خانه > پیام سبز > آقای خامنه ای ، ولایت شما را می پذیرم ! اگر …

آقای خامنه ای ، ولایت شما را می پذیرم ! اگر …

رهبری جمهوری اسلامی ایران ؛ آقای خامنه ای  !

سلام ؛

وقت تنگ است . دولت فعلی ، توان  کنترل اوضاع جامعه  را ندارد . سپاه فعلی نمی تواند  امنیت داخلی کشور را تامین کند . قوه ی مقننه ی فعلی از نظارت بر دولت و سپاه عاجز است و قوه ی قضائیه فعلی ،  قادرنیست استقلال خود را حفظ کند . یعنی از ارکان  حکومت ، شما یکی مانده اید و حوزه های قدرتی که از قانون اساسی گرفته اید . مطابق قانون اساسی شما مسئول اید و مطابق قانون اساسی شما اختیارش را دارید . اگر می خواهید ایران را حفظ کنید ، عطای دولت را به لقایش ببخشید . به سپاه بگوئید همان سپاه باقی بماند و دست از  سیاه بازی بردارد . قوه ی مقننه را  آزاد بگذارید تا احمدی نژاد را بردارد و به قوه ی قضائیه بگوئید از خودش عفونت زدایی کنند .

آقای خامنه ای !

پیشنهاد اول برای حفظ  ایران  بود ؛  یک مُسَـکِــن برای جلوگیری از فروپاشی .  اما پیشنهاد دوم برای دوام  حکومت و  مشروعیت آن است . حکومت و مردم یکی نیستند ؛  این را همه می دانند . شما هم  این پنبه را از گوشتان بیرون بیاورید و مطمئن باشید این « یکی نبودن » خاصیت ِحکومت است  نه عیبِ آن . به عملکرد کسی هم بستگی ندارد  ، حتی شما .  پس نگران نباشید . پیشنهاد دوم این است ، به عنوان سردار حکومت ،  باید با مردم آشتی کنید .  به زبان دینی ، یعنی لازم است  دامنه ی ولایت را به ولایت همه ی مردم گسترش دهید . میدانید که ولایت پیش شرطِ ولایت امر است و نمی شود ولی کسی نبود و و از او توقع ولایت امر داشت. این پیشنهاد به سادگی عملی می شود ، اگر و فقط اگر ! از موسوی و کروبی و خاتمی دلجویی کنید  و آنها را به مشارکت گسترده در فضای سیاسی جامعه فرابخوانید . شما بهتر از من می دانید در میان سبزها آدم دلسوز و عاقل و باتجربه و با گذشت ، تا بخواهی وجود دارد . انتخابات مجلس نهم در راه است . این فرصت را از دست ندهید که اگر بدهید ، شرط می بندم در هیچ انتخابات دیگری شرکت نخواهید داشت !

آقای خامنه ای ،

من نمیدانم چگونه حاضر شدید ولایت امر را با آن اختیارات دهشتناک در قانون اساسی بپذیرید . مخصوصاً که می دانستید « چه باری را می خواهند بر دوش شما بگذارند »  و « به هر حال مخالف بودید » . حالا که بپذیرفته اید  و کار از کار گذشته است . پس  مسئولیت دارید به وظیفه ی قانونی خود عمل کنید  و کشور را از فروپاشی برهانید .  کارآمدی حکومت فعلی  و مشروعیتِ  نظام جمهوری اسلامی به شدت مخدوش شده است و هرروز مخدوش تر می شود  . برایتان نمونه نمی آورم ؛ اگر ادعاهای مرا باور ندارید به مجمع تشخیص مصلحت نظام که قانون اساسی  آن را برای چنین روزهایی پیش بینی کرده است و مشاور  رسمی و قانونی شماست بگوئید ، برایتان جلسه ای ترتیب دهد و سخنان واقعی کارشناسان  واقعی را بشنوید . کارشناسانی که در اضطراب فروپاشی ایران زمین هر روز کمتر می شوند و  از حکومت دورتر می روند و در هر فرصتی  از دامنِ سرزمین مادری فرار می کنند .

راستی  آقای خامنه ای !

می دانم به « مقام معظم رهبری ، حضرت آیت الله العظمی خامنه ای »  شنیدن عادتِ تان داده اند . اما مطمئن باشید  اگر من شما را با همین اسم واقعی و کوتاهتان خوانده ام ، غرضی ندارم . شما که اهل مطالعه اید بهتر می دانید  روزگار زیاد نوشتن  بسرآمده است و حجم نوشته ها  و داده ها خیلی بیشتر شده اند.  میان این حجم اطلاعات ،  نوشته های کوتاه هم خواندتی تر اند . یعنی برای آن که  زنده بمانیم و شنیده شویم ، باید  کوتاه و کوچک بمانیم . به عبارتی ، در حافظه های اطلاعاتی این روزگار این اسم بلند ،  چهل پنجاه بایت جا  می خواهد  و همان « خامنه ای» ، تنها هشت بایت و  این صرفه جویی در حافظه ، شرعاً  جایز به نظر می رسد  و  حکماً واجب است . من هم شما را آقای خامنه ای می خوانم چون کوتاه تر است و زودتر می شنوید . خیالتان راحت باشد . نه عامل صهیونیست ام نه غافل ام و نه فریب خورده و نه اهل فتنه . نشان به این نشان که اگر قدمی برای ایران بردارید و سهمی از آنچه گفتم بپذیرید حاضرم تا پایان عمر در ولایت عهد شما باقی بمانم و تمام داشته ام را ، « آزادی ام » را  به پایتان قربانی کنم .

اگرنـه ؛  دنیا فراغ است و آدمی زاده ام و خداوند مرا آزاد آفریده است .حاشا و کلا که  شما ولی امر من  نیستید که هیچ ؛ میان من و تو ولایتی باقی نمی ماند .

پیشنهادم را تکرار می کنم ، آقای خامنه  ای

مشکل مشروعیت و کارآمدی است .راه حل آن مذاکره ی شما با سبز هاست . محضِ اطمینان ،  بازوی مشورتی خود ، را فعال کنید . حُجت بر شما تمام است . صدای ملت را بشنوید . دیر می شود به خدا !

درود خداوند بر کسی که حرف حق را می شنود و از آن پیروی می کند .

نویسنده : سارا زرتشت ، منبع : جرس

Advertisements
دسته‌ها:پیام سبز
  1. اکتبر 4, 2010 در 12:51 ب.ظ.

    سارا جان

    ممنون از نامه پر مهرتان. سارا جان من نه صدای ملت را میشنوم و نه آنطور که شما گفتید دیر میشود…. به خدا دیر نمیشود….

    مردم ایران بیچاره تر و احمق تر و ناتوان تر از آن هستند که چیزی بشود………یا به قول شما دیر بشود.

  2. آوندان
    اکتبر 4, 2010 در 10:31 ب.ظ.

    سارا عزیز
    از اینکه تمنا کنیم که با ما حرف بزنند خود پیش شرط ها و قدرت چانه زنی ما را در مذاکره تضعیف می کند و نشانه نقض غرض است.
    هر چند من به لزوم مذاکره واقفم اما نه اینکه برای مذاکره التماس کنیم!
    مثل همان حکایت مذاکره ایران و آمریکا
    اگر یک طرف خواهشش معطوف به مذاکره باشد و این خواهش را از موضع ضعف اعلان کند آنچه بدیهی بوده گریز از مذاکره می باشد.
    یعنی به نظر من خواهش به مذاکره خود پس زدن مذاکره است.
    دو طرف باید به جایی برسند که به راه حل مذاکره ایمان داشته باشند.
    مثل همان حکایت بازی است که جایی از قول شما درباره اش خواندم
    شما با التماس که نمی توانید کسی را به بازی دعوت کنید!
    پیامد هایش را خود شما بهتر از من می توانید حلاجی کنید.

    • اکتبر 5, 2010 در 7:06 ق.ظ.

      آوندان عزیز
      ممنون که پیام اصلی نوشته را گرفته اید
      گمان می کنم زمان آن رسیده است که این «درخواست » به صورت رسمی از طرف « سبزها » داده شود . نه به خاطر آنکه به پذیرش آن امیدوار باشیم و نه به خاطر آنکه از سر عزت است و نه حتی به خاطر آن که راه حلی دارند بلکه :
      این درخواست یک اتمام حجت اخلاقی – تاریخی است . شما که لطف داشته اید و نوشته های من را بعضا خوانده اید حتما می دانید هول و هراس آغاز این نوشته و نحوه ی ورود به آن طبیعی نیست .
      نباید بار مسئولیتی از این لحاظ بر دوش سبزها بماند .احساس من این است که اگر اتفاق خاصی « استثنایی » رخ ندهد که جهت قضایا را عوض کند، ایران در آستانه ی فروپاشی است و نه الزاماً و تنها یک فروپاشی سیاسی ، بلکه یه فروپاشی همه جانبه و حتی جغرافیایی و فرهنگی .
      از ماو فرزندان ما دورباد آن روز …

  3. http://www.andnothing.blogfa.com/post-5.aspx
    اکتبر 18, 2010 در 3:16 ب.ظ.
  4. ناشناس
    اکتبر 19, 2010 در 11:03 ق.ظ.

    سارا خانم
    آيه صريح قرآن رابه يادآوركه اشاره دارد به اينكه وقتي خامنه اي مانند دانشجويان ستاره دار شود(بر اينان مهر زده شود)ديگر نه ميشنوند نه مي فهمند بلكه لايرجعون هستند
    عبدا…

  5. دست سبز
    اکتبر 19, 2010 در 11:18 ق.ظ.

    فروپاشي فرهنگي ، سياسي ، اقتصادي ، نظامي و حتي جغرافيايي يك كشور ، حداقل سرنوشت محتوم مملكتي است كه حاكمانش بيداد را بر داد و كفر را بر دين جايگزين كرده اند
    مقدمه اين فروپاشي همه جانبه آغاز شده و ساختارهاي اجتماعي يكي پس از ديگري در حال سقوط است .
    ولي ….
    با تمام وجود معتقدم نسل ما ( نسل انقلاب كرده و نسل معترض ) خاكستري خواهد شد كه از آن «ققنوس» ايران برخواهد خواست .
    ايمان دارم ساختار بنيادي يك جامعه براي بازسازي كامل ، ابتدا بايد تخريب شود

  6. احمد
    اکتبر 23, 2010 در 5:46 ق.ظ.

    خود گويي و خود خندي! //ممنون از نامه پر مهرتان. سارا جان من نه صدای ملت را میشنوم و نه آنطور که شما گفتید دیر میشود…. به خدا دیر نمیشود….
    مردم ایران بیچاره تر و احمق تر و ناتوان تر از آن هستند که چیزی بشود………یا به قول شما دیر بشود.// احمق و بيجاره و ناتوان خودت هستي كه نااميد شدي و فكر مي كني بقيه هم مثل خودت هستند اصلا مشكل شما اين است كه خود را همه مردم مي دانيد به همين دليل هيج گاه نمي توانيد مفيد واقع شويد

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: