Archive

Archive for the ‘سروش همان سروش است’ Category

سروش همان سروش است

سپتامبر 10, 2009 6 دیدگاه

سروش ، همان سروش است  ، خامنه ای ناباب بود .

—————————————

می خواهند آبروی حقیقت برود اما آبروی آنان نرود . حق زمین بخورد اما آنان زمین نخورند . می خواهند حقیقتی بمیرد وساقط شود و چنان نعمتی زایل شود ، اما تهیدستی آنان آشکار نشود …

عبدالکریم سروش ، عقل و آزادی (سخنرانی در دانشگاه شهید بهشتی ) ،  اسفند ۱۳۷۰ ، تهران

شما حاضر بودید آبروی خدا برود اما آبروی شما نرود. مردم به دیانت و نبوت پشت کنند اما به ولایت شما پشت نکنند. شریعت و طریقت و حقیقت مچاله شوند اما ردای ریاست شما چین و چروک نخورد..

عبدالکریم سروش ،  جشن زوال استبداد دینی (نامه ای به  آقای خامنه ای )  ،  شهریور ۱۳۸۸،  واشنگتن

  ۱. نخستین  باری که  ، سروش در عرصه عمومی ،  » مقام محترم رهبری » را مخاطب قرار داد ، از او خواست تا  «باب » باشد و بر جویای باب باز بماند . افسوس او  «ناباب» بود . شنید و درهای بسیاری را به رویش بست  ! سروش همان سروش است ، عمرش دراز باد . امیدوارم این آخرین باری باشد که آقای خامنه ای را این گونه خطاب  می کند .

۲. به مَثَل نامه ی  استاد  ،   به جا و به هنگام ، به یاری ِ جنبش سبز آمد و  امیدی  نو بود و فتح بابی ، تا آرزو کنیم  «پیامبران ِ جنبش  سبز » به کارگزاران و کنشگران ِِ  «راه سبز امید» بپیوندند  و زبان ِ  سبز ِ جنبش را  مددی دهند  تا  «سبزاندیش » باشیم .

 باز باش ،  ای باب ! بر جویای باب

تا ز ِ تو  روید ، لباب اندر لباب *

———————————————————————–

* سروش در سال  74 خامنه ای را با این شعر مخاطب قرار داد و امیدوار بود این گونه  دیالوگی را با او شروع کند . اما نتیجه کاملا ً برعکس شد و از آن روز سروش اجازه فعالیت در ایران را نیافت .