بایگانی

Archive for the ‘این بازی ایراد دارد !’ Category

این بازی ایراد دارد !

نوامبر 20, 2009 ۱ دیدگاه

حرکت اول مال ِ من بود و مهارتم  عالی است
تو نباید برنده می شدی . این بازی ایراد دارد !
( جان نش )

1. همايش «سبزها و دين» با حضور گسترده ی اساتيد و دانشجويان علوم انساني به خصوص جامعه شناسي و علوم سياسي در دانشكده ی علوم اجتماعي دانشگاه تهران برگزار شد. به گزارش نوروز، در اين همايش دكترحسن محدثي، دكتر سيد محمدامين قانعي‌راد، جواد كاشي، و سارا شريعتي و عمادالدين باقي به ايراد سخنراني و ارائه مقاله پرداختند و ابعاد حوادث بعد انتخابات با تمركز بر نقش دين در جنبش سبز وتحليل اجتماعي از اقدامات و فعاليت هاي اين جنبش را بررسي كردند.  …  عنوان ِ همایش گویا است » سبز ها و دین «. متن گزارش هم گویا تر است .» تمر کز بر نقش ِ دین در جنبش ِ سبز » و  این که اکثر قریب به اتفاق ِ سخنرانان این همایش هم  تاکید داشتند که در جنبش سبز ،  دین دار و بی دین دخیل اند و  دین ِ  سبز با دین ِ سرخ یکی نیست و دین پشتوانه ای برای جنبش ِ سبز است و جنبش ِ سبز سرانجام پیروز است و بازی برد برد است و … ظاهراً همه چیز خوب است .

2. بزودی در گوشه ای دیگر از تهران ، در دانشگاهی دیگر ، همایشی با عنوان »  دین و انقلاب نرم » بر گزار خواهد شد و عده ای دیگر با عنوان اساتیدِ جامعه شناسی و علوم سیاسی و دینی  در آن سخنرانی خواهند کرد . دکتر محمد جواد لاریجانی و  رحیم پورازغدی و صفار هرندی و رسایی و مصباح یزدی و … به ایراد ِ سخنرانی و ارائه مقاله خواهند پرداخت و   ابعاد حوادث بعد انتخابات   را  با تمركز بر نقش دين بررسی کرده و بر نقش ِ وحدت آفرین ِ ولایت ِ فقیه  در خنثی کردن توطئه های ِ سران ِ فتنه  تاکید خواهند کرد . در این همایش با تاکید بر جایگاه دین اسلام و با تکیه بر آموزه های امام  بر حفظ ِ دستاوردهای انقلاب اسلامی تاکید شده و یکی از اساتید با تبیین ماجرای صفین و قرآن کردن ِ نیزه ها ابعاد دسیسه های معاویه و عمرو عاص  را تشریح  می کند . دیگری  از شیوه های ِ حکومتی امیرالمومنین و پیامبر اسلام  در برخورد با  ماجرای بنی قریظه و خوارج خواهد گفت و.. البته این همایش در مطبوعات و صداو سیما انعکاس وسیعی یافته و دوست و دشمن به نقد آن خواهند پرداخت . .

3. حاصل چیست ؟ البته که در هر دو همایش ارتباط ِ» دین و سبز ها » واکاوی می شود و صد البته در  هیچکدام از این همایش ها  در خصوص ِ رنگ سبز  و طیف های ِ آن  جدلی در کار نخواهد بود . اما آنچه ارتباط آن با سبزها و جنبش ِ سبز ،  تعبیر و تفسیر و تحلیل و تاویل خواهد شد » دین » است .  یعنی محل اصلی ِ دعوا  ، دین و قرائت های دینی  خواهد بود  و این یعنی آغاز یک دعوای  ایدئولوژیک ِ نه چندان جدید. در این دعوا ، هر کس گزاره های بنیادی خود را دارد و به گزارشی از تاریخ  دینی  اکتفا می کند  . هر کس به روایت و تفسیری از دین پای بند است و احادیثی از پیامبر و روایاتی از ائمه و جملاتی از امام .  لشکر کسی هم آسان است و همه به اندازه  ی کافی شهید دارند . حاصل چیست ؟  قرائت  ِ رسمی و سنتی دین  و ولی امر مسلمین جهان و فقیهان ِ سنت گرا در یک طرف و روشنفکران دینی در طرف ِ دیگر ؟  یک دعوای ی بیهوده  برای  جنبش ِ سبز .  بازی عوض شده است . میدان از آن ِ حریف است  و بازی مطلوب  ِ سیاستمداران و دنیا به کام ِ  برادر ِ بزرگ !

