحدت ملی» از سوی گروه ها ، احزاب و چهره های سیاسی مطرح است ، توضیحات مهمی ارایه کرد.

    وی با این توضیح که از طریق رسانه ها در جریان این مساله قرار گرفته است گفت که تاکنون هیچ تماس و یا گفت و گوی مستقیمی در این باره با او انجام نشده است و چنانچه موضوعی باشد آن را با مردم در میان خواهد گذاشت.

    وی در بخشی از توضیحاتش با بیان این که بعضی از افراد پیشنهاد چنین طرحی را با نیت خیر ارایه می کنند ،در این باره گفت:» تا هنگامی که مساله بحران و مشکل در کشور قبول نشود، تا هنگامی که مردم کثیر و اکثریت مردم اغتشاشگر نامیده بشوند ، تا موقعی که مردم به حساب نیایند، تا موقعی که حق مردم قبول نشود برای تعیین سرنوشت خودشان، راه حل جامعی برای رفع مشکل پیدا نخواهد شد.»

    میرحسین موسوی همچنین با تشریح بیشتر درباره «زندگی کردن راه سبز امید» که در بیانیه شماره 13 او منتشر شده بود با اشاره به فعالیت های خود جوش هنری ، فرهنگی سیاسی و مذهبی که تا کنون در این راستا انجام شده و همچنین اهمیت نقش رسانه ها، گفت:» درحقیقت در اینجا مبارزه تبدیل به یک زندگی شده است، زندگی که ادامه دارد و هیچگاه توقف پذیر نیست، این طور نیست که بشود آن را در یک نقطه ای متوقف کرد. به همین دلیل این حرکت یک حرکت آسیب ناپذیر هم هست و در یک فضای گفت و گوی همگانی هم این حرکت ها تسریع می شود مسیرش و پیش می رود. »

    متن کامل سخنان مهندس میرحسین موسوی در اولین مصاحبه تصویری و اینترنتی وی به این شرح است:

    توضیح درباره طرح وحدت ملی

    این اصطلاح به اشکال گوناگونی مطرح می شود که خوب است این موضوعات از همدیگر تفکیک شود. من در دیداری که بانمایندگان فراکسیون اقلیت مجلس داشتم، بحث وحدت ملی را مطرح کردم که در آنجا قصد من از این اصطلاح بیشتر اشاره به یک حس و اراده جمعی بود که در طول انتخابات تشکیل شد که براساس پیوند با میراث تمدنی و منافع ملی خودمان در جهت سعادت و پیشرفت کشور بود و منظری که برای آینده گشوده می شد اهمیت پیدا می کرد و همه شاهد بودیم که علاقه ای در این باره در کشور ایجاد شده بود.

    گمان می کنم حتی با توجه به مسایل بعد از انتخابات این سرمایه همچنان باید حفظ شود و سعی شود که تقویت شود ، وحدت ملی از این لحاظ فوق العاده برای ما مهم است و همه باید روی آن تکیه کنیم. در این جا منظور از وحدت ، وحدت بین همه اقشار است روشنفکران و مردم ، دانشجویان با مردم و قومیت ها مختلف با هم و فرهنگ های مختلف باهم است.

    در استانه انتخابات زنجیره سبزی که میدان تجریش را به میدان راه آهن جوش داد یکی از بهترین مظاهر وحدت بود که همه اقشار مردم در آن شرکت کردند و این مساله در سراسر کشور ما موج پیدا کرد و بر اساس چنین تصوری ایده راه سبز امید شکل گرفت .

    منتهی غیر از این موضوع مساله وحدت ملی در معانی دیگری هم بکار گرفته شد که بعد از مشکلات و مسایلی که در کشور پیش آمد که همگی بخوبی به آن وقوف داریم یک عده ای با انگیزه های گوناگون و گاه با انگیزه های خیر به دنبال این بودند که آیا می شود در گفت و گوهای افراد سیاسی می شود دامنه تنش ها را کم کردیا نه؟در این باره یک طرحی آقای هاشمی رفسنجانی داشتند یک موقعی هم بحث این شد که آیت الله مهدوی کنی در این باره نظریاتی دارند، کلن افراد گوناگونی در این باره اظهار نظر کردند. آن چه در این جا مهم است این که بنده تا بحال در این رابطه اظهار نظری نکرده ام با توجه به این معنا.

