خانه > پیام سبز > براي سعيد شريعتي : روز مبادا ، ديروز بود

براي سعيد شريعتي : روز مبادا ، ديروز بود

منبع : جرس ، نويسنده :سارا زرتشت

شايد ، مصاحبه هاي اجباري  و اعترافات بيرون از زندان و تغيير در مواضع عقيدتي و سياسي ، از بركات نوآوري و اصلاح الگو در اعتراف هاي سنتي است ؛  اما مصاحبه ي سعيد شريعتي با سايت پارلمان نيوز را بايد  ، فراتر از اين الگو ها ديد  و به آن پرداخت . حجم اطلاعات صحيح * و فراز و فرود جملات و استدلال هاي منطقي ،  در اين مصاحبه از يك طرف و نشانه هاي بازگشت به  پروژه ي اصلاحات  و فعال شدن اصلاح طلبان دوم خردادي  از طرف ديگر،   نشان مي دهد كه  اين مصاحبه و ديدگاههاي مندرج در آن را بايد جدي گرفت  . بخصوص كه ناشر و باني آن تريبون منتقد و اصلاح طلب مجلس است و راوي  آن يكي از اسيران خواندني  جنبش  سبز .

آن گونه كه  من فهميده ام ، سعيد شريعتي در اين مصاحبه :

با دسته بندي اصلاحات به دو شيوه ي پارلمانتيستي و نافرماني مدني ،   از اصلاحات به  شيوه ي پارلمانتيستي دفاع كرده است و  اصلاحات به شيوه ي مقاومت مدني ( يا نافرماني مدني ) را  بلا هدف و بلانتيجه دانسته است ودر اين ميان قرائت خاتمي از اصلاحات  قرائت ممكن و مطلوبي   است كه  به نسبت همه ي جناح ها ، بيشترين طرفدار را دارد  . او تقلب و براندازي در انتخابات اخير را قبول ندارد و لذا تحليل هاي مبتني براين دو گزينه را تحليل هاي اكستريمم از وقايع اخير مي خواند و هر دو را مردود مي شمارد  و به سان لبه ي دو قيچي مي داند كه  تحليل ميانه و  اصلي نظام را هدف قرار داده اند .  سعيد شريعتي ، تحليل ميانه را  تحليلي  مبتني  يك دعواي خانوادگي و يك  وزن کشی سیاسی بین دو کلونی قدرت در ایران  مي خواند  و  حاضر است با  دلیل و تحلیل  ثابت کند ، كه نه براندازي بوده است و نه  كودتا و به همين خاطر  معتقد است  حتی اگر« نشانه‌های کافی» برای این نداریم باید این تحلیل را به هر شكل ممكن تقویت کنیم و نسبت به آن دو تحلیل كاملا متعارض تفوق ببخشیم.

براستي ؛  اگر در متن اين تحليل ،  تناقضات  آشكاري وجود نداشت و  گزاره هاي اين تحليل  اندكي با هم  سر سازش داشتند و  دستگاه  ناسازگار و خطرناكي را تشكيل نمي دادند ،  شايد مي شد  با  احترام به شهود ِ  «  سعيد »   و عليرغم نبود « نشانه هاي كافي »  ، آن را تقويت كرد و تفوق بخشيد و  يا حداقل براي اطمينان سازي تا «روز مبادا» در مقابل آن سكوت كرد. از طرفي اصرار بر  پروژه ي اصلاح طلبي پارلمانتيستي  با اين  قرائت ،  به عنوان يك استراتژي  درعمل ممكن است  دستاورد هاي جنبش سبز را هم مستهلك كند  و حتي  تاكتيكي بودن اين گونه  تحليل ها هم ممكن است ماند  شمشير دولبه  نا اميدي را  به بدنه ي جنبش سبز القا كند و راه سبز اميد  را دشوارتر سازد   .

چند پاراگراف  اصلي از اين مصاحبه ، گوشه هايي از اين« ناسازگاري»  را نمايش مي دهد :

» ابتدای شکل‌گیری اندیشه اصلاحات در ایران یعنی از سال 76 و حتی قبل از آن… بحث دو قرائت از  اصلاحات سیاسی در ایران بود.یکی اصلاحاتی که نماد و سخنگوی آن خاتمی بوده است که من از آن به عنوان اصلاحات پارلمانتاریستی یاد می‌کنم یعنی با استفاده از ظرفیت‌های رقابت‌های سیاسی درون قانون اساسی و چارچوب‌هایی که در ذیل انتخابات می‌گنجد و مدل دیگر اصلاحات از طریق شیوه‌های مقاومت مدنی بوده است. «

«من به عنوان یکی از افرادی که در متن اخبار و اطلاعات جناح اصلاحات بودم به اندازه کافی اطلاعات دارم که با دلیل و تحلیل این ماجرا را ثابت کنم  كه نه براندازی بوده نه کودتا، یک دعوای خانوادگی بوده که کش پیدا کرده، یک وزن کشی سیاسی بوده بین دو کلونی قدرت در ایران، ممکن است بعدا این زخم سر باز کرده و بیگانه در این زخم عفونت ایجاد کرده و از آن سوءاستفاده کرده باشد اما من نه براندازی و نه کودتا را قبول ندارم، کودتا به معنی تقلب را قبول ندارم.اصراری هم ندارم که کسی را قانع کنم؛ نظر شخصی من را می پرسید می گویم تقلب نشده است و اصراری ندارم شما بگوئید تقلب شده یا نشده. «

«علي رغم آنکه همه بهتان‌ها و تهمت‌ها و فشارها به آقای خاتمی از سوی دو طرف یعنی هم طرفداران اصلاحات مقاومت  مدنی و هم طرفداران اقتدارگرایی وارد می‌شود ولی باز هم مدل اصلاح‌طلبی آقای خاتمی هنوز بیش از همه جناح‌های دیگر طرفدار دارد و هنوز هم اگر ظرفیت‌ها  اقتضا بکند که ما بتوانیم سازماندهی سیاسی بکنیم اصلاح‌طلبی مدل آقای خاتمی یعنی اصلاح‌طلبی پارلمانتاریستی گزینه معقول، کم‌هزینه و البته زمان‌بر برای پیشبرد اهداف اصلاحی در کشور است «

» من الان معتقدم به دلایل مختلف می‌شود ثابت کرد که ظرفیت‌های اصلاح‌طلبی به شیوه مقاومت مدنی در ایران ظرفیت‌های کور و بلاهدف و بلانتیجه است و هزینه سیاسی بالایی را به جامعه سیاسی ایران تحمیل می‌کند و نتیجه‌ای جز تبعید شدن یک عده، زندان شدن یک عده، منغفل شدن یک عده و افزایش سطح انتظارات توده مردم و و از آن سو سرخوردگی و یاس اجتماعی این ماحصل تفوه و دست یازیدن به ادعای اصلاحات به شیوه‌های مقاومت مدنی است «

اما ؛ نمي توان پذيرفت كه « مدل اصلاح طلبي  آقاي خاتمي بيشترين طرفدار را داشته باشد »  اما  در انتخابات 22 خرداد ، 25 ميليون نفر ( و از قضا بيشترين تعداد در تاريخ ايران )  به آن نه بگويند  و « تقلبي هم صورت نگرفته باشد » . واضح است كه  يكي از اين  دو  مدعا بايد به نفع ديگري  ميدان را خالي كند  .

ويا وقتي گفته مي شود » اگر« ظرفيت ها»  اقتضا بكند كه ما بتوانيم سازماندهي سياسي بكنيم  ، اصلاح طلبي مدل آقاي خاتمي  يعني اصلاح طلبي پارلمانتيستي ، گزينه معقول ، كم هزينه و البته زمانبري است « و از طرفي گفته مي شود » ظرفیت‌های اصلاح‌طلبی به شیوه مقاومت مدنی در ایران ظرفیت‌های کور و بلاهدف و بلانتیجه است و هزینه سیاسی بالایی را به جامعه سیاسی ایران تحمیل می‌کند»  ، يك بار  اصلاحات به شيوه ي    مقاومت مدني در «عرض»  اصلاحات  به شيوه ي پارلماني  آمده است   و يك بار در« طول» آن  و احتساب هزينه هاي  اين دو شيوه ي اصلاح ، به حساب ديگري نوشته شده است . اساسا« ايجاد ظرفيت»  همان «هزينه» اي است كه نافرماني مدني پرداخت مي كند تا اصلاحات پارلمانتيستي از آن « فايده»  بگيرد.( نكته ي عجيبي كه در اين مصاحبه ديده مي شود و از كسي چون سعيد شريعتي ، بعيد مي نمايد آن است كه  به كرات نافرماني مدني را در مقابل قانون و قانون اساسي   قرار مي دهد ، حال آن كه يكي از اركان اصلي نافرماني كه مورد اجماع صاحب نظران سياسي است ، تسليم بودن به قانون و پذيرش  قانون اساسي است . در نافرماني مدني تعدي از قانوني خاص تنها  به قصد  فشار به مجري قانون براي تغيير رفتار و يا اصلاح قانون است  و  آن هم محدود به اخلاق و وجدان و مشروط به نفي خشونت  و مضبوط به مسئوليت پذيري  و اگر و اماهاي ديگر . )

جدا از غيبت واقعيتي « جنبش سبز » در اين تحليل ،  تناقض هايي از اين دست در اين  تحليل  كم نيستند و شايد همين  تناقضات است  كه   سعيد شريعتي  را به دادن مجوز براي تاسيس تلويزيون  توسط موسوي و كروبي  اميدوار كرده است ! مجوزي كه هم  اصلاحات پارلمانتيستي به آن محتاج است و هم از قويترين ابزار جنگ نرم براي براندازي محسوب مي شود و  از قضا تنها راهكاري كه براي تامين اين « پيش شرط مهم »   وجود دارد ، همان  «مقاومت مدني» است . همان پيش شرط مهمي كه  سالها قبل توسط  « سبزها » طلبيده شده بود …

* البته  نتايج غريب و بخش هايي از اين مصاحبه به حساب بي دقتي مصاحبه شونده  و يا ناسازگاري متن  گذاشته شده اند و مطلقا محل قضاوت اخلاقي و يا سياسي قرار نگرفته اند . مانند: … من فکر می کنم در تجربه 9 ماه گذشته نشان داد که اگر در 25 خرداد حضور میلیونی مردم با تدبیر به فرصت تبدیل می‌شد به آگاهی سازمان یافته سیاسی تبدیل می‌شد یعنی سازمان‌هایی پیدا می شدند که با استفاده از آن ظرفیت؛ بلد بودند چگونه از این فرصت و قدرت برای چانه‌زنی استفاده کنند،30 خرداد اتفاق نمی‌افتاد، 7 تیر اتفاق نمی‌افتاد، 13 آبان اتفاق نمی‌افتاد،  ندا آقا سلطان کشته نمی‌شد.سهراب اعرابی کشته نمی شد و… کشور در این نقطه قرار نمی گرفت….

منبع : جرس ، نويسنده :سارا زرتشت

Advertisements
  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: