بایگانی

Archive for the ‘آقای خامنه ای ، با شریفی ها نپلکید’ Category

آقای خامنه ای ، با » شریف » ی ها نپلکید !

اکتبر 31, 2009 9 دیدگاه

بازی وبلاگی به دعوت مسیح علی نژاد و حمایت از محمود وحید نیا

منبع : جرس نویسنده : سارا زرتشت

اول  : مراحل ِ ثبت نام  در دانشگاه کمتر ازنیم ساعت  طول کشید .  آن روزها  پای کامپیوترهای شخصی به ایران باز نشده بود  و از اتوماسیون  هم خبری نبود  و در آن شرایط  ،  نیم ساعت  ، زمان بسیار کمی برای ثبت نام بود  .  نظم و کیفیت مراحل ِ ثبت نام  در کنار ِ دیدن تالار های  »  شش گانه دانشگاه  شریف »   خاطره خوشی  را از روز اول ِ  دانشگاه  در ذهن ها   ثبت  می کرد  .  هنگام خروج از هال تالارها ،   بولتنی را هم در خصوص معرفی دانشگاه  توزیع می کردند . نرسیده به سلف سرویس ، تاریخچه تاسیس دانشگاه را خوانده بودم . این که نام سابق دانشگاه «آریامهر » بوده است و این که شخص شاه تولیت دانشگاه را به عهده گرفته و ابلاغش را برای دکتر مجتهدی نوشته است . این که شاه خواسته است با تاسیس این دانشگاه  ضمن تاسیس یک مرکز معتبر علمی- دانشگاهی  با استفاده  از برجسته ترین نخبگان ایرانی ، پایگاهی را هم برای خود در میان دانشگاهیان و نخبگان داشته باشد .  در خصوص  بودجه  مستقل دانشگاه  و نقش ِ  دربار و  فرح هم چیزهایی نوشته  شده بود . انتقال دانشگاه به اصفهان و درگیر شدن اساتید با  شاهنشاه و چیزهایی از این قبیل . اما جالب تر از همه برایم سابقه ی نامگذ اری  دانشگاه بود .  یک سال پس از انقلاب 57 نام  دانشگاه در یک همه پرسی  انتخاب می شود و از میان سه نام پیشنهادی نام  » شریف  »  بیشترین رای را می آورد  . نامی بر گرفته از نام ِ  «شریف واقفی» دانشجوی دانشگاه آریامهر که از سران مجاهدین بوده و در یک ماجرای پر ابهام ترور می شود .. به هرحال یکی از نخبگان شریف توانسته بود  دانشگاه» آریامهر»  را به نام خود ثبت کندSharif_University_Avicenna_Building

دوم : سالن تربیت بدنی دانشگاه صنعتی شریف ، میهمان ِ علی اکبر هاشمی رفسنجانی بود .  آن روزها هاشمی رفسنجانی در اوج قدرت بود و اگر چه شخص دوم ِ مملکت بود اما  مخالفانش به طعنه او را  «اکبر شاه »  می نامیدند .   آن روزها  سالن تربیت بدنی  دانشگاه تنها سالنی بود که می توانست  پذیرای  دانشجویان ِ برای مراسم ِ پرسش و پاسخ باشد . نشستن بر روی کفپوش ِ سالن ِ تربیت بدنی  ،  در کنار ِ  پروفسور مهری و دکتر  منصوری ودکتر  صالحی و دکتر شهشهانی و … خالی از لطف نبود ! . هاشمی رفسنجانی باهوش بود و اکثر وقتش را با سخنرانی گذراند و در آخر به چند سوال گزینشی نخبگان ِ گزینشی  پاسخ داد . ظریفی – شاید به طعنه – از  کمبود ِ توپ ِ پینگ پنگ در دانشگاه  گلایه کرده بود تا رئیس جمهور  با خونسردی ،  از اقدامات خود در خصوصِ ساخت کارخانه  های  توپ سازی  ! آماری بدهد  . این خونسردی در جواب ،  سبب شد تا یکی از  نخبگان ِ شریف  با صدای ِ  بلند  به هاشمی اعتراض کند که  »  چند نفر از دانشجویان را به سالن راه نداده اند و آنها را  به خاطر مخالفت با سیاست های او ، دارند از دانشگاه اخراج می کنند  ،  اما او دارد در مورد توپِ پینگ پنگ حرف می زند …»   اما هاشمی رفسنجانی  خود را مستغنی تر از آن می دانست تا به آن نخبه  اعتنا کند و نماز هم بهانه ی خوبی بود تا  جلسه ی پرسش و پاسخ تمام شود و  حراست ِ دانشگاه  هم برای آن نخبه  کافی بود  تا از سالن بیرون رفته شود  و  دیگر در دانشکده ی برق هم دیده نشود  . دکتر علی اکبر صالحی و دکتر اعتمادی بی شک  در صدد ِ تکذیب ِ این موضوع بر نخواهند آمد و دانش آموختگان برکلی و ام آی تی   با حافظه خوبی که دارند ، قطعا ً  این صحنه را به یاد می آورند .

سوم : تاریخ آن روزها را نمی توانم به یاد بیاورم ! اما  میدانم که  در همان ایام  مادر ِ محمود وحید نیا ، از این که خداوند پسری را به او عطا کرده است ، خوشحال بود و  بی شک اگر می دانست   روزگاری  فرزندش  نام دانشگاه  صنعتی شریف را در صدر اخبار قرار می دهد و مفهوم ِ  نخبه گی  و انتقاد را  به ارباب ِ قدرت  گوشزد می کند   از تولدش  بیشتر خوشحال می شد .  خبرِ  انتقادات صریح و واضح ِ محمود وحید نیا از مقام رهبری  به گوش ِ  عالم و آدم رسیده است و استدلال ها و  نماز نخواندن ِ مقام عظمای ولایت و ولی امر مسلمین جهان  در جمع ِ نخبگان را همه شنیده اند . ..

ادامه دارد …

منبع : جرس نویسنده : سارا زرتشت

Advertisements