بایگانی

Archive for مارس 2010

براي سعيد شريعتي : روز مبادا ، ديروز بود

منبع : جرس ، نويسنده :سارا زرتشت

شايد ، مصاحبه هاي اجباري  و اعترافات بيرون از زندان و تغيير در مواضع عقيدتي و سياسي ، از بركات نوآوري و اصلاح الگو در اعتراف هاي سنتي است ؛  اما مصاحبه ي سعيد شريعتي با سايت پارلمان نيوز را بايد  ، فراتر از اين الگو ها ديد  و به آن پرداخت . حجم اطلاعات صحيح * و فراز و فرود جملات و استدلال هاي منطقي ،  در اين مصاحبه از يك طرف و نشانه هاي بازگشت به  پروژه ي اصلاحات  و فعال شدن اصلاح طلبان دوم خردادي  از طرف ديگر،   نشان مي دهد كه  اين مصاحبه و ديدگاههاي مندرج در آن را بايد جدي گرفت  . بخصوص كه ناشر و باني آن تريبون منتقد و اصلاح طلب مجلس است و راوي  آن يكي از اسيران خواندني  جنبش  سبز .

آن گونه كه  من فهميده ام ، سعيد شريعتي در اين مصاحبه :

با دسته بندي اصلاحات به دو شيوه ي پارلمانتيستي و نافرماني مدني ،   از اصلاحات به  شيوه ي پارلمانتيستي دفاع كرده است و  اصلاحات به شيوه ي مقاومت مدني ( يا نافرماني مدني ) را  بلا هدف و بلانتيجه دانسته است ودر اين ميان قرائت خاتمي از اصلاحات  قرائت ممكن و مطلوبي   است كه  به نسبت همه ي جناح ها ، بيشترين طرفدار را دارد  . او تقلب و براندازي در انتخابات اخير را قبول ندارد و لذا تحليل هاي مبتني براين دو گزينه را تحليل هاي اكستريمم از وقايع اخير مي خواند و هر دو را مردود مي شمارد  و به سان لبه ي دو قيچي مي داند كه  تحليل ميانه و  اصلي نظام را هدف قرار داده اند .  سعيد شريعتي ، تحليل ميانه را  تحليلي  مبتني  يك دعواي خانوادگي و يك  وزن کشی سیاسی بین دو کلونی قدرت در ایران  مي خواند  و  حاضر است با  دلیل و تحلیل  ثابت کند ، كه نه براندازي بوده است و نه  كودتا و به همين خاطر  معتقد است  حتی اگر« نشانه‌های کافی» برای این نداریم باید این تحلیل را به هر شكل ممكن تقویت کنیم و نسبت به آن دو تحلیل كاملا متعارض تفوق ببخشیم.

براستي ؛  اگر در متن اين تحليل ،  تناقضات  آشكاري وجود نداشت و  گزاره هاي اين تحليل  اندكي با هم  سر سازش داشتند و  دستگاه  ناسازگار و خطرناكي را تشكيل نمي دادند ،  شايد مي شد  با  احترام به شهود ِ  «  سعيد »   و عليرغم نبود « نشانه هاي كافي »  ، آن را تقويت كرد و تفوق بخشيد و  يا حداقل براي اطمينان سازي تا «روز مبادا» در مقابل آن سكوت كرد. از طرفي اصرار بر  پروژه ي اصلاح طلبي پارلمانتيستي  با اين  قرائت ،  به عنوان يك استراتژي  درعمل ممكن است  دستاورد هاي جنبش سبز را هم مستهلك كند  و حتي  تاكتيكي بودن اين گونه  تحليل ها هم ممكن است ماند  شمشير دولبه  نا اميدي را  به بدنه ي جنبش سبز القا كند و راه سبز اميد  را دشوارتر سازد   .

چند پاراگراف  اصلي از اين مصاحبه ، گوشه هايي از اين« ناسازگاري»  را نمايش مي دهد :

» ابتدای شکل‌گیری اندیشه اصلاحات در ایران یعنی از سال 76 و حتی قبل از آن… بحث دو قرائت از  اصلاحات سیاسی در ایران بود.یکی اصلاحاتی که نماد و سخنگوی آن خاتمی بوده است که من از آن به عنوان اصلاحات پارلمانتاریستی یاد می‌کنم یعنی با استفاده از ظرفیت‌های رقابت‌های سیاسی درون قانون اساسی و چارچوب‌هایی که در ذیل انتخابات می‌گنجد و مدل دیگر اصلاحات از طریق شیوه‌های مقاومت مدنی بوده است. «

«من به عنوان یکی از افرادی که در متن اخبار و اطلاعات جناح اصلاحات بودم به اندازه کافی اطلاعات دارم که با دلیل و تحلیل این ماجرا را ثابت کنم  كه نه براندازی بوده نه کودتا، یک دعوای خانوادگی بوده که کش پیدا کرده، یک وزن کشی سیاسی بوده بین دو کلونی قدرت در ایران، ممکن است بعدا این زخم سر باز کرده و بیگانه در این زخم عفونت ایجاد کرده و از آن سوءاستفاده کرده باشد اما من نه براندازی و نه کودتا را قبول ندارم، کودتا به معنی تقلب را قبول ندارم.اصراری هم ندارم که کسی را قانع کنم؛ نظر شخصی من را می پرسید می گویم تقلب نشده است و اصراری ندارم شما بگوئید تقلب شده یا نشده. «

