Archive

Archive for the ‘یک فرصت ، کاملا ً بیگانه’ Category

یک فرصت ، کاملا ً بیگانه

ژانویه 14, 2010 7 دیدگاه

(  خطرهایی که جنبش ِ سبز را تهدید می کنند )

منبع : جرس نویسنده : سارا زرتشت

درآمد :

بیانیه ی ِ هفدهم میر حسین ، بیانیه های ِ پنج روشنفکر دینی و  شیخ مهدی کروبی ، سخنان هاشمی  و خاتمی در جمع نمایندگان ادوار مجلس ، مناظره های روبه فردا ، قرائت گزارش کمیته ی تحقیق  مجلس، نامه ی محسن رضایی  و….از یک طرف ، تداوم و تشدید  دستگیری های فعالان سیاسی ، ترور علی موسوی و دکتر علی محمدی ، حمله به مسجد آیت الله دستغیب ، حمله به منزل آیت الله صدوقی ،آخرین سخنان  جعفری و نقدی ، مواضع مخالفان بیانیه ها و… ازطرف دیگر ،  علائم ِ آشکار ِ دو رویکرد متفاوت ،  برای حل ِ بحران اند . این رفتارهای ِ دوگانه  ، می تواند حامل ِ خطرات  جدی برای جنبش ِ سبز باشد . این یادداشت ،  خطرات  احتمالی را  هشدار میدهد و نحوه ی مواجهه شدن با آنها را می کوشد .

خطر اول : تقلب ِ دوم

خطر اول ،  تقلب  دوم است . تغییر رفتار حاکمیت در گوشه ای از  صدا و سیما  ، قرائت  گزارش کمیته تحقیق مجلس و استعفای حسینیان پیام های یکسانی دارند . انعطاف در رفتار حاکمیت و میدان داری اصولگرایان ِ معتدل  و سرخورده شدن ِ تند روها  پیام های ِ این تغییر رفتارند . تغییری که می تواند به تمایل ِ حاکمیت در پذیرش محدود ِ خواسته های بیانیه شماره 17 موسوی قلمداد شود .  اما این تغییر ضمنی می تواند، تاکتیکی برای خریدن ِ زمان هم محسوب شود . آغاز موج ِ ترور و تشدید  دستگیری ها ی فعالان سیاسی  ، نه تنها نشانه های ِ مقاومت یک بدنه از حاکمیت است ،  بلکه زبانی  برای گفتگو با دیگران  به حساب می آید  .

منشاء خطر اول ، همین رفتارهای ِ دوگانه است . رقیبی که سابقه ی «تقلب بزرگ» را دارد ، از تقلب  دوم هم ابایی نخواهد داشت . و هر آن ممکن است ، به الگوی  تند روها و زبان ِ محاکمه و اعدام برگردد .

در این برهه از زمان  ، تاکتیک های ِ سران ِ جنبش ِ سبز در این خصوص بسیار تعیین کننده و حیاتی اند . برای بازی در دور دوم ، بهتر است  به  تاریخچه ی رفتار حریف توجه کافی داشت . در شرایطی که ، امکان اخذ تضمین برای رفتار  رقیب وجود ندارد ، نباید  به رفتار رقیب «اعتماد» کرد  و بر مبنای آن «تصمیم» گرفت . بهتر است  سران ِ جنبش ، فراموش نکنند که رقیب ، «مجبور»  به تغییر رفتار خود شده است و  تا زمانی که تضمین واقعی برای تداوم ِ  این تغییر دریافت نشده است  ،  نباید عوامل اجبار رقیب را کنار بگذارند و یا تضعیف کنند .

خطر دوم : همکاری ِخویشاوندی

پژوهش های  فهر و گاچر ،  در تئوری بازی ها نشان می دهد ، یکی از موثرترین عوامل همکاری ، «تنبیه متقلب » است . پژوهشی که نشان می دهد ،  مردم حاضرند براى به دست آوردن فرصتِ تنبيه هزينه كنند ،  هزینه ای که در شرایط عادی ،  براى انجام كار خوب ،  حاضر  به پرداخت آن نیستند . در تئوری بازی ها ،  این نوع همکاری را » یک فرصت ، کاملاً  بیگانه » می نامند .

جنبش ِ  سبز ، «یک فرصت ، کاملا بیگانه » بود .  آشکار شدن ِ تقلب انتخابات  و فرصت ِ » تنبیه متقلب » اصلی ترین عامل ِ همکاری در بدنه ی جنبش ِ سبز  است و هزینه هایی که تا کنون ، برای- در این جنبش توسط مردم  ،پذیرفته شده است ،  بیانگر تاثیر این فرصت ِ بیگانه و این عامل همکاری است .

خطر دوم ، اما ،  از بین رفتن این فرصت  و این  عامل همکاری است . بازیگران موثر جنبش ِ سبز و سران ِ آن باید دقت کنند ، صرف تعامل در راس ِ هرم و تامین خواسته های ِ گروهی از سران می تواند  , همکاری در جنبش ِ سبز را از «همکاری ِ تنبیه متقلب» به «همکاری ِ خانوادگی »  و حتی بازی خویشاوندی  سوق دهد . و این یعنی انفکاک ِ شبکه های اجتماعی و ظهور گروههای ِ برنداز و  شاید هم فروپاشی ِ اجتماعی .

اگر تمایلی برای حفظ ِ همکاری در جنبش ِ سبز وجود دارد و اصراری بر همکاری از نوع ِ تنبیه متقلب وجود ندارد ، پیشنهاد می شود ، این بازی ، به «بازی روباز»  تغییر کند . » بازی روباز » هم  ، یکی از اصلی ترین عوامل ِ پیدایش همکاری است و با توجه به سوابق ِ بازیگران ، تنها الگویی که میتواند همکاری موجود در بدنه ی جنبش سبز را از دست ندهد ، بازی روباز است . اگرچه فعالان سیاسی و بزرگان ِ جنبش ِ  سبز  در این گونه بازی سابقه ای ندارند و احتمالاً تمایلی به آن نشان نمی دهند ، اما  فرصتی به نام ِ جنبش ِ سبز ، نه تنها یک فرصت ، بلکه یک نقطه ی تعادل تاریخی است و الزامات و عواقب ِ خاص خود را دارد .

خطر سوم : حقیقت های ِ کلی

امروز ، جنبش ِ سبز یک امر ِ واقع است  و به تدریج  منزوی ترین  افراد را هم متوجه ی حضور خود کرده است . کمترین گواه ِ  وجود این جنبش ، آن است که  منکران ِ آن  هم  ، ازلزوم  «برخورد جدی »  با  این جنبش  می گویند  . » برخورد جدی  » مستلزم ِ پدیده ای جدی است  و  تلاش برای حذف یک  پدیده ، اثبات ِ وجود ِ آن است . یعنی در هر صورت از جنبش ِ سبز ، گریزی نیست .

هم چنین ، جنبش ِ سبز ، یک  جنبش  در عرصه ی عمومی است  و بالتبع خواسته های ِ آن هم به عرصه ی عمومی تعلق دارد .  بر خلاف ِ عرصه ی خصوصی ، که فرد ممکن است در ذهن و خیال و اندیشه ی خود ،   باورها ی خاص  و  خواسته های ِ انحصاری  و حتی  جاه طلبانه ای داشته باشد ، اما  خواسته های عرصه عمومی  نمی توانند جاه طلبانه و کلی و حتی حقیقتی کلی باشند . این یک نکته ی بنیادی و یک  دقیقه ی فلسفی است . آنچه در حوزه ِ عمومی  مطلقا ً مهم است  حقیقت های جزئی و مشخص اند و  البته  در اینجا منظور از  حقیقت جزئی  ،  یک حقیقت ِ  مشخص  و محدود است  نه یک حقیقت ِ پیش پا افتاده . یعنی  در این تعبیر حقیقت ِ جزئی  در مقابل ِ  حقیقتِ کلی  قرار می گیرد نه حقیقتی  مهم .

خطر سوم ، برای موجودیت ِ جنبش ِ سبز ، «ظهور حقیقت های ِ کلی » در بیانیه ها و خواسته های سران و فعالان سیاسی ِ آن است . تاکید بر حقیقت های ِ کلی  ، نه تنها حقیقت های ِ جزئی  را کم رنگ می کند ،  بلکه  عرصه را برای  «حقیقت های کلی ِ  دیگر» فراهم می کند  و این گونه ، حیات ِ جنبش ِ سبز  و خواسته های ِ آن در   عرصه عمومی  تهدید می شود . عکس العمل های ِ سکولارها به بیانیه ی روشنفکران ِ دینی و  هرمنوتیک ِ بیانیه ی هفدهم ِ میرحسین  ،  نشانه های این خطر بالقوه است .پرهیز از این دشمن ِ  درونی  ساده است . کافی است   متن  جنبش   و متن های ِ  فعالان و سران و روشنفکران و اتاقِ فکر ِ  جنبش  سبز  ، به حقیقت های کلی آغشته  نگردد .

مخاطبان ِ اصلی این سه خطر ،  سران ِ جنبش ، فعالان ِ اصلی  و روشنفکران  و اتاق های فکر  جنبش سبزند . در ادامه این یاد داشت خطراتی را که متوجه ی بدنه ی متوسط و عمومی جنبش  اند ، یادآوری می کنم  و مصادیق آن را خواهم آورد  .

منبع : جرس نویسنده : سارا زرتشت