بایگانی

Archive for نوامبر 2009

گاهی وقت ها برای مسیح علی نژاد

نوامبر 29, 2009 4 دیدگاه

مسیح جان

ســـــلام

مهدی افشار نیک برای بازجوی رمضان زاده نوشته بود »  بازجویی و خبرنگاری در دو افق متفاوت سیر می‌کنند اما در پرسشگری با هم یکسانند، هر چند آن برای پرونده و محکمه و قضاوت یا به‌پا‌ کردن شوی تلویزیونی می‌پرسد و این برای روشن شدن افکار عمومی و انتشار. اما در یک نقطه با هم مشترکند البته با ماهیتی بسیار متفاوت» . نوشته ی  شما خطاب به ابطحی  همان نقطه ی مشترکی است که مهدی گفته بود . نیک گفته بود ، باورم شد  .

مسیح جان

آوار نمی شوم سرت . فاخرانه می پرسم. » اعترافات ِ اجباری»   یعنی چه ؟ » نامه ی سرگشاده»  را برای چه کسی می نویسند ؟   از» شهوتِ  شهرت»  تا «شهوت ِ قدرت »  چقدر راه است ؟

مسیح جان ،

خوب گفته ای خودت  »  بگذاریم  گاهی وقت ها گلایه هایمان به سیاستمداران مان، زبان بروز یابند تا به کینه های نهفته  در جامعه تبدیل نشوند »  . «قید» ِ  این جمله ات را نباید زد ،  مسیح جان !! برای ما که سحر را باور داریم ،  اندکی صبر دشوار نیست . «زمان ِ بروز» هم به اندازه ی » زبان بروز» مهم است .  خوب قید کرده ای خودت :  گاهی وقت ها … گاهی وقت ها …گاهی وقت ها  …

سارا زرتشت

Advertisements

اکبر اعلمی ، هم به تئوری توطئه مبتلا شد !

نوامبر 29, 2009 2 دیدگاه

اکبر اعلمی ، با انتشار یک نظر در سایت ِ خود ، متن ِ کامل اعترافات یکی از اعضای ِ بالاترین را درج کرد و نشان داد که اعترافات ِ تلویزیونی در خصوص ِ سایت بالاترین را هم باور کرده است . ایشان قبلا در خصوص اعترافات ِ ابطحی هم به شیوه ی مشابه رفتار کرده بود . گویا این بیماری تئوری توطئه  واگیر است .

متن نظرکاربری به اسم سعید  در سایت اعلمی :

ضمن تائید انتشار این فیلم و با تشکر از آقای اعلمی به خاطر شفاف سازی هایشان جهت اطلاع دوستان می گویم که بنده هم سالهاست که در سایت ….عضویت دارم و تقریبا به چم و خم کار کاربران این سایت واقفم. عده ای حرفه ای در این سایت عضو هستند که بعضا دهها حساب کاربری را با نام های متفاوت برای خود ثبت کرده اند و با عده ای از دوستان داخل و خارج خود بصورت باندی و گروهی و اغلب از طریق کافی شاپ ها * عمل می کنند. بعضی از اینها در اجاره گروهها و اشخاص سیاسی است و در ایام انتخابات هم بسیار فعالانه عمل می کنند. مثلا اگر بخواهند بنفع و یا بزیان کسی تبلیغ کنند، مطلبی را در سایت قرار می دهند و در ظرف چند دقیقه آنرا داغ کرده و به صفحه اول می فرستند. اهمیت این سایت در این است که در سطح جهان مخاطب دارد و مرجع واقع می شود. متاسفانه با وجود اینکه چنین سایتی برای انتشار آزاد دیدگاه ها می تواند بسیار ارزشمند باشد اما بدلیل سلطه این باند حرفه ای و مزدور بر آن از رسالت خود روز بروز دورتر می شود. دارو دسته …که قبلا در ستادهای …و …بصورت مزدبگیری فعالیت می کردند نمی خواهند که نقاط ضعف دوستانشان آشکار شود به همین سبب هم به شما و یا هرکس دیگری که در مورد آنها ذره ای از حقایق را بنویسد حمله می کنند تا او را به عقب نشینی و تسلیم شدن در برابر خواسته های خود وادار سازند. من هم معتقدم که پاسخ شما به شبهه افکنی این گروه مزدبگیر مفید خواهد بود و مطمئن باشید که بدلیل عضویت تعداد زیادی از آزادیخواهان در این ساین نوشته های شما هم همچون گذشته پوشش داده خواهد شد و توطئه این افراد خنثی خواهد گردید.در راهتان موفق باشید .

* احتملا منظور کافی نت است .

لینک مطلب در سایت بالاترین


آقای اعلمی ، لطفا نمادهای ِ سبز را نشکنید

نوامبر 28, 2009 11 دیدگاه

اکبر اعلمی ، نماینده ی صریح الهجه ی  آذری ،  فیلم ِ  اعترافات محمد علی ابطحی را در سایتش  باز نشر کرده است . به اعتقاد ِ من این کار هم به  لحاظ ِ تاکتیکی و هم به لحا ظ ِ اخلاقی اشتباه است .

استدلال ِ من ساده است .

1. آن کس که ابطحی را  وادار به این اعترافات کرده است ، مقصود اصلیش انتشار آن بوده است . و آن کس که  به انتشار ِ این اعترافات کمک می کند به این خواسته ی غیر اخلاقی کمک کرده است .

2. ابطحی ِ  اسیر و وبلاگ نویس غیر از » محمد علی ابطحی ِ سیاستمدار » است . ابطحی برای جنبش ِ سبز  نمادی از نمادهای اسارت است . نمادی از نمادهای ِ وبلاگ نویسان  اسیر است . آن کس که ، » امروز »  این نماد را بشکند به جنبش ِ سبز  لطمه زده است و این یک تاکتیک ِ اشتباه است .

پی نوشت : گویا بهانه ی اصلی برای باز نشر این اعترافات ، حذف ِ قسمت هایی از آن است . قسمت هایی که آقای اعلمی می خواهد به استناد آن چیزی را ثابت کند ! آیا استناد به  قسمت هایی از این اعترافات با استناد به قسمت هایی دیگر از این اعترافات با هم فرقی دارد ؟ ایا هدف وسیله را توجیه می کند ؟ به زعم ِ بنده این  «بهانـــه » برای باز نشر اعترافات ِ ابطحی کمتر از آن است که اکبر اعلمی خود را برای آن هزینه کند ! مثلا  «بهانه ای »  که  در کامنت های ِ فردی به اسم ِ داوود در سایت اکبر اعلمی آمده اند ؟!

به جناب ِاکبر اعلمی بزرگوار ، پیشنهاد می کنم

این مطلب را از روی سایت خود بردارند تا  همه بزرگتر شویم .

زهر چشم ِ احمدی نژاد از قالیباف و بندبازی علی لاریجانی

نوامبر 23, 2009 2 دیدگاه

قالیباف : ای محمود ، اگر ایرانی ها بر سر ِ خشـم آیند ، تو را خواهند کشت !

احمدی نژاد : و اگر بر سر ِ  عقـــل آیند ،  تـــو را !

———————————————–

پی نوشت1 : امروز که سخنان علی لاریجانی را در دفاع ِ توامان از هاشمی رفسنجانی و احمدی نژاد ! خواندم ، ناخودآگاه به یادِ این مناظره ی حکیمانه افتادم .اصل  این  مناظره ، مربوطه به دوتن از سیاستمداران ِ واقعی یونان باستان است و گویا هر دو از شاگردان ِ افلاطون بوده اند .  قبلا موضع خود را در خصوص علی لاریجانی در اینجا گفته ام و نیازی به تکرار آن نمی بینم ، اما  نکته ای را که نباید  لاریجانی ها ! و به خصوص علی لاریجانی و صادق ِ لاریجانی فراموش کنند  آن است که : در اوضاع ِ  بحرانی امروز ایران ، بر ریاست ِ دو قوه نشستن کار ِ دشواری است . هیچ سخن  و گفتار ِ  دیپلماتیکی ، نافی ِ مسئولیت تاریخی و قانونی ِ آنان نخواهد بود . بند بازی سیاسی ، می تواند تعادل قوا  را به نفع ِ  سیاستمدار حفظ کند ، اما نه به نفع ِ  آینده !  تاریخ قضاوت خواهد کرد .

پی نوشت 2 : خبر توقیبف همشهری تائید شد . تیتر ِ امروز ِ همشهری  و نامه قالیباف به احمدی نژاد در خصوص ِ مترو ، امروز کار دست ِ قالیباف داد . گویا احمدی نژاد خواسته است از او هم زهر چشم بگیرد . البته همه این مطالب بهانه ای شد تا ابراز ِ تاسف کنم که کسانی چون لاریجانی و احمدی نژاد و قالیباف دارند تیتر خبر های ما را تشکیل می دهند . بی خود نیست گفته اند : تغاری بشکند ، ماستی بریزد … جهان گردد به کام ِ کاسه لیسان

تاریخ برای کسی طلب آمرزش نمی کند

نوامبر 22, 2009 بیان دیدگاه

عوض علی کردان فوت شد . خدایش بیامرزاد . این طلب ِ آمرزش  وظیفه ی دینی ماست . این طلب ِ آمرزش  صفای  باطن می آورد . آدمی  را سبز می کند . روح را طراوت می بخشد و اگر مقبول افتد ،  باری از بار ِ  فوت شده   کم می کند.

عوض علی کردان هم فوت شد . خداوند  او را و  رفتگان ِ همه را بیامرزد . در  سنت ِ اخلاقی و دینی ما  ایرانیان ، پشت سر ِمرده حرف زدن  ، شایسته نیست .  کسی  که توان ِ  دفاع  از خود را ندارد ، نباید محاکمه شود ،  این یک حکم اخلاقی است .

عوض علی  کردان فوت شد .    نامش در تاریخ ِ  معاصر ِ ایران خواهد آمد  .  اما …« تاریخ » بی رحم است و برای کسی طلب ِ آمرزش نمی کند .

خطر ریزش سبز ها

نوامبر 21, 2009 2 دیدگاه

دسته‌ها:خطر ریزش سبز ها برچسب‌ها:

این بازی ایراد دارد !

نوامبر 20, 2009 ۱ دیدگاه

حرکت اول مال ِ من بود و مهارتم  عالی است
تو نباید برنده می شدی . این بازی ایراد دارد !
( جان نش )

1. همايش «سبزها و دين» با حضور گسترده ی اساتيد و دانشجويان علوم انساني به خصوص جامعه شناسي و علوم سياسي در دانشكده ی علوم اجتماعي دانشگاه تهران برگزار شد. به گزارش نوروز، در اين همايش دكترحسن محدثي، دكتر سيد محمدامين قانعي‌راد، جواد كاشي، و سارا شريعتي و عمادالدين باقي به ايراد سخنراني و ارائه مقاله پرداختند و ابعاد حوادث بعد انتخابات با تمركز بر نقش دين در جنبش سبز وتحليل اجتماعي از اقدامات و فعاليت هاي اين جنبش را بررسي كردند.  …  عنوان ِ همایش گویا است » سبز ها و دین «. متن گزارش هم گویا تر است .» تمر کز بر نقش ِ دین در جنبش ِ سبز » و  این که اکثر قریب به اتفاق ِ سخنرانان این همایش هم  تاکید داشتند که در جنبش سبز ،  دین دار و بی دین دخیل اند و  دین ِ  سبز با دین ِ سرخ یکی نیست و دین پشتوانه ای برای جنبش ِ سبز است و جنبش ِ سبز سرانجام پیروز است و بازی برد برد است و … ظاهراً همه چیز خوب است .

2. بزودی در گوشه ای دیگر از تهران ، در دانشگاهی دیگر ، همایشی با عنوان »  دین و انقلاب نرم » بر گزار خواهد شد و عده ای دیگر با عنوان اساتیدِ جامعه شناسی و علوم سیاسی و دینی  در آن سخنرانی خواهند کرد . دکتر محمد جواد لاریجانی و  رحیم پورازغدی و صفار هرندی و رسایی و مصباح یزدی و … به ایراد ِ سخنرانی و ارائه مقاله خواهند پرداخت و   ابعاد حوادث بعد انتخابات   را  با تمركز بر نقش دين بررسی کرده و بر نقش ِ وحدت آفرین ِ ولایت ِ فقیه  در خنثی کردن توطئه های ِ سران ِ فتنه  تاکید خواهند کرد . در این همایش با تاکید بر جایگاه دین اسلام و با تکیه بر آموزه های امام  بر حفظ ِ دستاوردهای انقلاب اسلامی تاکید شده و یکی از اساتید با تبیین ماجرای صفین و قرآن کردن ِ نیزه ها ابعاد دسیسه های معاویه و عمرو عاص  را تشریح  می کند . دیگری  از شیوه های ِ حکومتی امیرالمومنین و پیامبر اسلام  در برخورد با  ماجرای بنی قریظه و خوارج خواهد گفت و.. البته این همایش در مطبوعات و صداو سیما انعکاس وسیعی یافته و دوست و دشمن به نقد آن خواهند پرداخت . .

3. حاصل چیست ؟ البته که در هر دو همایش ارتباط ِ» دین و سبز ها » واکاوی می شود و صد البته در  هیچکدام از این همایش ها  در خصوص ِ رنگ سبز  و طیف های ِ آن  جدلی در کار نخواهد بود . اما آنچه ارتباط آن با سبزها و جنبش ِ سبز ،  تعبیر و تفسیر و تحلیل و تاویل خواهد شد » دین » است .  یعنی محل اصلی ِ دعوا  ، دین و قرائت های دینی  خواهد بود  و این یعنی آغاز یک دعوای  ایدئولوژیک ِ نه چندان جدید. در این دعوا ، هر کس گزاره های بنیادی خود را دارد و به گزارشی از تاریخ  دینی  اکتفا می کند  . هر کس به روایت و تفسیری از دین پای بند است و احادیثی از پیامبر و روایاتی از ائمه و جملاتی از امام .  لشکر کسی هم آسان است و همه به اندازه  ی کافی شهید دارند . حاصل چیست ؟  قرائت  ِ رسمی و سنتی دین  و ولی امر مسلمین جهان و فقیهان ِ سنت گرا در یک طرف و روشنفکران دینی در طرف ِ دیگر ؟  یک دعوای ی بیهوده  برای  جنبش ِ سبز .  بازی عوض شده است . میدان از آن ِ حریف است  و بازی مطلوب  ِ سیاستمداران و دنیا به کام ِ  برادر ِ بزرگ !

4. بازی را ما شروع کردیم . مهارت کافی داریم .اما بازنده ایم  . این بازی ایراد دارد !  چیزی در این میان گم می شود . نمادی به نام سبز . جنبشی در این میان مقبض می شود . جنبشی به نام  جنبش ِِ سبز . ایراد از کجاست ؟

5. ایراد اول : جنبش ِ سبز برخلاف ِ انقلاب ِ اسلامی  ، متکی بر نماد هاست نه ایدئولوژی . ایدئولوژی ها و نماد ها کارکردهای ِ مشابه ی دارند و هر دو  ذهن را تسخیر می کنند . هر دو برای بسیج ِ توده ها و شکل گیری جنبش های ِ اجتماعی کارکردهای ِ مثبتی دارند . اما آنچه یک نماد بر دوش می کشد بسیار فراتر از تکلیفی است که ایدئولوژی می طلبد .  جنبش ِ سبز با نمادهایش آغاز شده است : رنگ سبز ، میر حسین ،  ندا آقا سلطان ، کیانوش آسا ، محود وحید نیا ، کهریزک ، رامین ِ پوراندرجانی . نمادهای ِ جنبش ِ سبز فراگیرند و جهانی اند. جنبش ِ سبز برای تسخیر قلوب و اذهان از نمادها بهره می گیرد نه از ایدئولوژی . .  راز ِ همراهی جهانیان همین است . ایدئولوژی هامخاطبان خاص دارند اما نماد ها مخاطبان عام . به کنایتی ،  تفاوت ِ ایدئولوژی ها  و نمادها  در جنبش ِ سبز  تفاوت  از» یاحسین » تا » میر حسین »  است .

6. ایراد دیگر : تفاوت ها ی بنیادی فراموش شده است و شباهت های ِ بدیهی بزرگ شده اند . خواسته ها یکی است اما خاستگاهها یکی نیست .  خواسته های  انقلاب اسلامی و جنبش ِ اصلاحات  و جنبش َ سبز یکی است .امنیت ، عدالت ، آزادی و  جمهوری اسلامی  شاید !  اما تنها خواسته ها یکی است، خاستگاه آنان متفاوت است . جنبش ِ سبز با اتکا بر حق انسانی ِ رای به دنیا آمد و انقلاب ِ اسلامی بر اساسِ تکلیف اسلامی ِ مبارزه با  ظالم  و جنبش ِ اصلاحات بر اساس ِ اعتراض به یک روش سیاسی و اقتصادی در حکومت   . حق ِ نهفته در جنبش ِ سبز ، پیش از تکلیف دینی  انقلاب اسلامی و اصلاح ِ سیاسی دوم ِ خرداد آغاز می شود . اعم از آنهاست . نباید  جنبش ِ سبز را  به اصلاحات و حتی  انقلاب ِ اسلامی فرو کاست  .

7.ایراد سومی هم هست و شاید بنیادی تر از همه . و آن  «همان گویی ها و بد فهمی ها  « است .  جمله هایی  با این محتوا » جنبش ِ سبز پیروز خواهد شد حتی اگر به قدرت دست نیابد » . یعنی روزی روزگاری همه سبز می شوند در روش . بالاخره همه به قانون تمکین می کنند در عمل . این گزاره ها همان گویی است . هیچ انگاری ِ جنبش است .آنهایی  که این گونه می گویند  و این گونه باور دارند ، چیستی ِ  جنبش ِ سبز را زیر سوال می برند .مخاطب حق دارد  بپرسد : » اگر چنین است  ، اصلا چرا جنبش ؟  » . اشکال وارد است  و از آنجاست که  :  قانون و  بی قانونی  ،  نفی  خشونت  و  خشونت ، آلترناتیوها ی   کاملی نیستند . قانون  ، محوری  برای » نفی خشونت » نیست . چنانچه بی قانونی به معنای خشونت نیست . گاندی یک نماد است نه یک ایدئولوژی . به قول او :  «ما  نبايد در انتظار آن بمانيم که بدکاران به مقامي ارتقا يابند که به بدی ِ  کار خود پي ببرند و بدي‏ها و نادرستي‏هاي کار خود را اصلاح کنند. » *

نویسنده :  سارا زرتشت

* پی نوشت ِ مهم  :

این ایرادها صرفا ایرادی های ِ فلسفی و منطقی ِ  بر عنوان ِ  کلی ِ همایش اند   و ایرادهای موضوعی و اخلاقی ِ برگزاری چنین همایش هایی مجال خود را می طلبد . روشنفکران و اساتید همراه جنبش ِ  سبز ترجیحا در این شرایط باید به عنوان ِ کنشگر ظاهر شوند نه تحلیلگر . در مجالی دیگر به این موضوع خواهم پرداخت .