بایگانی

Archive for the ‘دیو بگریزد از این قوم …( تکمیلی)’ Category

دیو بگریزد از این قوم …(تکمیلی)

تصحیح و تکمیل مطلب قبلی :

۱. یاد آوری می کنم : این وبلاگ تنها  به  حرکت در قالب جنبش سبز پای بند است . جنبش سبز را هم یک جنبش نرم می داند . جنبش  نرم ، جنبشی است  نرم افزاری ، یعنی متکی و وابسته به  اطلاعات  و آگاهی . قبلاً  در این پست   در این خصوص و ویروس های جنبش سبز گفته ام .تکرار می کنم : اگر می خواهیم  اندیشه جنبش سبز غالب شود و ضریب نفوذ آن بالا رود ، باید زبان جنبش سبز را تقویت کنیم و  واژگان را به بهترین شکل در اختیار بگیریم  ، تا به کمک آن ها بتوانیم بیاندیشیم . 

۲.با  ذکر یک مثال می خواهم به اصل مطلب بپردازم . به ایــن تیتر بسیار حرفه ای و سبز رادیو فردا دقت کنید :» آمدن یا نیامدن هاشمی ، کدامیک خبر ساز می شود» .  دقت کنید ! اصل بر خبر سازی است . آمدن یا نیامدن  هاشمی تابع اند . خود هاشمی نیز با یک حرکت بسیار سبز ابتدا آمدن خود را اطلاع داد  و بعد آن را حذف کرد و سپس در مورد آوردن و حذف کردن توضیح داد . فارغ از محتوای خبر که اصل است ، این کار سبب می شود تا » اخبار» جنبش سبز تیترها ی مطبوعات ، تحلیل های کارشناسی و زبان مردم و در نهایت اندیشه مردم را  فتح کند .

 ۳. اما در مورد مطلب پیشین این وبلاگ ، با عنوان : بگریزد از این قوم که قرآن خوانند تکمیل می کنم :

  • در حالیکه  مخالفان و دشمنان جنبش سبز ، اخباری مربوط به دستگیری و محاکمه آقایان موسوی ، خاتمی ، کروبی و حتی هاشمی را درج می کنند و می خواهند بدینوسیله  افکار عمومی  را در این خصوص در اختیار بگیرند ، آقای کروبی در یک حرکت هماهنگ با سران جنبش ، هنرمندانه و شجاعانه  نامه ای را منتشر  و افکار عمومی را به سمت جنایات  بازداشتگاه کهریزک سوق داد . خبری که   در کمتر از یک ساعت در صدر اکثر رسانه های داخلی و خارجی مرتبط با ایران قرار گرفت . آنچه در اصل برای این وبلاگ و این جنبش مهم است این است .
  • هنگامی که آقای کروبی و سران جنبش سبز این گونه پا پیش می گذارند و از انرژی ها و ظرفیت های بالقوه خود مایه می گذارند ،وظیفه هواداران جنبش سبز این است که از این ظرفیت های فعال حداکثر استفاده را داشته باشند . برای آن که اهمیت موضوع را دریابید، با خود فکر کنید که آقای کروبی مگر چند بار می تواند این گونه بنویسد و بگوید  ؟ چند بار می تواند از پاره شدن آلت تناسلی یک دختر بگوید ؟  اصلا اعتبار این گونه نوشتن ها و گفتن ها  تا کی دوام  دارد؟
  • برای یک مقایسه سادهبلا تشبیه – ببینید : در جبهه مخالف یکی از آقایان دست چندم ، چیزی می گوید و مصاحبه ای می کند که موسوی عامل اغتشاش است و به پشتوانه همین موضوع درخواست محاکمه موسوی به قوه قضائیه می رود و بر افکار عمومی تحمیل می شود .
  • اصل موضوع این است . یعنی استفاده از ظرفیت های جنبش برای تقویت زبان جنبش سبز  . اگر می گوییم باید رهبری به تاوان این گونه موارد محاکمه شود  و  در صورت لزوم  اشد مجازات را ببیند ، یعنی  یک گام به جلو برای جنبش سبز . منظور این نیست که با این یک گام به محاکمه رهبری  جبهه مخالف رسیده ایم و برسیم  . در حقیقیت این خواسته  ،آخرین گامی است که رسیدن به آن حتی پس از سال ها نیز ممکن است یک آرزو باشد .

 نتیجه گیری :  تقدس زدایی از  رهبری  با در اختیار گیری  و تصرف ادبیاتی که  به او تقدس بخشیده اند  راهی است شدنی و تا حدی سهل الوصول . اگر می گوئیم یک  مقام مذهبی باید محاکمه شود  در آن از واژگانی چون سنگسار ، لواط استفاده می کنیم به خاطر آن است که ستون های تقدس رهبری  به لرزه در آید . غرض دفاع از این واژگان و مفاهیم و اعمال نهفته در آن نیست . غرض آن  نیست که از نردبان قدرت به کمک این واژها بالا برویم ، مقصود آن است که  صاحبان قدرت را با این نردبان پایین بیاوریم .  این واژگان منفور و مطرود  را چنان به کام  اندیشه  مخالفان تلخ کنیم که جرآت استفاده و بالا رفتن از آن را نداشته باشند .

باز هم یاد آوری می کنم : باید سبز ماند و به اندیشه سبز وفادار ماند و از رهبران جنبش سبز حمایت کرد .

مردم ایران:

به جرم تجاوز به نوامیس  در کهریزک سران کودتا را سنگسار کنید.

پی نوشت : در خصوص  انتخاب عنوان مطلب قبلی » دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند » در پیام ها توضیح دادم .مراجعه به منابع حافظ شناسی و حافظ نامه در این خصوص مفید است . اگر منبعی اینترنتی هم پیدا کردم در همین جا درج یا لینک می دهم .

 سر سبز باشید .