این بازی ایراد دارد !
حرکت اول مال ِ من بود و مهارتم عالی است
تو نباید برنده می شدی . این بازی ایراد دارد !
( جان نش )
1. همايش “سبزها و دين” با حضور گسترده ی اساتيد و دانشجويان علوم انساني به خصوص جامعه شناسي و علوم سياسي در دانشكده ی علوم اجتماعي دانشگاه تهران برگزار شد. به گزارش نوروز، در اين همايش دكترحسن محدثي، دكتر سيد محمدامين قانعيراد، جواد كاشي، و سارا شريعتي و عمادالدين باقي به ايراد سخنراني و ارائه مقاله پرداختند و ابعاد حوادث بعد انتخابات با تمركز بر نقش دين در جنبش سبز وتحليل اجتماعي از اقدامات و فعاليت هاي اين جنبش را بررسي كردند. … عنوان ِ همایش گویا است ” سبز ها و دین “. متن گزارش هم گویا تر است .” تمر کز بر نقش ِ دین در جنبش ِ سبز ” و این که اکثر قریب به اتفاق ِ سخنرانان این همایش هم تاکید داشتند که در جنبش سبز ، دین دار و بی دین دخیل اند و دین ِ سبز با دین ِ سرخ یکی نیست و دین پشتوانه ای برای جنبش ِ سبز است و جنبش ِ سبز سرانجام پیروز است و بازی برد برد است و … ظاهراً همه چیز خوب است .
2. بزودی در گوشه ای دیگر از تهران ، در دانشگاهی دیگر ، همایشی با عنوان ” دین و انقلاب نرم ” بر گزار خواهد شد و عده ای دیگر با عنوان اساتیدِ جامعه شناسی و علوم سیاسی و دینی در آن سخنرانی خواهند کرد . دکتر محمد جواد لاریجانی و رحیم پورازغدی و صفار هرندی و رسایی و مصباح یزدی و … به ایراد ِ سخنرانی و ارائه مقاله خواهند پرداخت و ابعاد حوادث بعد انتخابات را با تمركز بر نقش دين بررسی کرده و بر نقش ِ وحدت آفرین ِ ولایت ِ فقیه در خنثی کردن توطئه های ِ سران ِ فتنه تاکید خواهند کرد . در این همایش با تاکید بر جایگاه دین اسلام و با تکیه بر آموزه های امام بر حفظ ِ دستاوردهای انقلاب اسلامی تاکید شده و یکی از اساتید با تبیین ماجرای صفین و قرآن کردن ِ نیزه ها ابعاد دسیسه های معاویه و عمرو عاص را تشریح می کند . دیگری از شیوه های ِ حکومتی امیرالمومنین و پیامبر اسلام در برخورد با ماجرای بنی قریظه و خوارج خواهد گفت و.. البته این همایش در مطبوعات و صداو سیما انعکاس وسیعی یافته و دوست و دشمن به نقد آن خواهند پرداخت . .
3. حاصل چیست ؟ البته که در هر دو همایش ارتباط ِ” دین و سبز ها ” واکاوی می شود و صد البته در هیچکدام از این همایش ها در خصوص ِ رنگ سبز و طیف های ِ آن جدلی در کار نخواهد بود . اما آنچه ارتباط آن با سبزها و جنبش ِ سبز ، تعبیر و تفسیر و تحلیل و تاویل خواهد شد ” دین ” است . یعنی محل اصلی ِ دعوا ، دین و قرائت های دینی خواهد بود و این یعنی آغاز یک دعوای ایدئولوژیک ِ نه چندان جدید. در این دعوا ، هر کس گزاره های بنیادی خود را دارد و به گزارشی از تاریخ دینی اکتفا می کند . هر کس به روایت و تفسیری از دین پای بند است و احادیثی از پیامبر و روایاتی از ائمه و جملاتی از امام . لشکر کسی هم آسان است و همه به اندازه ی کافی شهید دارند . حاصل چیست ؟ قرائت ِ رسمی و سنتی دین و ولی امر مسلمین جهان و فقیهان ِ سنت گرا در یک طرف و روشنفکران دینی در طرف ِ دیگر ؟ یک دعوای ی بیهوده برای جنبش ِ سبز . بازی عوض شده است . میدان از آن ِ حریف است و بازی مطلوب ِ سیاستمداران و دنیا به کام ِ برادر ِ بزرگ !
4. بازی را ما شروع کردیم . مهارت کافی داریم .اما بازنده ایم . این بازی ایراد دارد ! چیزی در این میان گم می شود . نمادی به نام سبز . جنبشی در این میان مقبض می شود . جنبشی به نام جنبش ِِ سبز . ایراد از کجاست ؟
5. ایراد اول : جنبش ِ سبز برخلاف ِ انقلاب ِ اسلامی ، متکی بر نماد هاست نه ایدئولوژی . ایدئولوژی ها و نماد ها کارکردهای ِ مشابه ی دارند و هر دو ذهن را تسخیر می کنند . هر دو برای بسیج ِ توده ها و شکل گیری جنبش های ِ اجتماعی کارکردهای ِ مثبتی دارند . اما آنچه یک نماد بر دوش می کشد بسیار فراتر از تکلیفی است که ایدئولوژی می طلبد . جنبش ِ سبز با نمادهایش آغاز شده است : رنگ سبز ، میر حسین ، ندا آقا سلطان ، کیانوش آسا ، محود وحید نیا ، کهریزک ، رامین ِ پوراندرجانی . نمادهای ِ جنبش ِ سبز فراگیرند و جهانی اند. جنبش ِ سبز برای تسخیر قلوب و اذهان از نمادها بهره می گیرد نه از ایدئولوژی . . راز ِ همراهی جهانیان همین است . ایدئولوژی هامخاطبان خاص دارند اما نماد ها مخاطبان عام . به کنایتی ، تفاوت ِ ایدئولوژی ها و نمادها در جنبش ِ سبز تفاوت از” یاحسین ” تا ” میر حسین ” است .
6. ایراد دیگر : تفاوت ها ی بنیادی فراموش شده است و شباهت های ِ بدیهی بزرگ شده اند . خواسته ها یکی است اما خاستگاهها یکی نیست . خواسته های انقلاب اسلامی و جنبش ِ اصلاحات و جنبش َ سبز یکی است .امنیت ، عدالت ، آزادی و جمهوری اسلامی شاید ! اما تنها خواسته ها یکی است، خاستگاه آنان متفاوت است . جنبش ِ سبز با اتکا بر حق انسانی ِ رای به دنیا آمد و انقلاب ِ اسلامی بر اساسِ تکلیف اسلامی ِ مبارزه با ظالم و جنبش ِ اصلاحات بر اساس ِ اعتراض به یک روش سیاسی و اقتصادی در حکومت . حق ِ نهفته در جنبش ِ سبز ، پیش از تکلیف دینی انقلاب اسلامی و اصلاح ِ سیاسی دوم ِ خرداد آغاز می شود . اعم از آنهاست . نباید جنبش ِ سبز را به اصلاحات و حتی انقلاب ِ اسلامی فرو کاست .
7.ایراد سومی هم هست و شاید بنیادی تر از همه . و آن “همان گویی ها و بد فهمی ها “ است . جمله هایی با این محتوا ” جنبش ِ سبز پیروز خواهد شد حتی اگر به قدرت دست نیابد ” . یعنی روزی روزگاری همه سبز می شوند در روش . بالاخره همه به قانون تمکین می کنند در عمل . این گزاره ها همان گویی است . هیچ انگاری ِ جنبش است .آنهایی که این گونه می گویند و این گونه باور دارند ، چیستی ِ جنبش ِ سبز را زیر سوال می برند .مخاطب حق دارد بپرسد : ” اگر چنین است ، اصلا چرا جنبش ؟ ” . اشکال وارد است و از آنجاست که : قانون و بی قانونی ، نفی خشونت و خشونت ، آلترناتیوها ی کاملی نیستند . قانون ، محوری برای ” نفی خشونت ” نیست . چنانچه بی قانونی به معنای خشونت نیست . گاندی یک نماد است نه یک ایدئولوژی . به قول او : “ما نبايد در انتظار آن بمانيم که بدکاران به مقامي ارتقا يابند که به بدی ِ کار خود پي ببرند و بديها و نادرستيهاي کار خود را اصلاح کنند. ” *
نویسنده : سارا زرتشت
* پی نوشت ِ مهم :
این ایرادها صرفا ایرادی های ِ فلسفی و منطقی ِ بر عنوان ِ کلی ِ همایش اند و ایرادهای موضوعی و اخلاقی ِ برگزاری چنین همایش هایی مجال خود را می طلبد . روشنفکران و اساتید همراه جنبش ِ سبز ترجیحا در این شرایط باید به عنوان ِ کنشگر ظاهر شوند نه تحلیلگر . در مجالی دیگر به این موضوع خواهم پرداخت .
رهبر باید عاقل باشد
فرزندِ یکی از دوستانم کلاس ِ سوم دبستان است و البته ساکن ِ یکی از شهرهای بزرگ غرب ِ ایران . این دوست ِ ما ، امروز پس از مدتها زنگ زد و ماجرایی را برایم تعریف کرد که یک دنیا حرف دارد . می گفت : معلم امروز از پسرم خواسته است که با کلمه ی “رهبر“ جمله ای بسازد و در پای تخته بنویسد و پسرم در پای تخته نوشته است : “رهبر باید عاقل باشد. ” . خانم معلم هم – شاید با خنده یا با ترس - از او خواسته است که جمله ی دیگری بسازد و خودش پیشنهاد داده است : پسرم ، مثلا بنویس ” رهبر ما عادل است “ یا ” ما رهبر ِ خود را دوست داریم ” .
این دوستم با خنده – و البته اندکی غرور - ادامه داد : می بینی ، پسرم به پدرش رفته است و از حالا سیاسی فکر می کند و سیاسی می نویسد . اما ، من به شوخی و به رسم ِ سالهای ِ دانشجویی ، از در ِ مخالفت بر آمدم که : خوشبختانه این نشان می دهد که پسرت به پدرش نرفته است ، چون اگر از پدرش می خواستند با “رهبر ” جمله بسازند ، همان جمله ی خانم معلم را می ساخت . برای لحظه ای سکوت روی خط ِ تماس برقرار شد . هر دو یکه ای خوردیم و البته اقرار کردیم که نسل ِ ما اگر می خواست با “رهبر” جمله ای بسازد همان جمله ی خانم معلم را می ساخت اما خوشبختانه ! امروز بچه ها کمتر به پدر هایشان می روند . تاریخ گواهی می دهد .
باز هم سبز شدن ِ روشنفکران !
23 خرداد 88 با یکی از دوستانم در خصوص بازداشت های پس از انتخابات تلفنی صحبت می کردیم . آن روز هر دو بر آن عقیده بودیم که با این کار می خواهند اتاق ِ فکر ! موسوی و کروبی را تضعیف کنند . چند روز بعد که جنبش ِ سبز بدنیا آمد ، هر دو به اشتباه خود پی بردیم و بی تعارف اقرار کردیم که اساسا ً این بار ، اتاق ِ فکری وجود نداشت . البته در این میان سخنان دوستم شنیدنی تر بود . او عقیده داشت : کودتاچیان ، اتاق ِ فکر اصلاحات را به جای ِ اتاق ِ فکر جنبش ِ سبز گرفته اند و این شری است که بانی خیر خواهد شد . البته آن دوستم معتقد بود : اصلاحات اگر اتاق ِ فکر مناسبی داشت که به این زودی در بازی قدرت شکست نمی خورد و آن دوست ِ ناباب ! تا جایی پیش رفت که اندکی ابراز ِ خوشحالی کرد که جنبش ِ سبز با اتاق ِ فکر ِ اصلاحات شکل نمی گیرد !
امیدوارم ، سوء تفاهم نشود اما در این شرایط ِ سخت و حساس ِ تاریخی ، تعارف جایز نیست . امروز که سخنان باقی و جلایی پور و محدثی و قائمی راد را در سایت نوروز دیدم ، دانستم که آن دوست پر بیراه نگفته بود .گویا جنبش ِ سبز برای بعضی ها تنها یک سوژه ی جدید است که مجال مناظره و مکاتبه و روشنفکری را فراهم می کند . نسبت جنبش ِ سبز با دین و دین سبز و جنبش های سبز ، فرصتی هم برای “سبز شدن ِ ” روشنفکران است . البته به قول یکی از دوستان ِ نغز گو “هر سبزی سبز نیست ” .
به بنده حق بدهید که بسی نگران باشم واندکی تلخ . به اشاره بگویم . اصلاح طلبان ِ بزرگوار بهتر است به جای ِ ادای روشنفکری به رفتار حزبی و سیاسی ِ خود بپردازند و گرفتار دفاع از هم حزبی های دربند خود باشند نه نگران ِ تعریف و اصلاح ِ جنبش ِ سبز . فعلا رسایی و صفار هرندی دارند ادای آنها را در می آورند ، نگران باشند که جای ِ آنها را نگیرند . نه ! نه !! جنبش ِ سبز نیازی به اصلاح ندارد .
این اشارت ِ تلخ ، البته ! به معنای نفی اصلاحات و دستاورهای خاتمی ِ بزرگ و اندیشه های حجاریان ِ کبیر نیست . محض اطلاع ، نگارنده پیش از دوم خرداد هم ، پیرو و حامی و همراه ِ مشی اصلاح طلبی و اصلاحات بوده است و از این پس هم خواهد ماند اما بر این باوراست که جنبش ِ سبز نه ماهیت و نه منشاء مشترکی با اصلاحات ِ برخاسته از دوم خرداد ندارد . به اختصار ، خاستگاه جنبش ِ سبز اعاده ی یک حق است و خاستگاه اصلاحات اصلاح یک روش . جنبش ِ سبز یک جنبش ِ ایجابی ِمثبت برای اعاده ی حق ِ “رای ” یا همان حقِ حداقل ی زندگی ِ اجتماعی است و اصلاحات ِ دوم خرداد یک مشی سلبی ، برای نفی ِ روش های سیاسی و اقتصادی ِ جریان ِ حاکم .
این بازی ایراد دارد !
خاموشترین کلام ها هستند که طوفان بر پا می کنند
اندیشه هایی که با گام ِ کبوتر می آیند
جهان را رهبری می کنند.
( نیچه )
درآمد :
16آذر روز دانشجو است . به یادِ سه شهید ِ اهورایی : بزرگ نيا، قندچى و شريعت رضوى . 16 آذر در راه است و این روزها 16 آذر یعنی فرصتی دیگر برای جنبش ِ سبز .
جنبش سبز باید استراتژی “عدم ِ خشونت ” را ادامه دهد ، این یک اصل است در غیر این صورت بهتر است نام دیگری برای خود انتخاب کند . جنبش ِ سبز باید با دشمن “مدارا” کند . این نیز یک اصل است . “مدارا ، یعنی مدارا با دشمن “. اگر کسی غیر از این می اندیشد یا به مدارا اعتقادی ندارد و یا از مدارا چیزی نمی داند . در جنبش ِ سبز همه “وجود ” دارند . قرار نیست کسی پیشاپیش حذف شود و یا دسته ای معدوم شوند . اگر کسانی اعتقاد به حذف و یا مرگِ پیشاپیش ِ حریف دارند ، در حقیقت رفتار ِ طرف ِ مقابل را پذیرفته اند و آن را توجیه کرده اند . جنبش ِ سبز “امیدوار ” است . ترس محصول ِ نا امیدی است و خشونت محصول ِ ترس است و خشونت منجر به شکستن ِ قواعد ِ بازی می شود . با وفاداری به این مقدمات ، می خواهم به 16 آذر بیاندیشم . چه باید کرد ؟
گزینه های معمول :
در 16 آذر ، می توان “راهپیمای و یا تجمع ِ سکوت در سطح عمومی ” برگزار کرد . اما با رسانه های ِ فعلی فراخوان عمومی و وسیع مقدور نیست . مجوز لازم برای کم خطر بودن ِ تجمع صادر نمی شود و از طرفی 16 آذر هم روز تعطیلی نیست و امکان ِ حضور عامه ی مردم وجود ندارد . با این وصف فراخوان برای تحصن و یا تجمع عمومی در 16 آذر منطقی به نظر نمی رسد .
در 16 آذر ، می توان ” راهپیمایی ِ و یا تجمع ِ سکوت در دانشگاهها ” برگزار کرد . شاید این آسان ترین راهی است است که میتوان برای 16 آذر پیشنهاد داد . تعطیلی کلاس ها و تجمع ِ سکوت ، در روز ِ 16 آذر ممکن است اما در کنار ِ حداقل هزینه ، ”حداقل فایده ” را هم دارد . از طرفی امکانِ این که تجمع ِ سکوت به تجمع ِ تند و درگیری های ِ درونی در دانشگاه منجر شود و یا شعارهای تند سرداده شود بسیار است ، تا حدی که تداوم ِ تجمع ِ سکوت ، دشوارتر از شکستن ِ آن بشود . تجربه ی 13 آبان نشان داد که تحریک ِ دانشجویان منجر به شعارهای ِ ساختارشکن وتحریک آمیز می شود و این تند روی ها ، تندروی طرف ِ مقابل را هم توجیه می کند .
در 16 آذر می توان “راهپیمایی محدود و پراکنده با محوریت ِ دانشجویان در سطح شهر ” برگزار کرد . با شکستن درب ِ دانشگاهها و خروج از سد ِ نیروی نظامی و ماندن در خیابان ها تا سقوط ِ دولت ِ کودتا ! شروع ِ این کار ممکن است اما توام ِ با خشونت شده و به سرعت ریزش می کند . امکان ِ حضور ِ سران جنبش نیز فراهم نمی شود . در کل هزینه آن بسیار و دستاورد ِ آن اندک است . احتمال ِ عدول از اصل ِ عدم ِ خشونت و اصل ِ مدارا در آن بسیار است . به هر حال حریف از این بازی خوشنود خواهد شد .
در 16 آذر ، می توان به ” برگزاری مناظرات و جلسات ِ پرسش و پاسخ و سمینار ” قناعت کرد . این تاکتیک ممکن و کم هزینه است اما برای روز ِ 16 آذر یک “فرصت سوزی” است .
غیر از این گزینه ها ، گزینه ی معمول دیگری ِ به ذهن نمی رسند . اما هیچ کدام از این گزینه ها از مطلوبیت کافی برخوردار نیستند . منطقا ً در این شرایط ” زمین ِ بازی ” را باید عوض کرد . تغییر زمین ِ بازی برای 16 آذر 88 صرفا ً یک تاکتیک است و نمونه ای عملی از این تاکتیک می تواند” برگزاری رفراندوم ِ نمادین در دانشگاهها “باشد .
رفراندوم ِ نمادین : ، پیشنهادی برای 16 آذر
سبزترین راه برای رهایی از بن بست در معادلات و مناسبات ِ سیاسی برگزاری ِ رفراندم است . علی رغم آن که این واژه در قانون ِ اساسی ما به رسمیت شناخته شده است ، اما “متولیان امور”ی که منشا ء غیر مردمی برای قدرت ِ خود قائل اند ، به رفراندوم تن نمی دهند چون تقدس ِ آنان می شکند . از طرفی آنچنان به جایگاه قانونی خود اطمینان ندارند که بازی ِ قانون را بپذیرند و از به نتایج ِ رفراندوم بیمناکند . “این ترس انسانی و آن ادعای ربانی ” ، مشخصه های ِ اصلی حریف اند و هر این دو در بازی ِ رفراندوم فرو می ریزند .
با این وصف ، پیشنهاد برگزاری ِ “رفراندوم نمادین در دانشگاه ها هم زمان با 16 آذر “ پیشنهاد موثری به نظر می رسد . ” هدف ِ اصلی ” این تاکتیک ، آشنا کردن ِ زبان و اذهان با واژه ی رفراندوم است و این به خودی خود بسیار ارزشمند است و ”یک گام موثر و به پیش ” برای جنبش ِ سبز خواهد بود .
“موضوع ِ رفراندوم ” می تواند در دانشگاهها متفاوت باشد و به انتخاب دانشجویان و با بهره گیری از شعارهای سبز با محیط شهر و اندازه ی دانشگاه و شرایط آن متناسب شود . گاه انتخاب یک موضوع فاتنزی هم کافی است . موضوعاتی چون رنگ ِ مورد علاقه ، نظارت ِ استصوابی و…
برای “برگزاری رفراندوم ” کافی است در هر دانشگاه ستادی چند نفره به نام ” ستاد رفراندوم ” ایجاد شود تا هم زمان با روز 16 آذر رفراندوم ِ نمادین را برگزار نماید.
در خصوص ِ مزایای این پیشنهاد بیشتر می توان گفت : مانند ِ :
- پاسخ به پیشنهاد ِ سید محمد خاتمی برای برگزاری رفراندوم
- اجابت ِ دعوت ِ اخیر میرحسین موسوی و مهدی کروبی به عدم ِ خشونت
- یاد آوری واژه ی انتخابات به مردم و دولت ِ کودتا ،
- باز گشت به شعارهای اصلی و خواسته های مشترک ِ جنبش ِ سبز
- یاد آوری خواسته ی “ رای من کجاست ؟ ” به افکار عمومی ، جهانی و حتی دولت ِ کودتا
- گسترش جغرافیایی جنبش سبز به شهرهای کوچک و دانشگاهها و دانشکده های محدود
- پرهیز از تند روی و شعارهای ساختار شکن
- امکان حضور کم هزینه و یا بدون هزینه ی کلیه دانشجویان در یک مراسم ِ مدنی
- امکان ِ انعکاس ِ اخبار 16 آذر برای رسانه های سبز و روزنامه های در حال ِ انتشار
- گسترش بحث در خصوص ِ ماهیت ِ رفراندوم و کارایی آن در حرکت های اصلاحی
- ثبت ِ نشانه ای برای زنده بودن و فراگیر بودن ِ حرکت ِ جنبش ِ سبز
- نتایج ِ غیر قابل پیش بینی و عدم ِ امکان برنامه ریزی دولت کودتا برای مقابله با آن
- بازی در غیبت ِ سپاه و بسیج و نیروی ِ انتظامی ( آچمز شدن ِ حریف )
- افزایش ِ ضریب ِ نفوذ ِ واژه ی رفراندوم در افکار عمومی
- توجه به اصل ِ اصلاح در مقابل اصل ِ انقلاب
- توجه به اصل ِ عدم خشونت
- توجه به اصل ِ مدارا
باری ، به زعم نگارنده – که همه چیز را فلسفی –منطقی – می بیند ، برگزاری ِ رفراندوم ِ نمادین در دانشگاهها ، با آن “مقدمات” و با این “مزایا “، یک حرکت ِ پیشروانه در جنبش ِ سبز محسوب می شود ، با مطالبات ِ عمومی ِ جنبش ِ سبز هم خوانی دارد و با سفارشات ِ سران ِ جنبش سبز هماهنگ است .
نویسنده : سارا زرتشت
رامین پوراندر جانی را خودکشی کردند …
نه ! بعضی شباهت ها اتفاقی نیست !…

…
معلم ادبیات از پنجره کوچک بیرون را نگاه می کرد…
پسرک همچنان می خواند. رسید به آنجا که:
قصه است این قصه آری قصه درد است
شعر نیست
این عیار مهر و کین مرد و نامرد است
بی عیار شعر محض خوب و خالی نیست
هیچ همچون پوچ عالی نیست
این گلیم تیره بختی هاست
خیس خون داغ سهراب و سیاوش ها
روکش تابوت تختی هاست…
معلم گفت: بایست!
چشمش خیس شده بود. گفت: می گفتند تختی خود کشی کرده… بعضی ها می گفتند: آقا تختی را خود کشی کردند! این حادثه در شعر اخوان نمود پیدا کرد. تختی را در کنار سهراب و سیاوش قرار داد. خون سیاوش و سهراب هنوز هم داغ است. روکش تابوت تختی در یاد همه می ماند. کی باور می کرد که تختی خود کشی کرده باشد؟…
ادامه بده پسر جان…
دادگاه انقلاب اسلامی شب و روز نمی شناسد..
قرص ِ خواب خورده بود . قرص ها را دکتر زندان تجویز کرده بود . پرسید : ” در چنین شرایط سختی چگونه می توانم به چنین کیفرخواستی پاسخ بگویم؟ ” . جواب خلخالی به این اعتراضات به راستی حیرت آور بود . به نظر نمی رسید که غرضش طنز و هزل باشد . می گفت زمان نامتعارف ِ شروع ِ کار دادگاه تصادفی بیش نیست . می گفت : ” دادگاه انقلاب اسلامی شب و روز نمی شناسد .کارش را به سرعت و شبانه روزی انجام می دهد . همان طور که از اسمش پیداست انقلابی است .”
هویدا پس از اعتراض بر سبک کار دادگاه و زمان آغاز آن به مضمون مفاد کیفرخواست حمله کرد . لحن گفتارش سخت دقیق بود . پرخاش نمی کرد اما به صراحت سخن می گفت . بیش از هر چیز در طلب ِ آماری بود که میزان ِ رشد اقتصادی در دوران ِ صدارتش را نشان می داد . خلخالی می گفت ” “از زمان بازداشت تا کنون فرصت ِ کافی برای تدارک ِ مدافعات ِ خود داشتید. ” هویدا به مخالفت بر خاست و گفت : ” از زمان انقلاب تا به حال تنها دو بار با یکی از مقامات ِ رسمی ِ نظام اسلامی صحبت کرده است و فرصت کافی برای گردآوری ارقام و آمار نداشته .” جوابی که خلخالی به این اعتراض ِ هویدا داد به گمان ِ من حتی در تاریخ ِ دادگاههای فرمایشی نیز بی سابقه است . رئیس دادگاه انقلاب گفت : “
بیشتر بندهای ِ کیفرخواست مسایل کلی و اتهاماتی است که احتیاج به مدرک و سند ندارد ! “
به نقل از کتاب ِ معمای هویدا ، منبع اصلی روزنامه کیهان ، 24 اسفند 1357 ، صفحه ی 8 .
بعضی ها برابرترند : برای احسان فتاحیان
این روزها که مهدی کروبی منافق است و میر حسین موسوی عامل سیا است . این روزها که خاتمی برانداز ِ نرم است وهاشمی رفسنجانی ضد انقلاب است و آیت الله منتظری هم ضد ِ ولایت ِ فقیه !.. .می شود فهمید ، می شود دانست که چرا احسان فتاحیان هم تجزیه طلب است و چرا کُـردها سر می بُرند . ..
این روزها که سازمان مجاهدین انقلاب ِ اسلامی اجازه ی برگزاری کنگره اش را ندارد می شود فهمید که چرا حزب ِ دمکرات ِ کردستان ایران گروهکی منحله است …
این روزها که جبهه مشارکت ِ اسلامی جاسوس ِ انگلیس است ، درک می کنیم که چرا حزب ِ کارگران کردستان نوکری انگلیس را کرده است …
این روزها که مراسم ِ دعای کمیل هم جرم است می شود فهمید چرا اهل ِ سنت ِ تهران هم نمی توانند نماز جماعت بخوانند …
این روزها که سید مصطفی تاج زاده 100 روز را برای یک توبه نامه در انفرادی بوده است ، ما خبردار شده ایم که احمد مفتی زاده 3000 روز را برای یک توبه نامه چگونه گذارنده است …
این روزها که محمد رضا جلایی پور 50 روز انفرادی ِِ بی محاکمه را تجربه کرده است ، حمید رضا جلایی پور دیگر جرا ت نمی کند ” اعدام ِ بی محاکمه ی 53 نفر در یک روز ” را توجیه کند …
این روزها … این روزها …این روزها همه می دانیم که چرا بعضی ها برابرترند ..
این روزها اعدام ِ احسان ِ فتاحیان اشارتی است به فراموشی ما . این روزها کردستان اشارتی است به چیزهایی که شروع شده اند و ما غافل بوده ایم . این روزها کردستان اشارتی است به تهمت هایی که زده ایم و و باید توبه کنیم . این روزها مرگ ِ احسان فتاحیان اشارتی است ، اشارتی به حیاتی دیگر ..
این روزها هم می گذرد .اما این دانستن ها و فهمیدن ها و درک کردن ها نباید فراموش شود . برای آنکه فراموش نکنیم برای آنکه فراموش نشود باید به جنبش ِ معذرت خواهی بپیوندیم . این روزها جنبش ِ سبز محتاج ِ استراتژی معذرت خواهی است .
استراتژی ِ معذرت خواهی : ( یا تبری از گذشته ) : بر اساس ِ یک قانون ِ طبیعی ، انسان ها همه خطاکارند . معصوم انگاری انسان ها مقدمه ی خدا انگاری ِ انسان هاست . از طرفی دیگر ، انسان هایی که در عرصه ی سیاست فعالند به خاطر ماهیت ِ سیاست و خطاهای مهم تری مرتکب می شوند . تبری از خطا به معنای نفی خویشتن نیست به معنای نفی خطا است . معذرت خواهی ، حداقل کاری است که برای جبران خطا می توان انجام داد . معذرت خواهی ، انسان خدانگاری را متزلزل می کند . معذرت خواهی دل ها را نرم می کند و مخالفان را همراه می سازد . جنبش سبز تا کنون از جنبش ِ معذرت خواهی اندکی بهره برده است . اما ظرفیت ِ این استراتژی بسیار است و با بهره گیری کافی ، می تواند معجزه کند .تا کنون آیت الله منتظری ، عبدالکریم سروَ ش و عطالله مهاجرانی – اگر چه به تلویح - از نظریه ی ولایت فقیه و انقلاب ِ فرهنگی و کشتار 67 تبری جسته اند . این کافی نیست . استراتژی معذرت خواهی می تواند به جنبش ِ معذرت خواهی تبدیل شود و دامن ِ خاص و عام را بگیرد . بزرگان ِ جنبش از موسوی و خاتمی و کروبی و نوری و… مجال خوبی ! برای حضور در این بازی دارند . بچه های وبلاگستان هم می توانند به خوبی این جنبش را همراهی کنند و تقویت و تنفیذ این بازی می تواند به تقدس زدایی از قدرت کمک شایانی بکند و عاقبت به خیری را در دنیا و آخرت به همراه بیاورد .حتی تلاش برای همراه کردن هاشمی رفسنجانی به عنوان قدرتمند ترین شخص دهه های اول انقلاب می تواند زلزله ای در ارکان ِ استبداد ِ دینی ایجاد کند .
شبکــه ای از رفرانــدوم ها : پیشنهادی برای 16 آذر

“ شبکـــه ای از رفرانـــدوم ها ”
برگزاری ” رفـــــــرانــــدوم ِ نمادیــــــــن ” در دانشگاهها ، هم زمان با 16 آذر
دلایل ِ ااثباتـــی :
- یاد آوری واژه ی انتخابات به مردم و دولت ِ کودتا
- باز گشت به شعارهای اصلی و خواسته های مشترک ِ جنبش ِ سبز
- یاد آوری خواسته ی “ رای من کجاست ؟ ” به دولت کودتا
- گسترش جغرافیایی جنبش سبز به شهرهای کوچک و دانشگاهها و دانشکده های محدود
- افزایش ِ ضریب ِ نفوذ ِ واژه ی رفراندوم در افکار عمومی
- پرهیز از تند روی و شعارهای ساختار شکن
- امکان حضور کم هزینه و یا بدون هزینه ی کلیه دانشجویان در یک مراسم ِ مدنی
- امکان ِ انعکاس ِ اخبار 16 آذر برای رسانه های سبز و روزنامه های در حال ِ انتشار
- گسترش بحث در خصوص ِ ماهیت ِ رفراندوم و کارایی آن در حرکت های اصلاحی
- ثبت ِ نشانه ای برای زنده بودن و فراگیر بودن ِ حرکت ِ جنبش ِ سبز
- توجه به اصل ِ عدم خشونت
- توجه به اصل ِ مدارا
- توجه به اصل ِ اصلاح در مقابل اصل ِ انقلاب
- پاسخ به پیشنهاد ِ سید محمد خاتمی برای برگزاری رفراندوم
- نتایج ِ غیر قابل پیش بینی و عدم ِ امکان برنامه ریزی دولت کودتا برای مقابله با آن
- بازی در غیبت ِ سپاه و بسیج و نیروی ِ انتظامی ( آچمز شدن ِ حریف )
- ادامه دارد …
عوامل ِِ سلبـــی :
- تعطیل نبودن ِ 16 آذر
- عدم ِ امکان تجمع ِ قانونی و برگزاری ِ راهپیمایی ِ سکوت
- تجربه ی افزایش ِ خشونت در 13 آبان
- شعارهای ساختار شکن
- ورود نیروهای ِ نفوذی به بدنه ی جنبش ِ سبز
- پرهیز از بازی در زمین ِ حریف ( خشونت ، توهین ، زندان و… )
رفراندوم ِ نمادین در دانشگاهها : پیشنهادی برای 16 آذر
«اگر اجباری كه به زنده ماندن دارم نبود، خود را در برابر دانشگاه آتش میزدم ..
اما نه ! .. باید زنده بمانم و این سه آتش را در سینه نگاه دارم .»
دکتر علی شریعتی
قبلاً در خصوص ِ 13 آبان و پیام های ِ سیزدهم آبان هشتاد و هشت اینجا نوشته ام . اکنون که زمزمه های اعتراض برای 16 آذر آغاز شده است ،من پیشنهاد متفاوتی دارم . فراموش نکنیم ، 16 آبان تعطیل نیست و حضور انبوه مردم در خیابان ها برای برگزاری ِ راهپیمایی ِ سکوت ممکن نیست . از طرفی دیگر ، 16 آذر مانند ِ مناسباتی چون 22 بهمن و روز قدس ، یک مناسبت ِ عمومی نیست و توقع برای حضور عامه ی مردم نه بجاست و نه فراخوان برای آن ممکن است . با این مقدمات ، پیشنهاد ِ من برای ِ روز ِ 16 آذر این است :
برگزاری ” رفـــــــرانــــدوم ِ نمادیــــــــن ” در دانشگاهها ، هم زمان با 16 آذر
“ شبکـــه ای از رفرانـــدوم ها ” 
موضوع رفراندم می تواند در دانشگاهها متفاوت باشد و دانشجویان ِ خلاق آن را پیشنهاد کنند . موضوعاتی مقدور ، ملایم ، سبز و حتی فانتزی موضوعاتی مانند : نوع ِ حکومت ، بمب ِ اتم ، محیط ِ زیست ، رنگ مورد علاقه ، غذایی که باید از سلف سرویس حذف شود و… از این قبیل . برگزاری رفراندم نمادین ساده است .کافی است ستادی چند نفره برای به نام ” ستاد رفراندم ” ایجاد شود تا هم زمان با روز 16 آذر “رفراندوم ِ نمادین ” را برگزار نماید.
لطفا این پیشنهاد را جدی بگیرید و در غنی سازی ِ آن بکوشید . دعوت می کنم از بچه های ِ وبلاگستان برای موضوع رفراندوم ها، بازی وبلاگی راه بیاندازند . این پیشنهاد کم هزینه است . انعکاس ِ داخلی و خارجی خوبی خواهد داشت . منفعلانه نیست ، تحلیلی نیست ، تکراری نیست ، تندروی نیست ، خواسته ی مشترک ِ جنبش ِ سبز است و مهم تر از همه واژه ی رفــــــرانـــدوم را در ذهن و زبان مردم می کارد و به گوش ِ همه می رساند . شبکه ای از رفراندوم ها کمک می کند تا تا روزی همه با هم سبز شویم . بیشتر در این باره خواهم نوشت . همراه شوید .
——————
پی نوشت : گزارشی خواندنی درباره 16 آذر در سایت دانشگاه تهران
وبلاگ زبان سبز به علت فیلتر شدن اینجــــــا رفته است .
فعلاً هر دو وبلاگ بروز می شوند اینجا نسخه بدون فیلتر را ببینید