    منتهی با توجه به شایعاتی که از بحث هایی که در این باره مطرح است من یک خاطره ای از حضرت امام دارم که نقل می کنم ، نکته ای در آن هست که بنده بر اساس آن عمل می کنم. برسر مساله مک فارلین که بحرانی ایجاد کرد و مردم هنوز نمی دانستند که مک فارلین به ایران آمده یا چه اتفاقی افتاده ، این که آیا ایشان محرمانه به ایران آمده و برگشته .
    این موضوع اولین بار در یک روزنامه سوریه ای مطرح شد و در اینجا در بحثی که در میان سران سه قوه شکل گرفت گفته شد که این مساله به داخل کشور هم کشیده خواهد شد و با توجه به حسی که به مساله رابطه با آمریکا و گفت و گو با آمریکا وجود داشت طبیعی است که بحرانی را در داخل کشور ایجاد کند، روسای سه قوه که بنده هم در خدمتشان بودم به اتفاق رفتیم خدمت حضرت امام (ره) و با ایشان صبحتی داشتیم.
    وقتی این مساله برای ایشان توضیح داده شد که چگونه ، چطور و به چه دلیلی اصلن این فرد با چه گروهی آمدند و رفتند و نتیجه چه بود و گفته شد که این مساله در یک روزنامه لبنانی یا سوریه ای مطرح شده و به ایران هم خواهد کشید، ایشان فرمودند که بروید و به مردم این مساله را بگویید، مردم باید در جریان باشند و یک مقداری هم بحث کردند در این رابطه .
    وقتی که می خواستیم بلند شویم ایشان یک جمله فرمودند که همیشه به عنوان یک جمله ی طلایی و مهم در ذهن بنده مانده است. ایشان فرمودند؛ هیچ موقع کاری نکنید که نتوانید به مردم توضیح بدهید. که بنده این مساله در ذهنم باقی مانده است.
    برای همین اگر گفت و گویی باشد، صحبتی باشد، بحث و موضوعی باشد طبیعتا به عنوان یک همراه این جریان عظیم با مردم آن را درمیان خواهم گذاشت و چیزی نخواهد بود که نتوانم از آن دفاع کنم.

    طبیعی است که در این رابطه با توجه به ضعفی که رسانه های ما دارند و برعلیه راه سبز امید فعالیت می کنند و ما رسانه رسمی نداریم و تمام رسانه های ما محدود شده است ، خبرهایی که در این رابطه یا مسایلی شبیه به این منتشر می شود خوب است که مردم به این که خود این رسانه ها متعلق به چه جناحی هستند و با چه قصدی این اخبار را منتشر می کنند، انشالله توجه خواهند کرد. این می تواند به همه ما کمک کند که در یک فضای اندیشمندانه و پر از ارزش های مورد اعتقاد خودمان حرکت کنیم.

    توضیح درباره این که آیا دیداریا تماسی در این باره با وی صورت گرفته است یا خیر؟

    نه چنین صحبتی نشده است، البته من در جریان پیشنهادی که آقای هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه مطرح کردند و بعد پیشنهاداتی که تعدادی از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام به ایشان کردند، هستم و همچنین از طریق رسانه ها در جریان صحبت هایی هستم که انتساب داده می شود که آقای حضرت آیت الله مهدوی کنی و دیگران مطرح کرده اند. و گاهی هم دیده ام که دیگران و افرادی با نیت های خیر چنین مساله ای را مطرح می کنند، ولی تماس مستقیمی در این رابطه با بنده گرفته نشده و نه نامه نگاری صورت گرفته و نه مذاکره رسمی در این رابطه گرفته است. کلن در این رابطه کاری انجام نشده است.

    درباره بیانیه شماره 13 و اینکه چگونه باید راه سبز امید را زندگی کنیم

    ملت ما یک حرکت بزرگی را شروع کرده و ماهم همراهش هستیم که انشاالله در گرو همین جهتی باشم که مردم در آن حرکت می کنند. اگر دقت شود اوایل این اتفاقاتی که در کشور افتاد بحث بود که چگونه باید حرکت کنیم و جواب ما چه باید باشد که از دستاوردهای بزرگ انتخابات و انقلاب اسلامی بتوانیم بهره مند باشیم و آنها را ادامه بدهیم.
    در این باره بحث حزب و جبهه و گروه های مختلف شد که مبارزات سیاسی تعریف شده در کشور یا در جهان مطرح بوده است ، ما فکر کردیم که آن نمی تواند مقصود و اهداف ما را برآورده کند و با تجربیات خود انتخابات خیلی همخوانی ندارد البته آن تجربیاتی که باهمدیگر داشتیم.

    در این انتخابات ما دیدیم که خانواده ها ، گروه های سیاسی ، مذهبی ، هنری، فرهنگی و کلن هر کس در هرجایی که هست به شیوه خودش و بنا بر توانایی خودش کمک رساند و در این رابطه وارد این حرکت شد، در حقیقت دنباله هم بحثی است که داشتیم و مطرح شد که هر شهروند یک ستاد چنین کاری بصورت شبکه ای در کشور صورت گرفت.قدرت این حرکت هم از همین مساله نشات می گرفت نه از یک حرکت حزبی ، البته به این معنی نیست که احزاب موثر نبودند یا موثر نخواهند بود، نه آنها جایگاه خودشان را دارند و فوق العاده جایگاهشان ضروری است و ضرورت دارد که آنها هم همچنان فعالیت های خودشان را داشته باشند.

    ولی برای ادامه این راه و رسیدن به اهداف و آرمانها که تحت عنوان «ایران پیشرفته» مطرح شده است در جهت برآورده کردن خواسته های مردم و در حقیقت استیفای حقوق مردم ، ما فکر کردیم که مساله خیلی با بازتابی گسترده تر با توجه به تجربه انتخابات می خواهد پی گرفته شود، که همانطور هم شد و همین طور هم اعلام شد.

    در چنین نگاهی مهم نیست که هر کس چه قدر کمک می کند ، به چه شیوه ای کمک می کند، اصل این است که یک اراده و نیت همگانی در سطح کشور ایجاد شده و بشود ، حتی در یک خانواده و حتی یک فرد بتواند به تنهایی تا برسد به احزاب و گروه ها و تشکل هایی که سابقه دارند هر کس در چارچوب فعالیت های خود که در حال انجام است و با آن زندگی می کند بتواند به این حرکت عظیم کمک برساند.

    بنده همیشه اعتقاد داشتم یک آدم روشن دلی ، پیرزنی یا پیرمردی فردی که اصلن به هیچ نوعی نمی تواند در این فعالیت ها شرکت داشته باشد در گوشه خانه اش یک دعایی می کند ما این را به عنوان یک فعالیت در داخل این شبکه قلمداد کنیم تا برسد به فعالیت هایی که سازمان یافته و منظمی که هست.

    امروز ما شاهد این هستیم که بصورت غیر عادی و استثنایی خلاقیت های هنری در میان گروه ها و دسته های هنری صورت می گیرد، این ها هیچ کدام تابع یک حرکت حزبی نیست ولی متعلق به یک شبکه گسترده اجتماعی است، ما تعداد کلیپ ها و سرودهایی که داریم در این مدت ساخته شده و تعداد طرح ها یی که در این مدت نقاشی شده ، کاریکاتورهایی که داریم در این مدت کشیده شده اصلن با هیچ دوره تاریخی کشورمان قابل قیاس نیست و در حقیقت آنها هستند که محتوای گفت و گو و حرکت این موج و این راه عظیم را هدایت می کنند و پیش می برند.

    این کار در داخل یک حزب صورت نگرفته است گاهی سه یا دو هنرمند باهم و یا در دسته های بزرگتر و کوچکتر در گوشه و کنار کشور و حتی در خارج از کشور به این راه کمک رسانده اند. همچنین گروه های مذهبی هستند ، هیات های مختلف ، هیات های خیریه و دسته های سیاسی و غیره .

    درحقیقت در اینجا مبارزه تبدیل به یک زندگی شده است، زندگی که ادامه دارد و هیچگاه توقف پذیر نیست، این طور نیست که بشود آن را در یک نقطه ای متوقف کرد. به همین دلیل این حرکت یک حرکت آسیب ناپذیر هم هست و در یک فضای گفت و گوی همگانی هم این حرکت ها تسریع می شود مسیرش و پیش می رود.

    از این لحاظ رسانه ها اهمیت فوق العاده ای دارند و زحمتی که کسانی در رسانه های ما می کشند قابل تقدیر است و بنده همین جا بازهم توصیه می کنم با توجه به این که ما هیچ وسیله ای را در اختیار نداریم به این ابزار و وسیله بیشتر توجه شود و از امکاناتش بیشتر استفاده شود، این معجزه ای است که ما در طول انتخابات و بعد از انتخابات دیده ایم که باید با توجه به موقعیتی که داریم از این وسیله استفاده کنیم.

    طبیعتا فضای زندگی های فردی و اجتماعی را از طریق رسانه ها به هم پیوند می دهیم و یک حرکت عظیم و گسترده و قابل دوامی را ایجاد می کنیم.
    یکی از دلایل تداوم همین حرکت به نظر بنده همین قضیه است که متعلق به یک گروه اندک یا حزب و یا جریان مبارزه با تمام ابعاد و جزییات نیست بلکه یک جریانی است آمیخته با آرمان ها و آمال و شیوه زندگی خود مردم.

    ما می خواهیم از تفسیر این که آیه ای که «خانه های خود را قبله قرار دهید » الهام گرفته و این طور باشد که مردم در رجوع به شبکه وسیع اجتماعی و این تشکل های ریز و درشت خودشان که هر کدام ما در آنها چندین سهم و شرکت داریم در حقیقت این حرکت شکل و ادامه پیدا کند.

    راه حل بحران چگونه بدست می آید؟

    تا هنگامی که مساله بحران و مشکل در کشور قبول نشود، تا هنگامی که مردم کثیر و اکثریت مردم اغتشاشگر نامیده بشوند ، تا موقعی که مردم به حساب نیایند، تا موقعی که حق مردم قبول نشود برای تعیین سرنوشت خودشان، راه حل جامعی برای رفع مشکل پیدا نخواهد شد.

    برای همین وحدت ملی در معنای دومی که بنده ذکر کردم که فعالیت ها و دسته ها و گروه ها می کنند در این رابطه که برخی با نیت خیر است فکر می کنم که این مساله ضرورت دارد که در هر حرکتی به مردم احترام گذاشته بشود ، اکثریت مردم رانده نشوند ، مردم همه با هم اند حتی آنهایی که عقاید دیگری دارند، این تفکیک و تجزیه را ما می کنیم و متاسفانه مردم را از همدیگر جدا می کنیم .

    اصل این است که به مردم احترام گذاشته شود ، عقایدشان را قبول شود و این اصل که همه ما باید به قانون اساسی برگردیم و این که باید به حاکمیت مردم بر سرنوشت خودشان باید برگردیم ، آن موقع راه حل خیلی راحت پیدا می شود برای این مشکل.

  5. نکات برجسته مصاحبه مهندس موسوی
    اکتبر 19, 2009 در 1:36 ب.ظ.

    برخی نکات برجسته مصاحبه فوق عبارتند از:

    * وحدت ملی سرمایه ایست که با وجود مسایل پیش آمده پس از انتخابات باید حفظ گردد
    * ایده راه سبز امید براساس ایده وحدت ملی شکل گرفته است
    * امام خمینی در ماجرای مک فارلین خطاب به سران نظام: هیچ موقع کاری نکنید که به مردم نتوانید توضیح بدهید
    * باتوجه به ضعف رسانه های موجود ایران و اینکه آنها علیه راه سبز امید فعالیت میکنند، مردم باید با توجه به جهت و جناح آنها نسبت به ایشان هشیار باشند
    * حتی کسی که گوشه خانه خود برای موفقیت این راه دعا میکند، از دید ما جزو این شبکه محسوب میشود
    * در حقیقت امروز مبارزه تبدیل به زندگی شده، زندگی ای که توقف پذیر نیست. و به همین دلیل این حرکت آسیب ناپذیر است.
    * این “زندگی” در یک فضای گفتگوی همگانی تصحیح میشود و پیش میرود. از این نظر مسأله رسانه اهمیت فوق العاده ای دارد، و با توجه به اینکه ما دسترسی عادی به سرانه ها نداریم، توصیه میکنم به رسانه های مجازی توجه بیشتر بشود.
    * تا هنگامی که وجود بحران در کشور نفی شود، اکثریت مردم اغتشاشگر نامیده شوند، به حساب نیایند و منحرف نامیده شوند، تا موقعی که حق مردم برای تعیین سرنوشتشان مورد قبول واقع نشود، راه حل جامعی برای مشکل موجود پیدا نخواهد شد.
    * اگر پایبند باشیم به این اصل که همه ما باید به حاکمیت قانون اساسی برگردیم و حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش را به رسمیت بشناسیم، آن موقع است که راه حلی ساده برای برون رفت از مشکل پیدا میکنیم.

  6. اکتبر 21, 2009 در 3:08 ب.ظ.

    سلام. تجاوز به زنان در زندان زمان بازجويي زير شکنجه.

  7. اکتبر 21, 2009 در 10:47 ب.ظ.

    سلام . تجاوز به زنان در زندان در زير شکنجه و بازجويي.

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: