خانه > پیام سبز > از چرخ دستي تـا برگه ي راي

از چرخ دستي تـا برگه ي راي

زود است كه از پيروزي واقعي  مردم تونس بگوئيم . آن قدر هست كه جنبش مردمي تونس در عرض يك ماه توانست اركان حكومتي اين كشور را وادار به تسليم كند و رئيس جمهور اين كشور و خانواده‌اش را فراري دهد  . اما زود نيست – و چه بسا دير است – كه از  تفاوت هاي اين جنبش تونسي  با جنبش سبز سخني  گفته شود  .

سخن اول با تحليل گران و فعالان جنبش سبز است . قرار نيست بگوئيم در جنبش سبز همه چيز درست بوده است و هيچ اشتباهي نداشته ايم . قرار نيست  مدام «گذشت زمان و هزينه هاي جنبش »  را به نفع استرات‍ژي هاي خود توجيه كنيم و قرار نيست ما هم به آفت «فرقه ي مطلقيه » دچار شويم و تاكتيك ها و استرات‍ژي ها – و حتي رهبران و اشخاص –  را چنان با موجوديتِ جنبش پيوند زنيم كه شكستِ هر كدام به معناي شكست جنبش باشد . اما ؛ قرار هم نيست  هر بار كه اتفاقي مي افتد و جنبشي پيروز مي شود ، تحليل ها و  گلايه ها و انتقاد ها را  بي محابا آغاز كنيم و  به بهانه ي انتقاد – يا حتي تحليل –  از تفاوت هاي « چرخ دستي » و « برگه راي » غافل بمانيم و ناخواسته ، خواسته هاي جنبش را چنان عمق ببخشيم كه – خداي ناكرده – خود نيز در آن غرق شويم . كيست كه نداند جستجو  براي  «برگه راي» و تلاش براي پس گرفتن آن ،  غير از كشمكش بر سر يك چرخ دستي است ؟ كيست كه بر اولويتِ طبيعي  « نان و امنيت »  بر « آزادي و عدالت»  آگاه نباشد ؟

سخن ديگر  با منتقدان واقعي جنبش  است . قياس مع الفارق نكنيد .  اگر از ملت ايران مي گوئيم و دغدغه  ايران داريم  ، نبايد فراموش كنيم كه  امروز مردم ايران  از  يك «رفاه نسبي »  برخوردارند . هيچ كس در ايران خود را به خاطر يك چرخ دستي آتش نخواهد زد و اگر هم كسي آتش بزند ، توسط اكثريت مردم «درك » نخواهد شد . كمتر خانواده اي در ايران را مي توان سراغ گرفت كه  به تمامي دغدغه ي نان شب داشته باشد و اگر هم چنين خانواده ي باشد  در « بي خبري » ناديده مي ماند . قرار نيست از طرفي  جنبش مردم ايران را با جنبش مردم تونس مقايسه كنيم  واز طرفي ديگر به تفاوت  « جمعيت ها  و  ساختارهاي نظامي و خواسته هاي اصلي »  اين دو جنبش بي اعتنا باشيم و همه چيز را به حساب « رهبران و استرات‍ژي ها و اصلاح طلبان »  بنويسيم . فراموش نكنيم كه  در ايران كسي قرار نيست انقلاب كند و اگر كسي هم هست ، دست كم سبز نيست ، چون از چارچوب خواست هاي جنبش سبز و استراتژي رهبران آن خارج است .

مخاطب سوم  نوشته ،  قواي حكومتي – به خصوص قضائيه و مقننه –  اند . دولت مستقر در ايران ، بزودي شاهد دولت جديدي در تونس خواهد بود . دولتي كه  احتمالاً بر خواسته‌ي مردم تونس شكل خواهد گرفت و برخاسته از جنبش مردمي تونس  خواهد بود . لابد دولت ايران هم در اولين فرصت ،  پيام تبريكي را به رئيس جمهور جديد تونس خواهد فرستاد و انتصاب او را تبريك خواهد گفت . به  قواي نظارتي ، پيشنهاد مي كنم هنگامي كه پيامِ تبريك دولت مستقر را به دولت  تونس شنيدند ، اندكي درنگ كنند كه چه شد كه مردم تونس خود به نظارت برخاستند ؟ ناظران به ياد بياورند كه :كشور تونس هم قانون اساسي داشت و از حاكميت قانون مي گفت  و رئيس جمهور هم تونس آخرين بار با ۸۹/۶۲ درصد  آراء  انتخاب شده بود . قواي نظارتي از خود بپرسند كه چرا : رئيس جمهور تونس در آخرين پيام هاي خود به مردم وعده داد  آزادی کامل به همه انواع رسانه ها و اینترنت داده شود. وعده داد هیچ سایت اینترنتی در تونس فیلتر نشود و رسانه ها و مطبوعات در این کشور،‌ آزاد و بدون هیچ کنترلی فعالیت کنند. وعده داد که نیروهای امنیتی و انتظامی، دیگر به مردم شلیک نخواهند کرد و دستور داد که قیمت کالاهای اساسی مانند شکر، شیر و نان کاهش یابد  . چرا  بن علی در روزهاي پايان حكومت ،  به مردم وعده داد راه را برای «مشارکت سیاسی همه فعالان در جامعه» باز خواهد کرد تا همگان بتوانند راهپیمایی های مسالمت آمیز را آزادانه برگزار کنند و قول داد که در انتخابات ریاست جمهوری آینده  مشارکت نخواهد کرد؟ آيا زود تر از اين ها نبايد « نهادي » او را بازخواست مي كرد ؟ اگر «كم كاري و بي مسئوليتي نهادي هاي نظارتي »  نبود آيا بني علي راه به اينجا مي برد و مردم  آرامش خانه را گذاشته و سر از خيابان درمي آورند ؟

مخاطب اصلي – شايد! –  متوليان امور و ارباب قدرت اند .  به متوليان امر – و به صورت خاص آقاي خامنه اي –  پيشنهاد مي كنم  همه ي متوهمان عالم را – دست كم  ملا حسين شريعتمداري را –  فرا بخواند  تا به ياري هم آثار  «توطئه هاي دشمن »  را در لابلاي سبزي هاي خشك شده بر « چرخ دستي آن جوان سبزي فروش» بيابند  و اگر موفق نشدند – كه نخواهند شد – لختي تامل كنند و به حرمت ايران و ملت ايران از خود بپرسند « چه شد كه مردم تونس  به جاي اعتماد به سازوكارهاي قانوني ،  سرانجام  يك خيزش طبيعي و يك جنبش مردمي را  ترجيح دادند و  به هيچ وجه تسليم « قانونِ دولت» نشدند ؟ بر خلاف تعدادي از تحليلگران ، به آقاي خامنه اي ، پيشنهاد مي دهم  به جاي آن كه به « راز »  شباهت هاي اسمي « بن علي و سيد علي » بيانديشد ، يكبار ! دست كم يكبار ديگر نامه‌ي يكي از فرماندهان ارشد خود را بخواند و پندهاي بازدارنده ي فرخ نگهدار را مرور كند ؛ شايد از قبل آن  آرامش بيشتري  نصيب او و ملت ايران شد  .

مخاطب آخر هم خود «ما» هستيم .  گلايه‌اي از فعالان جنبش سبز و سران جنبش اگر هست – كه هست –  معطوف به  بي خبري ما و فقدان كنش  در خصوص جنبش يك ماهه ي مردم تونس  است . از خود بپرسيم كه چرا در اين ماه  با اين جنبش آزاديخواه و مردمي  همراه نبوديم و دست كم نتوانستيم با نوشته اي بيانيه اي با مردم تونس – و ساير جنبش هاي مردمي –  همراهي و همدلي كنيم ؟ تبريك پس از پيروزي كه هنر نيست  .

نويسنده : سارا زرتشت ، منبع : جرس

Advertisements
دسته‌ها:پیام سبز
  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: