خانه > این جنبش وجود دارد > برای عباس عبدی : این جنبش وجود دارد

برای عباس عبدی : این جنبش وجود دارد

منبع : خودنویس نویسنده : سارا زرتشت

گفتگوی  عباس عبدی با دویچه وله ، خواندنی است . خواندنی است چون شفاف است ، مثل اغلب  نوشته های عبدی . خواندنی است چون عبدی در مقام یک نقاد ظاهر شده است و نه یک نظریه پرداز و خواندنی است چون عباس عبدی همواره خواندنی بوده است .

آنچه من از خواندن مصاحبه ی عباس عبدی می فهمم ، با اندکی تعمیق و تاویل این چنین است :

«جنبشی وجود ندارد » . جنبشی وجود ندارد ، چون «شعارها و مطالبات بازیچه ی دست سیاست طرف مقابل است» . جنبشی وجود ندارد ،  چون «رهبری وجود ندارد » و جنبشی  وجود ندارد چون سطح مطالبات  و تاکتیک ها مشخصی نیست . عبدی ، نامی بر آنچه در این هشت ماه گذشت نمی نهد . اگر چه اغلب از تعبیر «جریان» در مصاحبه ی خود استفاده می کند و یکی دو بار هم از همان واژه ی جنبش به معنای عام . عبدی ادعای نداشتن رهبری توسط جنبش سبز را به سخره می گیرد  و آن را توجیه یک ضعف  می خواند که سعی شده است در ظاهر یک قوت پوشانده شود . عبدی  چون این گونه حرکات را «فقط می فهمد» و  بر «بنیان های جنبش سبز » اشکال دارد ،  هیچ «توصیه‏» ای برای جنبش سبز ندارد و  معتقد است که «جنبش خارج از اراده‏ ی ما و خارج از خواست ما، خودش هرطوری که دوست دارد پیش می‏رود » و البته عبدی برای انداختن توپ در زمین حاکمیت «پیشنهاد» هایی دارد .

در این شرایط  که بسیاری از فعالان سیاسی ،  قرار را بر فرار ترجیح داده اند و سکوت پیشه کرده اند  ، شنیدن پیشنهادهای  بزرگان صاحب نامی چون عبدی  غنیمت است و خواندن آن واجب و  شایان توجه بیش از پیش  . مثلا وقتی عبدی می گوید :« شعارها و مطالبان نباید بازیچه ی سیاست های حریف باشد در غیر این صورت جنبش وجود ندارد » و  برای اثبات این  این مدعا «استدلال  کافی»  هم می آورد ، باید و باید شنیده شود . و بر همین قیاس باید ، خرده های  را که «باید » بر این بزرگان  گرفت ، تا امکان «سوء برداشت» و  « سوء نتیجه » و  «سوء استفاده »  کم تر شود .

در همین مصاحبه ، نمونه هایی از این گونه  ها وجود دارد . بخصوص زمانی که عبدی با استفاده از تمثیل های گویا و روشن می خواهد ،  به نتیجه ی «مطلوب»  برسد ، نتایج نامطلوبی ظاهر میشوند .  به عنوان نمونه  ؛ در یکی از این مثال ها ، آمده است  :

«فرضاً اگر شما پولی از یک نفر طلبکار باشید، پولتان را از او می‏خواهید. اگر پس نداد، دو نفر را واسطه می‏کنید؛ باز هم پس نداد، کار دیگری می‏کنید و یا شکایت می‏کنید. در نهایت هم ممکن است بر سر بازپس گرفتن پولتان دعوا بکنید، اما اگر پولتان را با صحبت نتوانستید بگیرید نمی‏روید جانش را بخواهید. کسی که نمی‏تواند پولش را پس بگیرد، چگونه می‏تواند جانش را بگیرد؟ »

اما ؛ در این مثال  ،  «جمله ی آخر » هیچ ارتباط منطقی با متن مثال ندارد .آن جا که  برای حصول نتیجه می پرسد « کسی که نمی تواند پولش را پس بگیرد ، چگونه می تواند جانش را بگیرد ؟ »  جواب ساده است . چون طرف ممکن است ، پول نداشته باشد ، اما جان دارد که گرفته شود . یعنی : تعمیق  و تغییر سطح مطالبه  اگرچه «معقول»  نیست اما «ممکن» است  . پس «ممکن است»  مطالبه ی یک خواست جزئی به مطالبه ی  یک خواست بزرگتر منجر شود . اگر منکر این «امکان» باشیم  ، آن گاه طلبکاری که از قضا «عاقل» هم نیست ، حاضر به «چانه زنی» بر سر مطالبه و حتی حضور در دادگاه هم نخواهد شد . این نتیجه ی «مغلطه آمیز» می تواند خطر ناک باشد  و مورد « سوء استفاده » قرار گیرد .  نمونه ای از این سوء استفاده را اینجا ببینید .

و یا در مثالی دیگر ، آورده است :

« مثلا من ۱۰ نفر را به خیابان می‏آورم، پلیس حمله می‏کند؛ یکی از آن‏ها فرار می‏کند، دیگری می‏ایستد کتک می‏خورد و آن یکی هم پلیس را می‏زند. هرکدام خودشان تصمیم می‏گیرند دیگر. هیچ کس هم حق ندارد به آن دیگری دستور بدهد. «نتیجه» این می‏شود که هر سه چوب سیاست را می‏خورند، بدون آن که نان آن را بخورند.»

باز هم ؛ «نتیجه نهایی»  این مثال هم ارتباط منطقی با متن و مقدمات ندارد . نتیجه ی «هر سه چوب سیاست را می خورند ، بدون آن که نان آن را بخورند »   در استفاده از واژه ی «نان »  دچار مغلطه شده است . در این مثال اگر هر سه نفر قرار باشد هماهنگ عمل کنند و مثلا هر سه فرار کنند یا هر سه بایستند ،  با یک پلیس کنترل می شوند اما آن سه رفتار ، به سه  پلیس احتیاج دارد و وقتی قرار بر «سر درگمی  پلیس ها و یا استهلاک و ریزش آنها » باشد ، «هدف» تامین شده است . هدفی که با رفتار هماهنگ و رهبری شده  تامین نمی شد . به بیان دیگر استراتژی «رفتار مختلط » در مقابل حریفی که کانون های متعدد تصمیم گیری دارد و رفتار او تضمین ندارد و حتی قابل پیش بینی هم نیست ، احتمال «شکست» را بسیار کم می کند اگر چه الزاما «پیروزی» نمی آورد .

سخن کوتاه ؛ از جنبه های مثبت این مصاحبه -که کم هم نیستند  -بگذریم ، یادآوری می کنم که ضرورت دقت «چند جانبه ! » در آسیب شناسی  جنبش سبز  ، شاید آخرین مسئولیت ! نسل روشنفکرانی چون عباس عبدی است که همواره همراه جنبش های مردمی بوده اند .

پی نوشت : پنهان نمی کنم که این تعبیر عباس عبدی از رفتار جنبش که « رفتار جنبش واکنشی است در مقابل کنش های طرف دیگر »  به نظرم با واقعیت هم خوانی ندارد و شنیدن این تعبیر از زبان مهندس عباس عبدی برایم  بسیار «غریب»! بود  . از قضا اغلب  این حریف است که به کنش های اجتماعی جنبش سبز واکنش داشته است تا جایی که حتی برگزاری مراسمات رسمی و عادی حکومت تحت تاثیر کنشگری سبزها به  واکنش هایی  تبدیل شده است که روح آن مراسم را از آن گرفته است .

منبع : خودنویس نویسنده : سارا زرتشت

Advertisements
  1. listen2us
    فوریه 16, 2010 در 12:21 ق.ظ.

