Archive

Archive for the ‘آسایشِ دو گیتی’ Category

آسایش ِ دو گیتی

نوامبر 9, 2009 8 دیدگاه

13  آبان 88 نشان داد : جنبش سبز وسیع تر شده است  ، شعارها تند تر شده اند . حوصله ی مردم سر آمده است و  نیروهای ضد شورش کلافه  اند . در یک کلام  سیزدهم آبان  هشدار داد که  جنبش سبز می تواند به انقلاب سبز و حتی انقلاب سرخ تغییر مسیر دهد و این  هشدار برای تمام کسانی که ایران را دوست دارند و در آرزوی نابودی ایران نیستند ، جدی است . جنبش سبز باید به خود بیاید . چه باید کرد ؟

بازخوانی ِ اصل ِ مـــدارا

مدارا یعنی کسی را تحمل کردن و  طاقت ِ او را داشتن  ، اگر چه او مزاحم ماست  و ما را به درگیری فرامی خواند  و تحمل او هم سخت است . مدارا فضیلتی است که بر میل و سلیقه استوار نیست و در اصل  ، «مهار کردن یک بیزاری ِ شدید » است . آن جا که واکنشِ طبیعی  ، حمله است ،  مدارا رفتاری است غیر ِ طبیعی . آن گاه که حریف به طبیعت ِ آدمی حمله می کند ،  باید مدارا کرد ، یعنی :  باید  غیر طبیعی بود . به قول حافظ  : آسایش ِ دوگیتی تعبیر این دو حرف است : با دوستان مروت با دشمنان مدارا ! در یک کلام : مدارا یعنی  مدارا با دشمن .

بازشناسی ِ حریف

حریف ِ جنبش ی سبز ، حکومتی است کاملا ً ایدئولوژیک . بزرگان ِ این حکومت به آنچه می گویند  کاملا ً ایمان دارند . محور اصلی این حکومت ، فقیهی است که در یک سهل انگاری ِ  تاریخی ، قدرت مطلقه به او تفویض شده است  و خود را  جانشین ِ خدا بر زمین میداند. برای این فقیه ،  آدمیان دو دسته اند : بندگان یا دشمنان . هر گونه رفتار با آدمیان توجیه فقهی دارد و دیگرانی وجود ندارند . دولت ِ کودتا ، بودجه ی عمومی کشور و درآمد فراوان ِ نفت را در اختیار دارد و رئیس دولت برای حفظ ِ قدرت  ، از هیچ کاری بیم ندارد . همراهان ِ این رئیس  یا شاگرادان ناخلف ِ  ماکیاولل اند که برای  رسیدن به قدرت به هر شیوه ای متوسل می شوند  و یا شاگردان  ناخوانده ی ِ کلاوزویتس که جنگ را ادامه ی  سیاست می دانند و سیاست را هم  ادامه ی جنگ   !  بدنه ی  نظامی و امنیتی حکومت ، سپاهی است  که  از فرط عشق بازی  با معشوقه ای به نام اقتصاد ،  از امنیت ِ کشور غافل شده است و برای ِ   تداوم ِ  این مغازله  ، حتی حاضر به متارکه با همسر قانونی  و گذشتن از فرزندان  شده است . برای این حریف  و در آیین  این طایفه کشتار و جنگ هم مشروعیت ِ  فقهی دارد ، هم راهکار علمی و هم  ابزار ِ لازم . تعارف ِ این حریف  یک جمله است : بفرمائید جنگ !

استراتژی های ِ جنبش ِ سبز

جنبش ِ سبز اگر  بر سر سفره ی حریف حاضر شود و در زمین او بازی کند  لگد کوب می شود ، پس باید  استراتژی های خود را داشته باشد .  بهترین شیوه برای خاموش کردن ِ آنها جلب ِ ماهرانه ی توجه مردم به چیزهای ِ دیگر است . هیچ گاه با آنها به خشونت رفتار نکنید ! تنها با  روکردن ِ حقارت و خنده آوری ِ شان است که می شود بی آبرو و ضعیفشان کرد * .

استراتژی  سکوت : این استراتژی نیازی به معرفی ندارد . جنبش ِ سبز همزادِ  سکوت بوده است  و با این استراتژی به خوبی  آشناست . بسیاری از موفقیت ها و فراگیری های جنبش سبز  ، از برکت ِ  این استراتژی  است . حریف از این استراتژی بسیار لطمه دیده است و  تیدیل و تضعیف و فراموشی این استراتژی آرزوی ِ بزرگ  اوست . در حال ِ حاضر هیچ آلترناتیو و یا شعار بهتری برای شکستن ِ سکوت در تجمعات بزرگ وجود ندارد . لذا شکستن ِ استراتژی سکوت  ،  بازی در میدان حریف است و اجبار به شنیدن ِ سخنان ِ حریف .  حریفی که با زبان ِ گلوله و زندان و باتوم  سخن می گوید .

استراتژی  خنده : جنبش ی سبز باید آستانه ی خشم خود را بالا ببرد . خشم مقدمه ی خشونت است و خشونت خواسته ی حریف است . در اوج خشونت لبخندی می تواند بنیاد حریف را برکند . لبخند زدن و خندیدن و حتی مهربانی در مقابل ِ کسی که خشونت می ورزد سبب می شود تا فردِ خشن از رفتار خشونت آمیز ِ خود «احساس ِ بدی» داشته باشد . اما خشونت ِ متقابل و هتاکی و توهین  سبب می شود تا  فرد خشمکین ، از رفتار خشونت آمیز ِ خود احساس ِ بهتری داشته باشد و به آن تداوم ورزد و رفتار تند ِ خود را توجیه کند . هنگامی که حریف از شما گریه و یا خشونت و یا توهین می طلبد ، با سلاح ِ خنده می توان او را تضعیف کرد . به قول نیچه :  آن کس که می خواهد از بنیاد بکشد ، خندان است . با خنده می کشند نه با خشم  .

استراتژی ِ معذرت خواهی : ( یا  تبری از گذشته ) : بر اساس ِ یک قانون ِ طبیعی ، انسان ها همه خطاکارند . معصوم انگاری انسان ها مقدمه ی خدا انگاری ِ انسان هاست . از طرفی دیگر ، انسان هایی که در عرصه ی سیاست فعالند به خاطر ماهیت ِ سیاست  و  خطاهای مهم تری مرتکب می شوند . تبری از خطا به معنای نفی خویشتن نیست به معنای نفی خطا است . معذرت خواهی ، حداقل کاری است که برای جبران خطا می توان انجام داد . معذرت خواهی ، انسان خدانگاری را متزلزل می کند . معذرت خواهی دل ها را نرم می کند و مخالفان را همراه می سازد . جنبش سبز تا کنون از جنبش ِ معذرت خواهی اندکی بهره برده است . اما ظرفیت ِ این استراتژی بسیار است و با بهره گیری کافی ، می تواند معجزه کند .تا کنون  آیت الله منتظری  ،  عبدالکریم سروَ ش و عطالله مهاجرانی – اگر چه به تلویح –  از نظریه ی ولایت فقیه و انقلاب ِ فرهنگی و کشتار 67 تبری جسته اند . این کافی نیست . استراتژی معذرت خواهی می تواند به جنبش ِ معذرت خواهی تبدیل شود و دامن ِ خاص و عام را بگیرد . بزرگان ِ جنبش از موسوی و خاتمی و کروبی و نوری و… مجال خوبی ! برای حضور در این بازی دارند . بچه های  وبلاگستان هم  می توانند به خوبی این  جنبش را همراهی کنند و تقویت  و تنفیذ این بازی می تواند به تقدس زدایی از قدرت کمک شایانی بکند و عاقبت به خیری را در دنیا و آخرت به همراه بیاورد .حتی تلاش برای همراه کردن هاشمی رفسنجانی به عنوان قدرتمند ترین شخص دهه های اول انقلاب می تواند زلزله ای در ارکان ِ استبداد ِ دینی ایجاد کند .