«علي رغم آنکه همه بهتان‌ها و تهمت‌ها و فشارها به آقای خاتمی از سوی دو طرف یعنی هم طرفداران اصلاحات مقاومت  مدنی و هم طرفداران اقتدارگرایی وارد می‌شود ولی باز هم مدل اصلاح‌طلبی آقای خاتمی هنوز بیش از همه جناح‌های دیگر طرفدار دارد و هنوز هم اگر ظرفیت‌ها  اقتضا بکند که ما بتوانیم سازماندهی سیاسی بکنیم اصلاح‌طلبی مدل آقای خاتمی یعنی اصلاح‌طلبی پارلمانتاریستی گزینه معقول، کم‌هزینه و البته زمان‌بر برای پیشبرد اهداف اصلاحی در کشور است «

» من الان معتقدم به دلایل مختلف می‌شود ثابت کرد که ظرفیت‌های اصلاح‌طلبی به شیوه مقاومت مدنی در ایران ظرفیت‌های کور و بلاهدف و بلانتیجه است و هزینه سیاسی بالایی را به جامعه سیاسی ایران تحمیل می‌کند و نتیجه‌ای جز تبعید شدن یک عده، زندان شدن یک عده، منغفل شدن یک عده و افزایش سطح انتظارات توده مردم و و از آن سو سرخوردگی و یاس اجتماعی این ماحصل تفوه و دست یازیدن به ادعای اصلاحات به شیوه‌های مقاومت مدنی است «

اما ؛ نمي توان پذيرفت كه « مدل اصلاح طلبي  آقاي خاتمي بيشترين طرفدار را داشته باشد »  اما  در انتخابات 22 خرداد ، 25 ميليون نفر ( و از قضا بيشترين تعداد در تاريخ ايران )  به آن نه بگويند  و « تقلبي هم صورت نگرفته باشد » . واضح است كه  يكي از اين  دو  مدعا بايد به نفع ديگري  ميدان را خالي كند  .

ويا وقتي گفته مي شود » اگر« ظرفيت ها»  اقتضا بكند كه ما بتوانيم سازماندهي سياسي بكنيم  ، اصلاح طلبي مدل آقاي خاتمي  يعني اصلاح طلبي پارلمانتيستي ، گزينه معقول ، كم هزينه و البته زمانبري است « و از طرفي گفته مي شود » ظرفیت‌های اصلاح‌طلبی به شیوه مقاومت مدنی در ایران ظرفیت‌های کور و بلاهدف و بلانتیجه است و هزینه سیاسی بالایی را به جامعه سیاسی ایران تحمیل می‌کند»  ، يك بار  اصلاحات به شيوه ي    مقاومت مدني در «عرض»  اصلاحات  به شيوه ي پارلماني  آمده است   و يك بار در« طول» آن  و احتساب هزينه هاي  اين دو شيوه ي اصلاح ، به حساب ديگري نوشته شده است . اساسا« ايجاد ظرفيت»  همان «هزينه» اي است كه نافرماني مدني پرداخت مي كند تا اصلاحات پارلمانتيستي از آن « فايده»  بگيرد.( نكته ي عجيبي كه در اين مصاحبه ديده مي شود و از كسي چون سعيد شريعتي ، بعيد مي نمايد آن است كه  به كرات نافرماني مدني را در مقابل قانون و قانون اساسي   قرار مي دهد ، حال آن كه يكي از اركان اصلي نافرماني كه مورد اجماع صاحب نظران سياسي است ، تسليم بودن به قانون و پذيرش  قانون اساسي است . در نافرماني مدني تعدي از قانوني خاص تنها  به قصد  فشار به مجري قانون براي تغيير رفتار و يا اصلاح قانون است  و  آن هم محدود به اخلاق و وجدان و مشروط به نفي خشونت  و مضبوط به مسئوليت پذيري  و اگر و اماهاي ديگر . )

جدا از غيبت واقعيتي « جنبش سبز » در اين تحليل ،  تناقض هايي از اين دست در اين  تحليل  كم نيستند و شايد همين  تناقضات است  كه   سعيد شريعتي  را به دادن مجوز براي تاسيس تلويزيون  توسط موسوي و كروبي  اميدوار كرده است ! مجوزي كه هم  اصلاحات پارلمانتيستي به آن محتاج است و هم از قويترين ابزار جنگ نرم براي براندازي محسوب مي شود و  از قضا تنها راهكاري كه براي تامين اين « پيش شرط مهم »   وجود دارد ، همان  «مقاومت مدني» است . همان پيش شرط مهمي كه  سالها قبل توسط  « سبزها » طلبيده شده بود …

* البته  نتايج غريب و بخش هايي از اين مصاحبه به حساب بي دقتي مصاحبه شونده  و يا ناسازگاري متن  گذاشته شده اند و مطلقا محل قضاوت اخلاقي و يا سياسي قرار نگرفته اند . مانند: … من فکر می کنم در تجربه 9 ماه گذشته نشان داد که اگر در 25 خرداد حضور میلیونی مردم با تدبیر به فرصت تبدیل می‌شد به آگاهی سازمان یافته سیاسی تبدیل می‌شد یعنی سازمان‌هایی پیدا می شدند که با استفاده از آن ظرفیت؛ بلد بودند چگونه از این فرصت و قدرت برای چانه‌زنی استفاده کنند،30 خرداد اتفاق نمی‌افتاد، 7 تیر اتفاق نمی‌افتاد، 13 آبان اتفاق نمی‌افتاد،  ندا آقا سلطان کشته نمی‌شد.سهراب اعرابی کشته نمی شد و… کشور در این نقطه قرار نمی گرفت….

منبع : جرس ، نويسنده :سارا زرتشت

لبخند ژکوند یا …

مارس 12, 2010 13 دیدگاه

چند روز قبل رئیس قوه ی قضائیه از کشف یک باند بزرگ جعل و اختلاس در یکی از شرکت های دولتی خبر داد و البته  از کسی و یا شرکتی نام نبرد . به دنبال افشاگری این وبلاگ و متعاقب آن سایت های دیگر در خصوص رئیس این باند مافیایی ،   سه روز بعد  216 نفر از نمایندگان مجلس ، در نامه ای از رئیس قوه ی قضائیه خواستند تا با عامل اصلی و سردسته ی باند که یکی از مقامات عال رتبه دولت است ، برخورد نماید . سایت الف هم  با تیتر دانه درشت  فاسد را  دستگیر و محاکمه کنید ، نامه ی نمایندگان مجلس را منتشر کرد .

این وبلاگ پیشتر این ماجرا را   دنبال کرده و با مستندات رسمی  نشان داد که این فرد کسی جز محمد رضا رحیمی ، بانی تقلب در انتخابات و معاول اول آقای احمدی نژاد نمی تواند باشد . هم اکنون عکس های زیر را دنبال کنید تا یک پرده  دیگر از این افشاگری را ببینید .

( لطفا در استفاده از این عکس ،  منبع آن را ذکر کنید ، یعنی همین وبلاگ زبان سبز )

….

محمد رضا رحیمی

عکس اصلی رحیمی

و البته این را می گویند مهندسی معکوس در کشف  جنایت  . برای این کار باید

1. ابتدا باید متهم را بشناسید !

2. عکس هایی از او را پیدا کنید .

3. عکس ها را در فوتو شاپ   مات  کنید .

4. عکس را از وسط پنهان کنید .

5. متهم شناسایی می شود ! ( البته برای شما نه رئیس دولت )

دسته‌ها:پیام سبز

برای مجتبی سمیع نژاد

مارس 11, 2010 7 دیدگاه

مجتبی جان سلام

حق با توست . آنچه تو نوشته ای ، همان است که باید می نوشتی و آنچه من نوشتم همان است که باید نوشته می شد . به قول خودت« واقعیت دو رو»  دارد  . پس ،  یک رویش  سهم من یک رویش سهم تو  و البته یادمان باشد :  واقعیت ، پُـر « رو»  تر از این حرف هاست  !

مجتبی جان ؛ تاج زاده اکنون برای ما یک نماد است . نمادی از مقاومت و نافرمانی مدنی . باید به این نماد بپردازیم تا بتوانیم جلوتر برویم . تا روزی از دست نمادها  آزاد شویم و به واقعیت برگردیم . همان واقعیتی که تو از آن گفته ای . همان دوستانی که سهمشان بی نامی است . همان ها ، کمانگرها و روناک ها …

مجتبی جان ؛ به تاج زاده می پردازیم ، چون به ندا پرداختیم میان آن همه شهید . به سهراب پرداختیم میان آن همه جوان  تا از این گذر تقاص خون جوانانمان را بگیریم . می فهمی که …

مجتبی جان ؛  شاید آنچه در یک هفته بر یک زندانی بی نام می گذرد ، سالها و ماهها بر تمام فعالان سیاسی و صاحبان نام نگذشته باشد . اما راهی جز این برای دفاع از آن زندانی بی نام  نمی شناسم .  اساسا زندانی شدن تاج زاده ها  تنها خیری که دارد آشنایی با نام هایی چون فرزاد کمانگر است . باور کن همین ..

اما مجتبی جان ، کمی بیشتر اگر با  نوشته ام بودی   می دیدی که کلمات من هم همان  را می گویند که تو  گفته ای ! حتی این  جمله  هم که تو از او نالیده ای  :

از روزی که پروژه ی دستگیری  فعالان  سیاسی شکست خورد ه است
و دولت کودتا ، مجبور به آزاد کردن  تدریجی اسیران  شده است

و حتی آن جا که گفته ام :

در میان  زندانیان صاحب نام ، تاج زاده ، تنها کسی  بود که در دادگاه حضور یافت ،  اما از خود دفاع نکرد..

می بینی مجتبی جان !  من هم در نوشته ام  از زندانیان   به بی نام و بانام ، فعال سیاسی و فعال مطبوعاتی و فعال حقوق بشر و شهروند عادی گفته ام و تاج زاده را در «جای خود» ستوده ام .

سخن آخر ؛ مجتبای عزیز ! دست برنمی دارم  و می نویسم ، یعنی تو هم دست بر ندار و بنویس . من از تاج زاده اگر نوشتم  یعنی تو  کمانگر را بنویس .  من از ندا که نوشتم ، یعنی تو باید از احسان بنویسی . من از موسوی که گفتم یعنی تو آزادی را دریاب ، من از مرده ها که نوشتم ، یعنی تو از زنده ها بنویس  . من از  شاخه می گویم و  تو ریشه ها را دریاب . من  رویاهایم را نقاشی می کنم و تو  واقعیت  را تصویر کن  . من با تو سخن می گویم و تو مرا فریاد کن …

درخت با جنگل سخن مي گويد
علف با صحرا
ستاره با كهكشان
و من با تو سخن مي گويم
نامت را به من بگو
دستت را به من بده
حرفت را به من بگو
قلبت را به من بده
من ريشه هاي تو را دريافته ام
با لبانت براي همه لبها سخن گفته ام
و دستهايت با دستان من آشناست
در خلوتِ روشن با تو گريسته ام
براي خاطر زندگان,
و در گورستان تاريك با تو خوانده ام
زيباترين سرودها را
زيرا كه مردگان اين سال
عاشق ترينِ زندگان بوده اند..

سارا زرتشت

———————————–

و ببینید : جوابیه  مجتبی سمیع نژاد  به سارا زرتشت :

سارا  سلام ؛ مرا ببخش اما حق با تو نیست، نه این که نیست، همه‌ی حق با تو نیست، چرا که من از تو تنهاترم. بسیار  تنهاترم . ادامه …

آموزگاری به نام سید مصطفی تاج زاده

مارس 10, 2010 5 دیدگاه

منبع : جرس نویسنده : سارا زرتشت

از روزی که پروژه ی دستگیری  فعالان  سیاسی شکست خورد ه است و دولت کودتا ، مجبور به آزاد کردن  تدریجی اسیران  شده است ، بعید می دانم ، آزادی کسی ؛ چون  آزادی سید مصطفی تاج زاده ، همراهان جنبش سبز را خوشحال کرده باشد . این موج  شادی ، اگر چه با   سابقه ی سیاسی و خصایل اخلاقی  تاج زاده  غریبه نیست ،  اما ریشه  آن را باید در جای دیگری  جست .

در میان زندانیان صاحب نام ، تاج زاده ، تنها کسی  بود که در دادگاه حضور یافت ،  اما از خود دفاع نکرد . یعنی ضمن اینکه با اصل دادگاه  و حاکمیت قانون مخالفتی نداشت ،  بلکه به نحوه ی اجرای قانون اعتراض کرد و در اعتراض به آن سکوت پیشه کرد و از خود دفاع نکرد.

در نگاه اول این رفتار متناقض می نماید و طعم  مخالفت با قانون و بوی  قانون شکنی می دهد   اما واقعیت آن است که این «تناقض»  درعلوم سیاسی پذیرفته شده است و  این گونه رفتار در جوامع مدنی  غریبه نیست .

قضیه از آنجا آغاز می شود که حقوق طبیعی فرد با تکالیف قانونی او در تضاد  باشند و وجدان فرد ، عملی عیر از  قانون را توصیه کند  . از آنجا که  « قانونی  ، برای اجرای قانون وجود ندارد »  در این حالت  فرد نمی تواند از قانون ، توقعی برای رسیدگی به حق خود و ادای ندای وجدان داشته باشد ، لذا از دستور مجری  قانون پیروی نمی کند و تسلیم  وجدان خود می شود  و البته مسئولیت  این رفتار خود را هم می پذیرد  و به مجازات های  احتمالی آن تن می دهد . این گونه رفتار در علوم  سیاسی و اجتماعی « نافرمانی مدنی»  نام دارد .

رفتار سید مصطفی تاج زاده ،  نمونه ی روشن و عالی و کامل از یک نافرمانی مدنی در جامعه امروز  ایران به شمار می رود و هم  یک نمونه ی موفق  . تاج زاده علت سکوت  و نافرمانی خود را در دادگاه به صورت واضح و علنی اعلام کرد و راهکار خود را هم برای پایان نافرمانی اعلام داشت و  ضمن تاکید بر اصل قانون و حاکمیت قانون ، تنها به مصداقی روشن از اجرا نشدن قانون  اکتفا کرد و در آن پایداری کرد تا پیروز شد .

آزادی تاج زاده ، به مثابه ی آزادی یک انسان ، خوشحال کننده  است  و در یک قضاوت اخلاقی   قابل دفاع است . آزادی تاج زاده ، به مثابه ی یک سبز ِ مقاوم ، شادی مکرر دارد و روحیه ی تازه ای  به سبز ها خواهد داد . اما ، مهم تر از همه آزادی تاج زاده ، نشان دهند ه ی پیروزی  در « یک راه» است .  آزادی تاج زاده ، پیام مهمی برای همراهان جنبش سبز وفعالان سبز و« راه سبز امید» دارد . آزادی تاج زاده آموزگار یک راه برای جنبش است و شاید  «آغازگر»  شیوه های جدید  برای رسیدن به حق در جامعه ی ایران .

پی نوشت : در حالی که بر روی  پروژه ی « امکان سنجی نافرمانی مدنی » در ایران کار می کردم ، این خبر مسرت بخش را شنیدم و به فال نیک گرفتم و  این یادداشت  هم ،  چون سیاه مشقی  قلمی شد . همین جا  به خانم محتشمی پور برای همراهی  با همسر و تلاش های سبزش  تبریک می گویم  و امیدوارم  در کنار «همسرجان» شان یک عمر را به شادی و شادکامی سپری کنند . به امید  آزادی همه ی اسیران.

منبع جرس، نویسنده: سارا زرتشت

دموکراسی کاغذی

اصلاح‌طلبان * دارند  از راه می‌رسند. دیر! خواب آلوده! خرقه تر! پر ادعا! تکراری! مردد! لرزان! بی‌هویت! بدون برنامه!  گفتمان می‌فرمایند .

عارف، تجاهل العارف می‌کند و جا پای شریعتمداری گذاشته و موسوی را نقد می‌کند. رجایی استراتژی خروج از حاکمیت را پیش گرفته، تا پس نیافتد و حتی اشاره ای هم به عبدی و ده سال پیش نمی‌کند . شکوری‌راد هم دیواری کوتاهتر از گنجی گیر نیاورده است و  جلایی پور  وسط دعوا نرخ تعیین می‌کند و تحلیل می‌فرماید و…

هنوز نمی‌دانند که چرا در انتخابات شوراها آن گونه گل کاشتند و گل سر سبد اصلاح طلبی هم به مجلس راه نیافت. هنوز باور نکرده‌اند که در انتخابات ۸۴ به احمدی‌نژاد و مشایی و هاشمی ثمره باخته‌اند. هنوز نمی‌دانند که چرا پس از ۱۲ سال تحزب و تذبذب،  دنبال موسوی راه افتادند و هنوز هم نمی‌دانند کدام عضو کدام حزب، از کدام کاندیدا حمایت کرده است .

اصلاح‌طلبان دارند از راه می‌رسند. پر ابهام! یکی یکی …نقد می‌فرمایند جنبش سبز را! پیشاپیش شکست را پذیرفته‌اند! گویی از نقد اصلاح‌طلبان پرداخته‌اند و جوابی یافته‌اند که سراغ جنبش سبز را هم می‌گیرند. در شکست ۸۴ مانده‌اند  به پیروزی ۸۸ هم رحم نمی‌کنند! جنبش سبز را به بازی گرفته‌اند . دارند می‌شکنند صف‌های جنبش را! دارند به خون نداها و سهراب‌ها خیانت می‌کنند .

اصلاح طلبان دارند جنبش سبز را استحاله می‌کنند. اصلاح طلبانی این چنین بانیان تفرقه‌اند، در جنبش سبز، کاش عطایشان را به لقایشان ببخشند و هم چنان به تماشاگری مشغول باشند.

اژدهايي خرس را در ميكشيد                    شيرمردي رفت و فريادش رسيد
خرس هم از اژدها چون وارهيد                  وان كرم زان مرد مردانه بديد
چون سگ اصحاب كهف آن خرس زار           شد ملازم از پي آن بردبار
آن مسلمان سر نهاد از خستگي               خرس حارس گشت از دلبستگي
شخص خفت و خرس ميراندش مگس         وز ستيز آمد مگس زو باز پس
چند بارش راند از روي جوان                       آن مگس پس باز ميامد دوان
خشمگين شد با مگس خرس و برفت         برگرفت از كوه سنگي سخت زفت
سنگ آورد و مگس را ديد باز                      بر رخ خفته گرفته جاي ساز
برگرفت آن آسيا سنگ و بزد                       بر مگس ، تا آن مگس واپس خزد
سنگ روي خفته را خشخاش كرد              وين مثل بر جمله عالم فاش كرد
مهر ابله مهر خرس آمد يقين                     كين او مهر است و مهر اوست كين

اصلاح طلبان دارند از راه می‌رسند …نفوس مرده می‌فروشند و دموکراسی کاغذی تمرین می‌کنند …

* «اصلاح طلبان»  با اصلاحات و مشی اصلاح طلبی و حجاریان و عبدی و خاتمی و موسوی یکی نیستند. منظور کسانی است که به هر دلیل، دارند از دیگران در جنبش تبری می‌جویند و بانی تفرقه می‌شوند. منظور کسانی است که دارند جنبش سبز را به پروژه‌ی اصلاح طلبان تقلیل می‌دهند. منظور کسانی است که تکلیفشان با خودشان هم مشخص نیست. منظور کسانی است که موسوی و نبوی و تاج‌زاده و زیدآبادی را تنها گذاشته‌اند. منظور کسانی است که از حکم محاربه برای دکتر ملکی بی‌خبرند و منظور کسانی است که فیلم کشته شدن ندا را ندیده‌اند!

منبع : خونویس نویسنده : سارا زرتشت

دسته‌ها:پیام سبز

احتمال فرار محمد رضا رحیمی

مارس 9, 2010 9 دیدگاه

در حالی که  دو روز پیش ،  تحلیل خبری این  وبلاگ در خصوص  محمد رضا رحیمی و نقش او در اختلاس های اقتصادی اخیر  منتشر شد ، امروز سایت های آفتاب نیوز ، جهان نیوز ، شفاف ، خبر آنلاین و… به این موضوع  پرداخته اند و جملگی بر نقش احتمالی محمد رضا رحیمی در این خصوص  اشاره کرده اند . با توجه به نقش سایت های پارلمان نیوز و جهان نیوز در افشاگری های قبلی علیه مقام  عالی رتبه دولتی  و رئیس بالقوه ی هیات دولت ، همه ی   شواهد حکایت از به پایان رسیدن عمر سیاسی این مقام دولتی  است .

بهانه ی اصلی این یادداشت ،  جلب توجه ی مقاما ت مسئول  در قوه ی قضائیه علی الخصوص دادستان و رئیس قوه ی قضائیه به این نکته است که با توجه به سوابق رفتاری این فرد  و عدم پای بندی  او به اصول اخلاقی و وجهه ی ملی جمهوری اسلامی ایران  ، احتمال فرار نامبرده دور از ذهن نیست . این احتمال ،   با توجه به تحرکاتی که  توسط بستگان درجه اول نامبرده  مشاهده شده است  ، شدت گرفته است .   ضروری است قوه ی قضائیه   تهمیدات لازم را در این خصوص اعمال نماید ، اگرنه فرار نامبرده می تواند شائبه ی هر گونه تبانی را دامن بزند .

لازم به یادآوی است که  پیش تر در همین وبلاگ با استناد به بیش از  100 منبع مستند رسمی وگواهی  شواهد محلی در شهرستان محل سکونت ایشان ، گزارش مفصلی در خصوص تخلفات احتمالی   نامبرده  درج شده است که می تواند مورد استفاده مقامات قضایی قرار گیرد . محض اطلاع نامبرده ، به سبب مسائل اخلاقی  سالهاست توسط مادر خود  عاق شده اند و تحقیق  در خصوص علت آن می تواند راهگشای  ریشه کن کردن یکی از باندهای محلی مواد مخدر  باشد … تابعد

.

* صادق لاریجانی

تا کنون در قوه ی قضائیه

خوب درخشیده است !

آیا محمد رضا رحیمی قربانی بعدی است ؟

مارس 7, 2010 27 دیدگاه

جدید: این مدرک مهم را حتما را ببینید

1. پارلمان‌نیوز: رئیس قوه قضاییه با اشاره به شناسایی و دستگیری اعضای یک باند بزرگ مفاسد اقتصادی در یکی از شرکت‌های دولتی گفت در چند ماه اخیر یک باند بزرگ مفاسد اقتصادی در یکی از شرکت‌های دولتی شناسایی شده که افراد این باند توانسته‌اند با جعل اسناد دولتی و قضایی، میلیاردها تومان به حقوق مردم و بیت‌المال خسارت وارد کنند.لاریجانی با قدردانی از سازمان بازرسی کل کشور و مرکز حفاظت و اطلاعات قوه قضاییه برای شناسایی این باند مفسد اقتصادی افزود: این پرونده در مراحل اولیه دادرسی قرار دارد و به علت اینکه پرونده در مرحله رسیدگی مقدماتی است و مراحل نهایی طی‌ نشده است، به لحاظ قانونی نام بردن از شرکت مورد اختلاس و اعلام اسامی افراد ممنوع است.

2. پارلمان نیوز : با روی کار آمدن دولت دکتر احمدی‌نژاد که با شعار عدالت محوری و مبارزه با فساد بود امیدها در مقابله با مفاسد اقتصادی بیشتر شد، اما اخیرا اخباری مبنی بر فساد مالی و اختلاس به گوش می‌رسد که  گویا یکی از نزدیکان جناب آقای رئیس‌جمهور نیز در این قضیه دست داشته است.بدون آنکه خدایی ناکرده قصد متهم کردن فردی را داشته باشیم، اما از جناب آقای محمدرضا رحیمی، معاون اول رئیس‌جمهور و سخنگوی محترم دولت می‌خواهیم که به این سئوالات صریح و شفاف پاسخ دهد تا اگر شائبه‌ها و حرف و حدیت‌ها غلط است سریع‌تر برطرف و اصلاح شود.جناب آقای رحیمی بسیار شایسته و البته لازم است طبق فرمایشات موکد رهبر معظم انقلاب در مورد مبارزه با مفاسد اقتصادی توضیح دهند که چرا از ایشان در پرونده مربوط به «ج. ع» و آقای «م» از مسئولان استانداری تهران که اکنون در بازداشت به سر می‌برد و پرونده این دو نفر که به اتهام‌هایی همچون سوء استفاده مالی و جعل امضاء در قوه قضائیه مفتوح می‌باشد نام برده شده است؟  آیا آقای معاون اول اساسا ارتباطی با این دو نفر داشته است یا خیر؟ و آیا با این افراد در موارد اتهامی همکاری داشته است یا خیر؟

3.سایت الف : جناب محمد رضا رحیمی ، لابد اطلاع داريد آقايان جابر عبدالي، حمزه نويس و مسعودي در چه شرايطي هستند. از اينكه تا به حال چه گفته‌اند بنده بي اطلاعم، لكن بعنوان نماينده مردم شريف ايران انتظار دارم توضيح بفرمائيد كه چكهاي چند ميليارد توماني و چند صد ميليون توماني كه به حساب شما واريز شده است از چه حسابهايي و مربوط به چه افرادي است؟ لازم به توضيح است كه در مذاكره‌اي كه با آقاي آقا محمدي داشتم. در جريان انتخابات مجلس هشتم توسط آقاي «جابرعبدالي» پولهايي را بين نامزدهاي مجلس توزيع كرده‌ايد. آيا ممكن است نسبت به منشاء اين پولها توضيح بفرمائيد تا بعنوان نماينده مردم شريف ايران بتوانم موكلينم را درجريان اين امر قرار دهم؟..

4. جهان نیوز : رد پای یک مسوول در باند فسادبیمه ای کرج دیده می شود که البته این تخلف و سوء استفاده، از چشم تیزیبن نهادهای نظارتی در امان نبوده است. به گزارش جهان یک چهره جنجالی و مسوول که دارای اتهامات متعدد فساد مالی و سیاسی است و در حال حاضر دارای مسئولیت است، متهم به همکارای و شراکت با یک باند فساد مالی در بیمه شهرستان کرج است. در همین راستا نقش و تخلف رئیس این بیمه در شهرستان کرج بررسی و جرم وی محرز و دستگیر شده است.فعالیت این جریان فساد به این نحو بوده است که پرونده های مختومه را یکبار دیگر به جریان می انداختند  و دوباره برای آنها حکم صادر کرده و پول آنرا خودشان برداشت می کردند و با همین شگرد بیش از 7 میلیارد تومان اختلاس کردند. گفته می شود پرونده این فرد مسوول نیز در همین جریان در نهادهای نظارتی در حال رسیدگی است.این مقام مسوول دارای تخلفات سیاسی و مالی دیگری نیز می باشد که پس از رسیدگی دادگاه و صدرو حکم ،نام وی افشا می شود.پیش از این برخی رسانه ها و تعدادی از نمایندگان مجلس نسبت به تخلفات این مقام مسوول به افشاگری پرداخته بودند.

5. مردمسالاری : محمد رضا رحيمي در ديوان محاسبات کشور ، يکي از مسوولان اخراج شده شرکت بيمه ايران را که با توصيه يک نهاد امنيتي اخراج شده بود، به عنوان بازرس همان شرکت بيمه تعيين کرد. در نتيجه گزارشي که به دست احمدي نژاد رسيد، حاوي اطلاعات غلطي درباره اين شرکت بود که باعث شد تا وي دستور برکناري مديرعامل و تمام اعضاي شرکت بيمه ايران را بدهد. در حالي که بسياري از اتهاماتي که از سوي اين بازرس وارد شده بود، مربوط به مديرعامل سابق يا اسبق اين موسسه بود. اين موضوع سبب ناراحتي شديد داود دانش جعفري وزير معزول اقتصاد و دارايي دولت نهم شد و گفته مي شد که همان زمان دانش جعفري خواستار کناره گيري از اين سمت شده است . اما رئيس جمهور نيز بعدا درصدد جبران اشتباه خود برآمد و برخي اعضاي برکنار شده را به کار بازگرداند …

6.روزنامه سرمايه: محمدرضا رحيمي در حالي اين روزها به عنوان معاون اول احمدي نژاد از سوي رئيس دولت انتخاب شده كه هنوز برخي از نمايندگان مجلس با پيگيري شكايت خود از اين معاون دولت بر اين اعتقاد هستند كه تخلفات وي در فساد مالي سر به فلك كشيده و تمامي اسناد آن هم موجود است.شكايت احمد توكلي، الياس نادران و عليرضا زاكاني سه نماينده اصولگراي مجلس از معاون اول احمدي نژاد در شرايطي تقديم كميسيون اصل نود شده كه نادران درباره شكايتش از رحيمي و ارائه مداركي عليه او به مراجع قانوني سخن مي گفت و در واكنش به اين جمله كه «دولت را تضعيف نكنيد»، گفت: «كسي كه فساد مالي در حد شهرام جزايري دارد، نمي تواند پرچمدار مبارزه با فساد مالي باشد.»

7.شهروند امروز : علی كردان، البته به غیر از محمود احمدی‌نژاد، دو حامی مهم دیگر نیز دارد كه در برخی از محافل سیاسی – اقتصادی از آن سه نفر به «حلقه كرج» یاد می‌كنند. كردان، رحیمی و جهرمی سه عضو بلندپایه كابینه محمود احمدی‌نژاد هستند كه مدت آشنایی آنها، به سال‌ها قبل از دولت نهم باز می‌گردد، زمانی كه هر سه در كنار محمود احمدی‌نژاد از جمله كارگزاران دولت دوم هاشمی رفسنجانی بودند. محمود احمدی‌نژاد استاندار اردبیل، محمد (علینقی) جهرمی استاندار فارس، محمدرضا رحیمی استاندار كردستان و علی كردان فرماندار گنبدكاووس بود.

8. جرس : رحیمی مشاور محمد یزدی  رئیس قوه قضائیه و عضو  شورای نگهبان شد  تا به تهران باز گردد . اتهامات رحیمی در مرکز از قوه قضائیه آغاز می شود .  رفت و آمد های  محمد رضا رحیمی به یکی از مراکز  تحت ِ نظارت محمد یزدی و فرزندش و وساطت های اوبرای  محکومین و متهمین ِ  و هم چنین کاندیداهای رد صلاحیت شده در شورای نگهبان، از  حجم  اتهام های فراوان و سنگینی حکایت می کند که  روزگاری محمد رضا رحیمی باید پاسخگوی آن باشد .

9. فرارو منابع مطلع روز یکشنبه به خبرنگار فرارو گفتند که محمد رضا رحیمی به دو اتهام «تحصیل مال نامشروع» و «تصرف غیرمجاز در اموال دولتی» از سوی شعبه 1057 دادگاه عمومی جزایی تهران تحت تعقیب قرار گرفته است.در پی گشوده شدن این پرونده اتهامی علیه معاون حقوقی و پارلمانی در شعبه 1057، چندی پیش قاضی «مولایی» ، محمد رضا رحیمی را جهت حضور در دادگاه کتبا احضار کرده اما وی وقعی بدان ننهاده است.  به گزارش منابع فرارو، در صورتی که رحیمی مجددا در مهلت مقرر از حضور در دادگاه خودداری نماید، دستور جلب وی صادر خواهد شد.

..

10 . آیا رحیمی کیت ، ماجرای بعدی است ؟ آیا  زمان قربانی شدن محمد رضا رحیمی هم فرا رسیده است ؟

آیا قطعات این پازل  درست چیده شده اند  ؟

.

.

تکمیلی مهم : یک روز پس از  درج این گمانه زنی در وبلاگ زبان سبز ، امروز پارلمان نیوز خبر مهم زیر را منتشر کرد :

پارلمان‌نیوز: در پی اعلام کشف شبکه بزرگ فساد مالی در یکی از شرکت‌های دولتی توسط رئیس قوه قضائیه، اطلاعات جدیدی از این شبکه که به گفته آیت‌الله لاریجانی تنها یکی از اعضای این باند 11 نفره به شش میلیارد تومان اختلاس اعتراف کرده، بدست آمد. به گزارش خبرنگار پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، یک مقام ارشد دولتی در راس این شبکه اختلاس بزرگ میلیاردی قرار دارد و علاوه بر این مقام عالی‌رتبه، مدیر یک شرکت بیمه‌ای و تعدادی از مدیران و کارکنان دولتی حضور دارند.بر اساس گزارش‌های دریافتی تلاش‌هایی در جریان است تا با موافقت مقامات مافوق، این مسئول کناره‌گیری کرده تا مقدمات بررسی پرونده فراهم شود.گفته می شود این شبکه با اختلاس میلیاردها تومان منابع پولی کشور آنرا در برخی پروژه‌ها و در بین برخی افراد هزینه نموده‌اند.

و پس از 2  امروز :

آفتاب: دیروز در خبری که در آفتاب نیز منتشر شده بود، یک شرکت بیمه‌ای در معرض اتهام اختلاسی بزرگ قرار گرفته‌اند. امروز اخبار تکمیلی در این مورد به خوانندگان عرضه می‏شود. برخی از سایت‏ها از نقش یک مقام ارشد دولتی در این فساد مالی بزرگ خبر داده‏اند.   دیروز رییس قوه قضاییه از شناسایی و دستگیری یک باند بزرگ مفاسد اقتصادی در یکی از شرکت‌های دولتی خبر داد و گفت: افراد این باند توانسته‌اند با جعل اسناد دولتی و قضایی، میلیاردها تومان به حقوق مردم و بیت‌المال خسارت وارد کنند که فقط اختلاس یک نفر از آنان ۶ میلیارد تومان است. گفته شده است که یک مقام ارشد دولتی در راس این شبکه اختلاس بزرگ میلیاردی قرار دارد و علاوه بر این مقام عالی‌رتبه، مدیر یک شرکت بیمه‌ای و تعدادی از مدیران و کارکنان دولتی حضور دارند. بر اساس گزارش‌های دریافتی تلاش‌هایی در جریان است تا با موافقت مقامات مافوق، این مسئول کناره‌گیری کرده تا مقدمات بررسی پرونده فراهم شود. در عین حال، گفته می‏شود این شبکه با اختلاس میلیاردها تومان منابع پولی کشور آن را در برخی پروژه‌ها و در بین برخی افراد هزینه نموده‌اند.
همچنین چندی پیش سایت فرارو از اقدامات الیاس نادران نمانیده مجلس در خصوص محمدرضا رحیمی خبر داده بود و نامه‌ای را منتشر کرده بود که در آن علاوه بر مبهم بودن مدرک دکترای رحیمی، برخی مسائل مالی نیز مورد پرسش قرار گرفته بود. هنوز روشن نیست که این خبرها با هم ارتباط دارند یا خیر. خبرنگار ما در تلاش است تا جزئیات بیشتری از این اخبار به دست آورد.

شفاف ـ گروه تفسیر : همزمان با اظهارات آیت ا… آملی لاریجانی رئیس قوه قضائیه مبنی بر شناسایی یک باند اختلاس و فساد اقتصادی در یک شرکت دولتی ، افکار عمومی و رسانه ها به شدت نسبت به این خبر حساس شده اند و هر روز اخبار متفاوتی در این باره منتشر می شود .

جهان نیوز :به گزارش جهان، خبرکشف یک باند بزرگ مفاسد اقتصادی در یکی از شرکتهای دولتی، بارقه های امید را برای احقاق منویات رهبری و خواست ملت شریف ایران در مبارزه با مفاسد اقتصادی در کشور ایجاد نموده است.با این حال اخبار نگران کننده ای از سنگ اندازی برخی ارکان قدرت در راه این جهاد عظیم به گوش می رسد.شنیده ها حاکی از آنست که تا کنون تمام اعضای این باند به غیر از یک نفر دستگیر شده اند و پرونده اشان بدون هیچ ملاحظه ای در حال بررسی است. اما ظاهراً احضار یک مقام دولتی با مشکل مواجه شده است که بررسی و رسیدگی به پرونده وی برای پیشرفت این حرکت قاطع نکته ابهامی باقی گذاشته است.

و پس از 3  امروز :

کلمه:۲۱۶  تن از نمایندگان در نامه‌ای به رئیس قوه قضاییه با اشاره به دستگیری باند فساد اقتصادی تاکید کردند که این شبکه فساد منحصر به یک شرکت دولتی نیست.به گزارش ایلنا، حسن غفوری‌فرد نامه ۲۱۶ تن از نمایندگان به صادق آملی لاریجانی ریاست قوه قضائیه را قرائت کرد، متن این نامه به شرح ذیر است:خبر مهم دستگیری اعضا یک باند فساد اقتصادی بزرگ در ارتباط با شرکت دولتی از این جهت موجب صورت گردید که از عزم قوه قضائیه در مقابله با فساد اقتصادی حکایت دارد. در این زمینه ضمن تقدیر توجه جنابعالی را به دو نکته جلب می‌نماید:۱) مجلس، قوه قضائیه و دولت باید تلاش نمایند زمینه‌های قانونی و خلاءهای اجرایی و نظارتی در مقابل فساد اقتصادی مرتفع گردد.۲) براساس اطلاعات واصله شبکه فساد منحصر به یک شرکت دولتی نیست و لازم است این اقدام مبارک تا تعیین تکلیف کامل کل فساد شبکه ادامه یابد انتظار از حضرت عالی و دستگاه قضایی کشور این است که ضعیف‌کشی نگردد و کسی خود را شهروند درجه یک تلقی نکند بلکه تمامی افراد در هر سمتی که هستند و خدایی‌ناکرده دست در اموال عمومی برده‌اند مورد تعقیب قرار گیرند.مضاعف بر آن به قرار اطلاع برخی افراد با مسوولیت‌های بالای اجرایی نقش موثرتری از اعضای بازداشت‌شده در این پرونده‌ها داشته‌اند.

و این هم  کشف یک مدرک مستند و راز نهفته در یک خبر ( 4 روز بعد )

محمد رضا رحیمی