Archive

Archive for the ‘مزخرف گویی : محمود دروغگو نیست !’ Category

مزخرف گویی : محمود دروغگو نیست !

دسامبر 25, 2009 2 دیدگاه

منبع : جرس نویسنده :سارا زرتشت

« شما را به خدا از مزخرف‌گویی نهراسید!
ولی به مزخرفاتی که می‌گویید توجه کنید.»

ویتگنشتاین

دروغ ، به زبان ِ ساده ، گزاره ای نادرست است . دروغ گزاره ای است ، که نادرستی آن به هر حال  ، برای کسی یا گروهی مشخص است ، ولو گروهی دیگر آن را درست بخوانند . دروغگو  از  سرِ  «باور و یا ایمان و یا مصلحت  »  ممکن است  ،  حقیقت را انکار  کند  و یا وارونه سازد ؛ اما از اصل ِ  آن گریزان نمی شود .

اما ، هنگامی که گزاره  یا گزاره هایی به چیزهای فریبنده  آراسته می شوند ، موضوعِ  ِدرستی و نادرستی تحت ِ تاثیر قرار می گیرد . یعنی  ، آن گاه که گزاره ای » زر اندود»  می شود  ،  محتوای آن ناپدید می شود و  دیگر  تعهدی   به حقیقت نخواهد داشت . گزاره ای  را که این گونه آراسته شود ،   «سخن ِ مزخرف » می گویند و گوینده را «مزخرف گو » و این گونه سخن گفتن را «مزخرف گویی » می نامند . در  فرهنگ ِ معین  ،  مزخرف  به معنا ِ  زر اندود و  آراسته شده با  چیز های فریبنده  آمده است .  در زبان  محاوره و عمومی  تعابیری هم  چون » دری وری » و » شِـر و ور «برای مزخرف گویی بکار می رود . هری فرانكفورت ، یکی از فیلسوفان ِِ معاصر نیز در کتابی با همین نام ، تاملات ِ جالبی در  خصوص  ماهیت ِ مزخرف گویی دارد .

اتفاق ِ مهم در مزخرف گویی ، گم شدن ِ حقیقت است . مزخرف گو ، نه تنها هیچ گونه توجهی به حقیقت ندارد ،  بلکه صرفا ً  در صدد منکوب کردن ِ مخاطب است . فرد مزخرف گو ، آگاهانه یا نا آگاهانه ، گزاره های درست یا نادرست را ، آن چنان در هم می آمیزد  ، که قاعده  و زمان و مکان ِ  حاکم بر «متن » ، هر لحظه تغییر می کند . تمام  ِ هم  و غم ِ مزخرف گو ، لا پوشانی واقعیت و یا حقیقتی  است  ، که از آن گریزان است . تا حدی که  در مزخرف گویی  ، حقیقتی  ولو نسبی ،  برای هیچ کس روشن نمی شود حتی برای  فرد مزخرف گو .

مزخرف گو ، بر خلاف ِ آنچه نشان می دهد ،  به شدت تحت تاثیر مخاطب  است و تنها هدفش گمراه کردن ِ ذهن اوست .  مزخرف گو  ، نمی خواهد  مخاطب به ترس ِ او از  واقعیت و  حقیقت ِ  نامطلوب ، پی ببرد و به همین خاطر  از واقعیات ِ کوچک به دامن ِ  ایده آل های ِ ذهنی ِ مخاطب و بدیهیات ِ کلی  پناه می برد و به هر بهانه ای گزاره های خود را با آنها می آلاید .

مخاطب  ِ فرد مزخرف گو ،  اغلب  از سر ناچاری   به مزخرفات ِ او گوش دهد و یا برای اثبات ِ مزخرف گویی  او و یا  نشان دادن ِ یک نمایش ِ مزخرف گویی ، به این کار اقدام می کند .البته  مخاطب ِفرد مزخرف گو  ،  برای آن که بفهمد ، «او»  چیزی برای گفتن ندارد ،  باید به مزخرفات او گوش  فرا دهد . و  گاهی هم مخاطب  از  سر صداقت و یا سادگی ، مدهوش ِ فرد مزخرف گو می شود و ذهن و زندگی ِ خود را با مزخرفات ِ  او درگیر می کند  و حتی سهوا ً  به «تحلیل » ِ مزخرفات ِ  او می  پردازد .

نمونه های ِ مشهوری از مزخرف گویی را این روزها می توان در مصاحبه های خبرنگاران  شبکه های خبری با افراد مشهور ، مشاهده کرد . وقتی سوالی از ماجرای ِ  قتل ندا آقا سلطان و یا محیط ِ زیست ،  به  طلب ِ خسارت های جنگ جهانی ِ دوم  منجر می شود می توان اوج ِ  مزخرف گویی را  به وضوح مشاهده کرد  .

لری کینگ خبرنگار شبكه سی.ان.ان پس از مصاحبه با محمود احمدی نژاد

منبع : جرس نویسنده : سارا زرتشت