استراتژی بی اعتنایی ( یا بی اهمیت سازی ) : محصول  منطقی ِ قدرت ،  تغییر و تاثیر است و  تغییر و تاثیر هم ، شایسته ی ِ توجه اند و این  کاملا ً منطقی است . در عوض بی اهمیت سازی  یک سازه ی منطقی نیست . بی اهمیت سازی در خصوص ِ  قدرت  ، یعنی  کافی است  تغییر و تاثیر ِ قدرت نادیه گرفته شود . یعنی   اربابان ِ قدرت با بی اعتنایی روبرو شوند . حضورشان ، اعمالشان ، اخبارشان ، گفته هایشان ، سفرهایشان باید یا بی اعتنایی جنبشِ سبز روبرو شود  ،  تا طعم ِ قدرت در کام ِ آنها شیرین نباشد . حتی تجزیه و تحلیل رفتارها و گفتارهای آنان باید کم رنگ و بی اهمیت شود . باید فراموش شوند . حضور  فلان وزیر نامشروع و  یا فلان مسئول نامسئول  در مجامع عمومی باید با بی اعتنایی و یا بی تو جهی روبرو شود . هو کردن محمد رضا شریفی نیا درسالن نمایش ، ترک کردن سالن سخنرانی جواد لاریجانی در آپی ام و درآوردن اشک ِ معاون ِ وزیر ارشاد ، شواهد ِ خوبی برای کارکردِ این استراتزِی هستند . این استراتژی باید آن قدر ادامه یابد و تقویت شود تا به سران قدرت و حتی خود ِ قدرت تسری یابد . این گونه محبوبیت ِ قدرت ِ نامشروع  هم زایل می شود .

استراتژی خنثی سازی : خلاقیت و نبوغ و هنر در جنبش ِ سبز فراوان است . از این  خلاقیت و توانایی و هنر باید در جهت ِ خنثی سازی استراتژی ها و خلاقیت های حریف  استفاده شود تا  «خنثی  سازی » خود به یک استراتژی تبدیل شود . مثلا ً ظهور ِ «جنبش ِ سبز علوی »  نه به لحاظ کمی و نه به لحاظ ِ کیفی خطری برای جنبش سبز محسوب نمی شود و  در چارچوب ِ  استراتژی خنثی سازی  ، می تواند مانند یک فرصت ناب بهره برداری شود . به جای تحلیل مفهومِ موازی سازی و یادآوری سعید امامی و تقبیح تقلید و خوشحالی از این کشف بهتر است با استراتژی خنثی سازی  از این گونه اعمال ِ حریف در جهت ِ مثبت بهره برداری شود . استراتژی خنثی سازی می تواندشامل بسیاری از اعمال حریف شود . بخصوص  شامل ِ اخباری که هر از چند گاهی در صدر نامیمون ِ رسانه های ِ حریف قرار می گیرد . بی اعتنایی به  خزعبلات ِ کیهان و دروغ های ِ ایرنا  به جای ِ باز نشر  آنها نمونه ای از توجه به  استراتژی خنثی سازی است .

استراتژی نفرین : در کشووری مانند ِ ایران که نفوذ دین و ادعیه دینی و مناسکات ِ مذهبی فراوان است ، استراتژی نفرین می تواند چون یک استراتژی بومی مورد استفاده قرار گیرد . استفاده های حریف از مناسبات ِ مذهبی در منابر و روضه ها و مناسکات ِ مذهبی می تواند با «استراتژی نفرین » خنثی شود . ضمن آن که عنوان ِ   این استراتژی  می تواند  خالق ِ ادبیات ِ جدیدی در دوران ِ اعتراض باشد  و  بانی ِ همراهی لایه های ِ سنتی – مذهبی  را با جنبش سبز باشد . استفاده از تعبیر ِ  «نفرین ِ ظالم » به جای  عبارت » مرگ بر دیکتاتور » نمونه ای از کارکرد ِ این استراتژی است .

استراتژی ِ تکرار : خوشبختانه جنبش ِ سبز سرشار از بزرگان است و بابت ِ هنر و استعداد و خلاقیت بسیار غنی است . اما این غنا نباید استراتژی تکرار را از جنبش بگیرد . تکرار ِ یک استراتژی فعال و موثر می تواند آن را به فرهنگ ِ عمومی تبدیل کند و عدم ِ تکرار آن می تواند آن را کم تاثیر سازد . به جای آنکه هر روز اکسیون ها و تاکتیک های جدیدی را به جنبش سبز اعلام کنیم، باید استراتژی تکرار ، مشمول اکسیون های موفق شود . تکرار هر کدام از اکسیون های موفق خود یک استراتژی است . امیدوارم این استراتژی مورد توجه  و عنایت ِ خلاقان ِ بزرگور کمپ های مختلف موج سبز  قرار گیرد تا جنبش سبز نا سازگار نشود !

خطاهای ِ استراتژیک جنبش ِ سبز

نوشته طولانی شده است و مجال برای پرداختن به اشتباهای استراتژیک کم شده است . اما ، از آنجا که این گونه خطاها معمولا توسط موثران و بزرگان ِ و فعالان ِ اصلی  جنبش ِ سبز صورت می گیرد ، اشارتی می تواند به آنها کفایت کند . «تحلیل های مطبوعاتی » منحرف کننده  در خصوص  رفتار های خطای دولت ِ کودتا  ، ناخواسته به دولت ِ کودتا مشروعیت می دهد . یعنی جنبش ِ سبز را به گفتمانی  چون گفتمان ِ انتقادی توکلی و لاریجانی تقلیل می دهد . «مچ گیری » از رفتار های اقتصادی و سیاسی  عوامل ِ دولتِ  کودتا نه تنها به آنها مشروعیت ضمنی می دهد و زبان و افکار عمومی را آکنده می سازد بلکه فضای محدود ِ رسانه های جنبش ِ سبز را هم تسخیر می کند . «بازنشر » سوتی های کیهان و دروغ های ایرنا و مزخرفات ِ فلان  نیوز  ، هیچ کمکی به جنبش ِ سبز نمی کند ، بلکه  اهداف ِ رسانه ای حریف را تامین و سیگنال های آن را تقویت می کند . «استراتژی دفاع»  در شرایطی که بهترین دفاع حمله است ،  حرکت ِ جنبش ِ سبز را کند می کند ، حتی کند تر از حد مطلوب و  اما مهم تر از همه « افزایش خشونت » بهترین خدمتی است که می توان به حریف کرد و بدترین سمی است که می تواند قاتل ِ جنبش ِ سبز باشد . چنین مباد .

باری ، سیزدهم ِ آبان نشان داد : جنبش سبز وسیع تر شده است  ، شعارها تند تر شده اند . حوصله ی مردم سر آمده است و  نیروهای ضد شورش کلافه  اند . در یک کلام سیزدهم آبان  هشدار داد که  جنبش سبز می تواند به انقلاب سبز و حتی انقلاب سرخ تغییر مسیر دهد و این  هشدار برای تمام کسانی که ایران را دوست دارند و در آرزوی نابودی ایران نیستند ، جدی است . جنبش سبز باید به خود بیاید  . چه باید کرد ؟

به زعم ِ نگارنده –  که همه چیز را فلسفی –  منطقی می بیند – پاسخ ساده است :  تکرارِ  اصل ِ مدارا ، بازشناسی ِ حریف ، اتخاذ ِ استراتژی های ِ سبز و پرهیز از خطاهای استراتژیک  .

پی نوشت ها

  • واژه ی استراتژی در این یادداشت  ، گاهی ممکن است جایگزینی برای واژی تاکتیک باشد  . من از این واژه به سیاق ِ نوشته های قبلی ام بهره گرفته ام .
  • * این تعبیر از  «دانشنامه ی روشنگری فرانسه » است   و من  آن را از ترجمه ی محمد رضا نیکفر در منبع ذیل  وامدارم .
  • این یادداشت ملهم از باز خوانی  سبز ِ !  کتاب ِ «درآمدی بر روشنگری » نوشته ی  هوبرت شلایشرت است  و در چند بند آن از عبارات ِ این کتاب بهره مند شده ام . باید  درود بفرستم بر  دکتر محمد رضا نیکفر  برای ترجمه ی این کتاب .

منبع : جرس نویسنده : سارا زرتشت