    «»در این شرایط که بسیاری از فعالان سیاسی ، قرار را بر فرار ترجیح داده اند و سکوت پیشه کرده اند»»

    البته عبدی هم ازهمین جنس است (شده)
    وگرنه در این 8 ماه کجابود که یکهو بعد 22 بهمن <>

    و احتمالاً بادیدن تاجیک به خود می بالد !!!

    • سارا زرتشت
      فوریه 16, 2010 در 8:44 ق.ظ.

      البته بنده با هیچکدام از نتیجه گیری های اخلاقی ! شما موافق نیستم . نه عبدی ساکت بوده است و نه از دیدن تاجیک به خود می بالد . هزینه های عبدی برای اصلاحات قبل و بعد از خاتمی را فراموش نکنید . بنده صرفا هدفم تامین «دقت چند جانبه» و تاکید بر حساسیت « نقش روشنفکران » بوده است و البته ، عباس عبدی را از معدود روشنفکرانی می دانم که «باید» خوانده شوند .

      سپاس

  2. رضا رادمنش
    فوریه 16, 2010 در 7:36 ق.ظ.

    سلام بر شما
    مورد اول که اشاره کرديد»نتيجه مطلوب» حق با شماست اما بايد در نظر بگيريد کليت مصاحبه خرده گيري بر رهبريست و منظور عبدي در همين قسمت اشاره به اين دارد (در نهان)که در اين شرايط احساسي به وسيله يک رهبر متنفذ مي شود اين رفتارها را کنترل کرد.بعيد مي دانم غير از اين منظور عبدي باشد چون او هم ميداند بارها طلبکار مقروض را کشته است….

    مورد دوم-اشاره به رفتارهاي يکپارچه دارد يعني رفتارهاي يکپارچه مهمتر از به دردسر افتادن نيروي سرکوبگر است علاوه بر آن هدف عبدي از اين مثال بازهم دست گذاشتن بر روي نبود رهبري متنفذست.رهبري که نبودش موجب شده هرشخصي بتواند نظري بدهد که اين گاهي خوب است و گاهي پرهزينه.اي کاش عبدي در ادامه مي نوشت هر سه رفتار هم مي تواند اتفاق بيفتد به شرط اينکه رهبري جنبش آنرا بيان داشته باشد..تا تکليف خودش را مشخص کند

    مورد سوم-تقليل نقش رهبري در اندازه اي که کنش مردم را در قبال رفتار پليس نشان دهد بيشتر شبيه يک طنز است که از عبدي اين حرف بعيد بود و اين کنش عبدي نشان از شدت عصبانيت از رفتار منتقداني دارد که ميگفتند جنبش نياز به رهبر ندارد!!اما کليت اين گفتگو نقد رفتارهاي رهبريست که جايش در نوشته شما خاليست….
    تشکر فراوان از نوشته شما

    • سارا زرتشت
      فوریه 16, 2010 در 8:41 ق.ظ.

      جناب راد منش
      سلام و سپاس
      بلی . بنده هم موافقم که کلیت مصاحبه و ایراد عبدی بر نبود «رهبری» در جریان است . البته نخواسته ام به آن اشاره کنم و صرفا هدفم تامین «دقت چند جانبه» و تاکید بر حساسیت « نقش روشنفکران » بوده است و البته ، عباس عبدی را از معدود روشنفکرانی می دانم که «باید» خوانده شوند .
      باز هم سپاس

  3. فوریه 18, 2010 در 8:57 ق.ظ.

    در خصوص مصاحبه عباس عبدی مطلبی نوشته ام با عنوان:
    راه «اکبر گنجی» از «عباس عبدی » می گذرد. راهبردها و چشم انداز جنبش سبز کدامند؟
    مایلم نظر شما را هم داشته باشم
    با تشکر:
    http://tavazon.blogspot.com/2010/02/blog-post_18.html

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: