خانه > یک فرصت ، کاملا ً بیگانه > یک فرصت ، کاملا ً بیگانه

یک فرصت ، کاملا ً بیگانه

(  خطرهایی که جنبش ِ سبز را تهدید می کنند )

منبع : جرس نویسنده : سارا زرتشت

درآمد :

بیانیه ی ِ هفدهم میر حسین ، بیانیه های ِ پنج روشنفکر دینی و  شیخ مهدی کروبی ، سخنان هاشمی  و خاتمی در جمع نمایندگان ادوار مجلس ، مناظره های روبه فردا ، قرائت گزارش کمیته ی تحقیق  مجلس، نامه ی محسن رضایی  و….از یک طرف ، تداوم و تشدید  دستگیری های فعالان سیاسی ، ترور علی موسوی و دکتر علی محمدی ، حمله به مسجد آیت الله دستغیب ، حمله به منزل آیت الله صدوقی ،آخرین سخنان  جعفری و نقدی ، مواضع مخالفان بیانیه ها و… ازطرف دیگر ،  علائم ِ آشکار ِ دو رویکرد متفاوت ،  برای حل ِ بحران اند . این رفتارهای ِ دوگانه  ، می تواند حامل ِ خطرات  جدی برای جنبش ِ سبز باشد . این یادداشت ،  خطرات  احتمالی را  هشدار میدهد و نحوه ی مواجهه شدن با آنها را می کوشد .

خطر اول : تقلب ِ دوم

خطر اول ،  تقلب  دوم است . تغییر رفتار حاکمیت در گوشه ای از  صدا و سیما  ، قرائت  گزارش کمیته تحقیق مجلس و استعفای حسینیان پیام های یکسانی دارند . انعطاف در رفتار حاکمیت و میدان داری اصولگرایان ِ معتدل  و سرخورده شدن ِ تند روها  پیام های ِ این تغییر رفتارند . تغییری که می تواند به تمایل ِ حاکمیت در پذیرش محدود ِ خواسته های بیانیه شماره 17 موسوی قلمداد شود .  اما این تغییر ضمنی می تواند، تاکتیکی برای خریدن ِ زمان هم محسوب شود . آغاز موج ِ ترور و تشدید  دستگیری ها ی فعالان سیاسی  ، نه تنها نشانه های ِ مقاومت یک بدنه از حاکمیت است ،  بلکه زبانی  برای گفتگو با دیگران  به حساب می آید  .

منشاء خطر اول ، همین رفتارهای ِ دوگانه است . رقیبی که سابقه ی «تقلب بزرگ» را دارد ، از تقلب  دوم هم ابایی نخواهد داشت . و هر آن ممکن است ، به الگوی  تند روها و زبان ِ محاکمه و اعدام برگردد .

در این برهه از زمان  ، تاکتیک های ِ سران ِ جنبش ِ سبز در این خصوص بسیار تعیین کننده و حیاتی اند . برای بازی در دور دوم ، بهتر است  به  تاریخچه ی رفتار حریف توجه کافی داشت . در شرایطی که ، امکان اخذ تضمین برای رفتار  رقیب وجود ندارد ، نباید  به رفتار رقیب «اعتماد» کرد  و بر مبنای آن «تصمیم» گرفت . بهتر است  سران ِ جنبش ، فراموش نکنند که رقیب ، «مجبور»  به تغییر رفتار خود شده است و  تا زمانی که تضمین واقعی برای تداوم ِ  این تغییر دریافت نشده است  ،  نباید عوامل اجبار رقیب را کنار بگذارند و یا تضعیف کنند .

خطر دوم : همکاری ِخویشاوندی

پژوهش های  فهر و گاچر ،  در تئوری بازی ها نشان می دهد ، یکی از موثرترین عوامل همکاری ، «تنبیه متقلب » است . پژوهشی که نشان می دهد ،  مردم حاضرند براى به دست آوردن فرصتِ تنبيه هزينه كنند ،  هزینه ای که در شرایط عادی ،  براى انجام كار خوب ،  حاضر  به پرداخت آن نیستند . در تئوری بازی ها ،  این نوع همکاری را » یک فرصت ، کاملاً  بیگانه » می نامند .

جنبش ِ  سبز ، «یک فرصت ، کاملا بیگانه » بود .  آشکار شدن ِ تقلب انتخابات  و فرصت ِ » تنبیه متقلب » اصلی ترین عامل ِ همکاری در بدنه ی جنبش ِ سبز  است و هزینه هایی که تا کنون ، برای- در این جنبش توسط مردم  ،پذیرفته شده است ،  بیانگر تاثیر این فرصت ِ بیگانه و این عامل همکاری است .

خطر دوم ، اما ،  از بین رفتن این فرصت  و این  عامل همکاری است . بازیگران موثر جنبش ِ سبز و سران ِ آن باید دقت کنند ، صرف تعامل در راس ِ هرم و تامین خواسته های ِ گروهی از سران می تواند  , همکاری در جنبش ِ سبز را از «همکاری ِ تنبیه متقلب» به «همکاری ِ خانوادگی »  و حتی بازی خویشاوندی  سوق دهد . و این یعنی انفکاک ِ شبکه های اجتماعی و ظهور گروههای ِ برنداز و  شاید هم فروپاشی ِ اجتماعی .

اگر تمایلی برای حفظ ِ همکاری در جنبش ِ سبز وجود دارد و اصراری بر همکاری از نوع ِ تنبیه متقلب وجود ندارد ، پیشنهاد می شود ، این بازی ، به «بازی روباز»  تغییر کند . » بازی روباز » هم  ، یکی از اصلی ترین عوامل ِ پیدایش همکاری است و با توجه به سوابق ِ بازیگران ، تنها الگویی که میتواند همکاری موجود در بدنه ی جنبش سبز را از دست ندهد ، بازی روباز است . اگرچه فعالان سیاسی و بزرگان ِ جنبش ِ  سبز  در این گونه بازی سابقه ای ندارند و احتمالاً تمایلی به آن نشان نمی دهند ، اما  فرصتی به نام ِ جنبش ِ سبز ، نه تنها یک فرصت ، بلکه یک نقطه ی تعادل تاریخی است و الزامات و عواقب ِ خاص خود را دارد .

خطر سوم : حقیقت های ِ کلی

امروز ، جنبش ِ سبز یک امر ِ واقع است  و به تدریج  منزوی ترین  افراد را هم متوجه ی حضور خود کرده است . کمترین گواه ِ  وجود این جنبش ، آن است که  منکران ِ آن  هم  ، ازلزوم  «برخورد جدی »  با  این جنبش  می گویند  . » برخورد جدی  » مستلزم ِ پدیده ای جدی است  و  تلاش برای حذف یک  پدیده ، اثبات ِ وجود ِ آن است . یعنی در هر صورت از جنبش ِ سبز ، گریزی نیست .

هم چنین ، جنبش ِ سبز ، یک  جنبش  در عرصه ی عمومی است  و بالتبع خواسته های ِ آن هم به عرصه ی عمومی تعلق دارد .  بر خلاف ِ عرصه ی خصوصی ، که فرد ممکن است در ذهن و خیال و اندیشه ی خود ،   باورها ی خاص  و  خواسته های ِ انحصاری  و حتی  جاه طلبانه ای داشته باشد ، اما  خواسته های عرصه عمومی  نمی توانند جاه طلبانه و کلی و حتی حقیقتی کلی باشند . این یک نکته ی بنیادی و یک  دقیقه ی فلسفی است . آنچه در حوزه ِ عمومی  مطلقا ً مهم است  حقیقت های جزئی و مشخص اند و  البته  در اینجا منظور از  حقیقت جزئی  ،  یک حقیقت ِ  مشخص  و محدود است  نه یک حقیقت ِ پیش پا افتاده . یعنی  در این تعبیر حقیقت ِ جزئی  در مقابل ِ  حقیقتِ کلی  قرار می گیرد نه حقیقتی  مهم .

خطر سوم ، برای موجودیت ِ جنبش ِ سبز ، «ظهور حقیقت های ِ کلی » در بیانیه ها و خواسته های سران و فعالان سیاسی ِ آن است . تاکید بر حقیقت های ِ کلی  ، نه تنها حقیقت های ِ جزئی  را کم رنگ می کند ،  بلکه  عرصه را برای  «حقیقت های کلی ِ  دیگر» فراهم می کند  و این گونه ، حیات ِ جنبش ِ سبز  و خواسته های ِ آن در   عرصه عمومی  تهدید می شود . عکس العمل های ِ سکولارها به بیانیه ی روشنفکران ِ دینی و  هرمنوتیک ِ بیانیه ی هفدهم ِ میرحسین  ،  نشانه های این خطر بالقوه است .پرهیز از این دشمن ِ  درونی  ساده است . کافی است   متن  جنبش   و متن های ِ  فعالان و سران و روشنفکران و اتاقِ فکر ِ  جنبش  سبز  ، به حقیقت های کلی آغشته  نگردد .

مخاطبان ِ اصلی این سه خطر ،  سران ِ جنبش ، فعالان ِ اصلی  و روشنفکران  و اتاق های فکر  جنبش سبزند . در ادامه این یاد داشت خطراتی را که متوجه ی بدنه ی متوسط و عمومی جنبش  اند ، یادآوری می کنم  و مصادیق آن را خواهم آورد  .

منبع : جرس نویسنده : سارا زرتشت

Advertisements
  1. ماهان
    ژانویه 15, 2010 در 5:16 ب.ظ.

    ایول تحلیل درستی بود .

  2. فراز
    ژانویه 15, 2010 در 10:46 ب.ظ.

    عالی بود
    برای همه باید فرستاد

  3. Leila
    ژانویه 15, 2010 در 11:57 ب.ظ.

    شما درمورد بازی روباز صحبت کردید ولی توضیح ندادید چگونه است؟ فکر میکنم توضیح شیواتر و عمیقتر نکته های ذکر شده به روشن شدن و اثر بخشی مقاله کمک بیشتری کند

  4. ف.روستا
    ژانویه 16, 2010 در 4:15 ق.ظ.

    تذکرات عالی است و مطالب ذکر شده در این مقاله بسیار مهم اند . ای کاش مثال هایی را هم چاشنی این نکات مهم می کردید تا روشن باشد .مخصوصا درباره حقیقت های کلی و بازی روباز .

    خسته نباشید الحق

  5. farie
    ژانویه 16, 2010 در 4:36 ق.ظ.

    دوستان بازی روباز یعنی بازی اشکار یعنی بازی در چلوی چشم مردم
    بازی روباز یعنی مذاکره ی مستقیم و بدون پرده
    نویسنده بسیار به جا تذکر داده است که سران جنبش سبز گول رایزنی پنهان را نخورند
    بخصوص آقای هاشمی رفسنجانی
    واقعا بجا گفته اید

  1. ژانویه 23, 2010 در 9:23 ق.ظ.
  2. ژوئن 4, 2010 در 3:47 ب.ظ.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: