Archive

Archive for the ‘این جنبش وجود دارد’ Category

برای عباس عبدی : این جنبش وجود دارد

فوریه 15, 2010 5 دیدگاه

منبع : خودنویس نویسنده : سارا زرتشت

گفتگوی  عباس عبدی با دویچه وله ، خواندنی است . خواندنی است چون شفاف است ، مثل اغلب  نوشته های عبدی . خواندنی است چون عبدی در مقام یک نقاد ظاهر شده است و نه یک نظریه پرداز و خواندنی است چون عباس عبدی همواره خواندنی بوده است .

آنچه من از خواندن مصاحبه ی عباس عبدی می فهمم ، با اندکی تعمیق و تاویل این چنین است :

«جنبشی وجود ندارد » . جنبشی وجود ندارد ، چون «شعارها و مطالبات بازیچه ی دست سیاست طرف مقابل است» . جنبشی وجود ندارد ،  چون «رهبری وجود ندارد » و جنبشی  وجود ندارد چون سطح مطالبات  و تاکتیک ها مشخصی نیست . عبدی ، نامی بر آنچه در این هشت ماه گذشت نمی نهد . اگر چه اغلب از تعبیر «جریان» در مصاحبه ی خود استفاده می کند و یکی دو بار هم از همان واژه ی جنبش به معنای عام . عبدی ادعای نداشتن رهبری توسط جنبش سبز را به سخره می گیرد  و آن را توجیه یک ضعف  می خواند که سعی شده است در ظاهر یک قوت پوشانده شود . عبدی  چون این گونه حرکات را «فقط می فهمد» و  بر «بنیان های جنبش سبز » اشکال دارد ،  هیچ «توصیه‏» ای برای جنبش سبز ندارد و  معتقد است که «جنبش خارج از اراده‏ ی ما و خارج از خواست ما، خودش هرطوری که دوست دارد پیش می‏رود » و البته عبدی برای انداختن توپ در زمین حاکمیت «پیشنهاد» هایی دارد .

در این شرایط  که بسیاری از فعالان سیاسی ،  قرار را بر فرار ترجیح داده اند و سکوت پیشه کرده اند  ، شنیدن پیشنهادهای  بزرگان صاحب نامی چون عبدی  غنیمت است و خواندن آن واجب و  شایان توجه بیش از پیش  . مثلا وقتی عبدی می گوید :« شعارها و مطالبان نباید بازیچه ی سیاست های حریف باشد در غیر این صورت جنبش وجود ندارد » و  برای اثبات این  این مدعا «استدلال  کافی»  هم می آورد ، باید و باید شنیده شود . و بر همین قیاس باید ، خرده های  را که «باید » بر این بزرگان  گرفت ، تا امکان «سوء برداشت» و  « سوء نتیجه » و  «سوء استفاده »  کم تر شود .

در همین مصاحبه ، نمونه هایی از این گونه  ها وجود دارد . بخصوص زمانی که عبدی با استفاده از تمثیل های گویا و روشن می خواهد ،  به نتیجه ی «مطلوب»  برسد ، نتایج نامطلوبی ظاهر میشوند .  به عنوان نمونه  ؛ در یکی از این مثال ها ، آمده است  :

«فرضاً اگر شما پولی از یک نفر طلبکار باشید، پولتان را از او می‏خواهید. اگر پس نداد، دو نفر را واسطه می‏کنید؛ باز هم پس نداد، کار دیگری می‏کنید و یا شکایت می‏کنید. در نهایت هم ممکن است بر سر بازپس گرفتن پولتان دعوا بکنید، اما اگر پولتان را با صحبت نتوانستید بگیرید نمی‏روید جانش را بخواهید. کسی که نمی‏تواند پولش را پس بگیرد، چگونه می‏تواند جانش را بگیرد؟ »

اما ؛ در این مثال  ،  «جمله ی آخر » هیچ ارتباط منطقی با متن مثال ندارد .آن جا که  برای حصول نتیجه می پرسد « کسی که نمی تواند پولش را پس بگیرد ، چگونه می تواند جانش را بگیرد ؟ »  جواب ساده است . چون طرف ممکن است ، پول نداشته باشد ، اما جان دارد که گرفته شود . یعنی : تعمیق  و تغییر سطح مطالبه  اگرچه «معقول»  نیست اما «ممکن» است  . پس «ممکن است»  مطالبه ی یک خواست جزئی به مطالبه ی  یک خواست بزرگتر منجر شود . اگر منکر این «امکان» باشیم  ، آن گاه طلبکاری که از قضا «عاقل» هم نیست ، حاضر به «چانه زنی» بر سر مطالبه و حتی حضور در دادگاه هم نخواهد شد . این نتیجه ی «مغلطه آمیز» می تواند خطر ناک باشد  و مورد « سوء استفاده » قرار گیرد .  نمونه ای از این سوء استفاده را اینجا ببینید .

و یا در مثالی دیگر ، آورده است :

« مثلا من ۱۰ نفر را به خیابان می‏آورم، پلیس حمله می‏کند؛ یکی از آن‏ها فرار می‏کند، دیگری می‏ایستد کتک می‏خورد و آن یکی هم پلیس را می‏زند. هرکدام خودشان تصمیم می‏گیرند دیگر. هیچ کس هم حق ندارد به آن دیگری دستور بدهد. «نتیجه» این می‏شود که هر سه چوب سیاست را می‏خورند، بدون آن که نان آن را بخورند.»

باز هم ؛ «نتیجه نهایی»  این مثال هم ارتباط منطقی با متن و مقدمات ندارد . نتیجه ی «هر سه چوب سیاست را می خورند ، بدون آن که نان آن را بخورند »   در استفاده از واژه ی «نان »  دچار مغلطه شده است . در این مثال اگر هر سه نفر قرار باشد هماهنگ عمل کنند و مثلا هر سه فرار کنند یا هر سه بایستند ،  با یک پلیس کنترل می شوند اما آن سه رفتار ، به سه  پلیس احتیاج دارد و وقتی قرار بر «سر درگمی  پلیس ها و یا استهلاک و ریزش آنها » باشد ، «هدف» تامین شده است . هدفی که با رفتار هماهنگ و رهبری شده  تامین نمی شد . به بیان دیگر استراتژی «رفتار مختلط » در مقابل حریفی که کانون های متعدد تصمیم گیری دارد و رفتار او تضمین ندارد و حتی قابل پیش بینی هم نیست ، احتمال «شکست» را بسیار کم می کند اگر چه الزاما «پیروزی» نمی آورد .

سخن کوتاه ؛ از جنبه های مثبت این مصاحبه -که کم هم نیستند  -بگذریم ، یادآوری می کنم که ضرورت دقت «چند جانبه ! » در آسیب شناسی  جنبش سبز  ، شاید آخرین مسئولیت ! نسل روشنفکرانی چون عباس عبدی است که همواره همراه جنبش های مردمی بوده اند .

پی نوشت : پنهان نمی کنم که این تعبیر عباس عبدی از رفتار جنبش که « رفتار جنبش واکنشی است در مقابل کنش های طرف دیگر »  به نظرم با واقعیت هم خوانی ندارد و شنیدن این تعبیر از زبان مهندس عباس عبدی برایم  بسیار «غریب»! بود  . از قضا اغلب  این حریف است که به کنش های اجتماعی جنبش سبز واکنش داشته است تا جایی که حتی برگزاری مراسمات رسمی و عادی حکومت تحت تاثیر کنشگری سبزها به  واکنش هایی  تبدیل شده است که روح آن مراسم را از آن گرفته است .

منبع : خودنویس نویسنده : سارا زرتشت