4. بازی را ما شروع کردیم . مهارت کافی داریم .اما بازنده ایم  . این بازی ایراد دارد !  چیزی در این میان گم می شود . نمادی به نام سبز . جنبشی در این میان مقبض می شود . جنبشی به نام  جنبش ِِ سبز . ایراد از کجاست ؟

5. ایراد اول : جنبش ِ سبز برخلاف ِ انقلاب ِ اسلامی  ، متکی بر نماد هاست نه ایدئولوژی . ایدئولوژی ها و نماد ها کارکردهای ِ مشابه ی دارند و هر دو  ذهن را تسخیر می کنند . هر دو برای بسیج ِ توده ها و شکل گیری جنبش های ِ اجتماعی کارکردهای ِ مثبتی دارند . اما آنچه یک نماد بر دوش می کشد بسیار فراتر از تکلیفی است که ایدئولوژی می طلبد .  جنبش ِ سبز با نمادهایش آغاز شده است : رنگ سبز ، میر حسین ،  ندا آقا سلطان ، کیانوش آسا ، محود وحید نیا ، کهریزک ، رامین ِ پوراندرجانی . نمادهای ِ جنبش ِ سبز فراگیرند و جهانی اند. جنبش ِ سبز برای تسخیر قلوب و اذهان از نمادها بهره می گیرد نه از ایدئولوژی . .  راز ِ همراهی جهانیان همین است . ایدئولوژی هامخاطبان خاص دارند اما نماد ها مخاطبان عام . به کنایتی ،  تفاوت ِ ایدئولوژی ها  و نمادها  در جنبش ِ سبز  تفاوت  از» یاحسین » تا » میر حسین »  است .

6. ایراد دیگر : تفاوت ها ی بنیادی فراموش شده است و شباهت های ِ بدیهی بزرگ شده اند . خواسته ها یکی است اما خاستگاهها یکی نیست .  خواسته های  انقلاب اسلامی و جنبش ِ اصلاحات  و جنبش َ سبز یکی است .امنیت ، عدالت ، آزادی و  جمهوری اسلامی  شاید !  اما تنها خواسته ها یکی است، خاستگاه آنان متفاوت است . جنبش ِ سبز با اتکا بر حق انسانی ِ رای به دنیا آمد و انقلاب ِ اسلامی بر اساسِ تکلیف اسلامی ِ مبارزه با  ظالم  و جنبش ِ اصلاحات بر اساس ِ اعتراض به یک روش سیاسی و اقتصادی در حکومت   . حق ِ نهفته در جنبش ِ سبز ، پیش از تکلیف دینی  انقلاب اسلامی و اصلاح ِ سیاسی دوم ِ خرداد آغاز می شود . اعم از آنهاست . نباید  جنبش ِ سبز را  به اصلاحات و حتی  انقلاب ِ اسلامی فرو کاست  .

7.ایراد سومی هم هست و شاید بنیادی تر از همه . و آن  «همان گویی ها و بد فهمی ها  « است .  جمله هایی  با این محتوا » جنبش ِ سبز پیروز خواهد شد حتی اگر به قدرت دست نیابد » . یعنی روزی روزگاری همه سبز می شوند در روش . بالاخره همه به قانون تمکین می کنند در عمل . این گزاره ها همان گویی است . هیچ انگاری ِ جنبش است .آنهایی  که این گونه می گویند  و این گونه باور دارند ، چیستی ِ  جنبش ِ سبز را زیر سوال می برند .مخاطب حق دارد  بپرسد : » اگر چنین است  ، اصلا چرا جنبش ؟  » . اشکال وارد است  و از آنجاست که  :  قانون و  بی قانونی  ،  نفی  خشونت  و  خشونت ، آلترناتیوها ی   کاملی نیستند . قانون  ، محوری  برای » نفی خشونت » نیست . چنانچه بی قانونی به معنای خشونت نیست . گاندی یک نماد است نه یک ایدئولوژی . به قول او :  «ما  نبايد در انتظار آن بمانيم که بدکاران به مقامي ارتقا يابند که به بدی ِ  کار خود پي ببرند و بدي‏ها و نادرستي‏هاي کار خود را اصلاح کنند. » *

نویسنده :  سارا زرتشت

* پی نوشت ِ مهم  :

این ایرادها صرفا ایرادی های ِ فلسفی و منطقی ِ  بر عنوان ِ  کلی ِ همایش اند   و ایرادهای موضوعی و اخلاقی ِ برگزاری چنین همایش هایی مجال خود را می طلبد . روشنفکران و اساتید همراه جنبش ِ  سبز ترجیحا در این شرایط باید به عنوان ِ کنشگر ظاهر شوند نه تحلیلگر . در مجالی دیگر به این موضوع خواهم پرداخت .

این بازی ایراد دارد !

نوامبر 17, 2009 3 دیدگاه

خاموشترین کلام ها هستند که طوفان بر پا می کنند
اندیشه هایی که با گام ِ کبوتر می آیند
جهان را رهبری می کنند.

( نیچه )

درآمد :

16آذر روز دانشجو است . به یادِ  سه شهید ِ اهورایی : بزرگ نيا، قندچى و شريعت رضوى  . 16 آذر در راه است و  این روزها  16 آذر یعنی فرصتی دیگر برای جنبش ِ سبز .

جنبش سبز باید  استراتژی «عدم ِ خشونت » را ادامه دهد ، این یک اصل است در غیر این صورت بهتر است نام دیگری برای خود انتخاب کند . جنبش ِ سبز باید با دشمن «مدارا» کند . این نیز یک اصل است . «مدارا ، یعنی مدارا با دشمن «. اگر کسی غیر از این می اندیشد  یا به مدارا اعتقادی ندارد و یا از مدارا چیزی نمی داند . در جنبش ِ سبز همه «وجود » دارند  . قرار نیست کسی پیشاپیش حذف شود و یا دسته ای معدوم شوند . اگر کسانی اعتقاد به حذف و یا مرگِ پیشاپیش ِ حریف دارند ، در حقیقت رفتار ِ طرف ِ مقابل را پذیرفته اند  و آن را توجیه کرده اند . جنبش ِ سبز «امیدوار » است  . ترس محصول ِ نا امیدی است و  خشونت محصول ِ ترس است و خشونت  منجر به شکستن ِ قواعد ِ بازی می شود . با وفاداری به این مقدمات  ، می خواهم به 16 آذر بیاندیشم . چه باید کرد  ؟

گزینه های  معمول :

در 16 آذر ،  می توان «راهپیمای و یا تجمع ِ سکوت  در سطح عمومی » برگزار کرد . اما با رسانه های ِ فعلی  فراخوان  عمومی و وسیع مقدور نیست .  مجوز لازم برای کم  خطر بودن ِ تجمع صادر نمی شود و از طرفی 16 آذر هم  روز تعطیلی نیست و  امکان ِ حضور عامه ی مردم وجود ندارد . با این وصف فراخوان برای تحصن و یا تجمع عمومی در 16 آذر منطقی به نظر نمی رسد  .

در 16 آذر ، می توان » راهپیمایی ِ و یا تجمع ِ  سکوت در دانشگاهها » برگزار کرد .  شاید  این آسان ترین راهی است  است که میتوان برای 16 آذر پیشنهاد داد . تعطیلی کلاس ها و تجمع ِ سکوت ، در روز ِ  16 آذر ممکن است اما در کنار ِ حداقل هزینه  ،  «حداقل  فایده » را هم دارد . از طرفی  امکانِ این که تجمع ِ سکوت به تجمع ِ تند و درگیری های ِ درونی در دانشگاه منجر شود و یا شعارهای تند سرداده شود بسیار است ، تا حدی که تداوم ِ  تجمع ِ سکوت  ،  دشوارتر از شکستن ِ آن بشود   .  تجربه ی 13 آبان نشان داد که تحریک ِ دانشجویان منجر به شعارهای ِ ساختارشکن وتحریک آمیز می شود  و این تند روی ها  ، تندروی طرف ِ مقابل را هم توجیه می کند .

در 16 آذر می توان  «راهپیمایی محدود و پراکنده  با محوریت ِ دانشجویان در سطح شهر » برگزار کرد  . با شکستن درب ِ دانشگاهها و خروج از سد ِ نیروی نظامی و ماندن در خیابان ها تا سقوط ِ دولت ِ کودتا ! شروع ِ این کار ممکن  است  اما توام ِ با  خشونت شده و به سرعت ریزش می کند . امکان ِ حضور ِ سران جنبش نیز فراهم نمی شود . در کل هزینه آن بسیار و دستاورد ِ آن اندک است . احتمال ِ عدول از اصل ِ عدم ِ خشونت و  اصل ِ مدارا در آن بسیار است . به هر حال حریف از این بازی خوشنود خواهد شد .

در 16 آذر ، می توان به » برگزاری مناظرات و جلسات ِ پرسش و پاسخ و سمینار » قناعت کرد . این تاکتیک ممکن و کم هزینه است اما برای روز ِ 16 آذر یک «فرصت سوزی» است .

غیر از این گزینه ها  ، گزینه ی معمول دیگری ِ به ذهن نمی رسند   . اما هیچ کدام از این گزینه ها از  مطلوبیت کافی برخوردار نیستند . منطقا ً  در این شرایط » زمین ِ بازی » را باید عوض کرد . تغییر زمین ِ بازی برای 16 آذر 88  صرفا ً یک تاکتیک است و  نمونه ای عملی از این تاکتیک  می تواند» برگزاری رفراندوم ِ نمادین در دانشگاهها «باشد .

رفراندوم ِ نمادین  : ، پیشنهادی برای 16 آذر

سبزترین راه برای رهایی از بن بست  در معادلات و مناسبات ِ سیاسی  برگزاری ِ رفراندم است . علی رغم آن که این واژه  در قانون ِ اساسی  ما  به رسمیت شناخته شده است ، اما «متولیان امور»ی که  منشا ء غیر مردمی برای قدرت ِ خود قائل اند ، به رفراندوم تن نمی دهند چون  تقدس ِ آنان می شکند . از طرفی  آنچنان به جایگاه قانونی خود اطمینان ندارند  که  بازی ِ قانون را بپذیرند و  از به نتایج ِ رفراندوم  بیمناکند  . «این ترس انسانی و آن ادعای ربانی » ،  مشخصه های ِ اصلی حریف اند  و هر  این دو  در  بازی ِ رفراندوم فرو می ریزند  .

با این وصف ، پیشنهاد برگزاری ِ «رفراندوم نمادین در دانشگاه ها  هم زمان با  16 آذر »  پیشنهاد موثری  به نظر می رسد .  » هدف ِ اصلی »  این تاکتیک ، آشنا کردن ِ زبان و اذهان با واژه ی رفراندوم است و این به خودی خود بسیار ارزشمند است و  «یک گام  موثر و به پیش » برای جنبش ِ سبز خواهد بود .

«موضوع ِ رفراندوم » می تواند در دانشگاهها متفاوت باشد و به انتخاب دانشجویان و با بهره گیری از شعارهای سبز با محیط شهر و اندازه ی دانشگاه و شرایط آن متناسب شود . گاه انتخاب یک موضوع فاتنزی هم کافی است .  موضوعاتی چون  رنگ ِ مورد علاقه ، نظارت ِ استصوابی  و…

برای «برگزاری رفراندوم » کافی است در هر دانشگاه  ستادی چند نفره به نام ” ستاد رفراندوم ” ایجاد شود تا هم زمان با روز 16 آذر رفراندوم ِ نمادین را برگزار نماید.

در خصوص ِ مزایای این پیشنهاد بیشتر می توان گفت :  مانند ِ :

  • پاسخ به پیشنهاد ِ  سید محمد خاتمی  برای برگزاری رفراندوم
  • اجابت ِ دعوت ِ اخیر میرحسین موسوی و مهدی کروبی  به عدم ِ خشونت
  • یاد آوری واژه ی انتخابات به  مردم و دولت ِ کودتا  ،
  • باز گشت به شعارهای اصلی و خواسته های مشترک ِ   جنبش ِ سبز
  • یاد آوری خواسته ی “  رای من کجاست ؟ ” به افکار عمومی ، جهانی و حتی دولت ِ کودتا
  • گسترش جغرافیایی جنبش سبز به شهرهای کوچک و دانشگاهها و دانشکده های محدود
  • پرهیز از تند روی و شعارهای ساختار شکن
  • امکان حضور کم هزینه و یا بدون هزینه ی کلیه دانشجویان در یک مراسم ِ مدنی
  • امکان ِ انعکاس ِ اخبار 16 آذر برای رسانه های سبز و روزنامه های در حال ِ انتشار
  • گسترش بحث در خصوص ِ ماهیت ِ رفراندوم و کارایی آن در حرکت های اصلاحی
  • ثبت ِ نشانه ای برای  زنده بودن و فراگیر بودن ِ حرکت ِ جنبش ِ سبز
  • نتایج ِ غیر قابل پیش بینی   و عدم ِ امکان برنامه ریزی  دولت کودتا برای مقابله با آن
  • بازی در غیبت ِ سپاه و بسیج  و نیروی ِ انتظامی ( آچمز شدن ِ حریف )
  • افزایش ِ ضریب ِ نفوذ ِ واژه ی رفراندوم در افکار عمومی
  • توجه به اصل ِ اصلاح در مقابل اصل ِ انقلاب
  • توجه به اصل ِ عدم خشونت
  • توجه به اصل ِ مدارا

باری ، به زعم نگارنده – که همه چیز را فلسفی –منطقی – می بیند ، برگزاری ِ  رفراندوم ِ نمادین در دانشگاهها ،  با آن «مقدمات» و با این «مزایا «،  یک حرکت ِ پیشروانه در جنبش ِ سبز محسوب می شود ، با مطالبات ِ عمومی ِ جنبش ِ سبز  هم خوانی دارد و با  سفارشات ِ سران ِ جنبش  سبز  هماهنگ است  .

نویسنده : سارا زرتشت